چند روزی از حکومتش گذشته بود.
سویدبنغفله، به منزل او آمد؛
دید جز حصیری کوچک،
چیزی در خانه نیست!
با تعجب پرسید: یا امیرالمومنین!
بیتالمال در اختیار توست
و من در خانهی شما
چیزی جز اثاث ضروری نمیبینم!
فرمود: پسر غفله؛
فرد خردمند، در خانه ای که
باید از آن کوچ کند، اثاث بسیار نمیچیند!
ما خانهی امنی داریم که
بهترین کالاهایمان را
به آنجا فرستاده ایم؛
و به زودی خودمان هم
به آن ملحق خواهیم شد!
_بیرون رفت و از اصحاب و پرس و جو کرد؛
که آیا امیرالمومنین
خانهی دیگری هم دارد؟!
متوجه شد که ایشان آخرت را فرموده...
ازهدالزاهدین
| ارشادالقلوب،ج۱،ص۱۵۷
قبل از جنگ جمل
زیدبنصوحان و عبداللهبنعباس را
فرستاد تا نزد عایشه بروند،
و پیام امیرالمومنین را به او برسانند.
که متن نامه این بود:
عایشه؛
چرا فریب خوردهای و دیگران را نیز
فریب دادی
و برای جنگ حرکت کردی؟!
از خدایی بترس
که در محضرش حاضر خواهی شد.
مبادا پیوند خویشاوندی تو با طلحه،
و علاقه ات به عبدالله بن زبیر!
موجب بروز اعمالی از تو شود؛
که درنهایت گرفتار آتش جهنم شوی!
عایشه در پاسخ آن دو نفر گفت:
من پاسخی برای شما ندارم
زیرا میدانم در برابر استدلال های
علیبنابیطالب نمیتوان سخنی گفت!
علیحقومعالحق
| الفتوح،ج۱،ص۱۱۲
🍁 پاییز ۱۴۰۴
🗓 چهارشنبه، ۲۳ مهر
📜 وَ قَالَ (علیهالسلام):
إِذَا أَقْبَلَتِ الدُّنْيَا عَلَى أَحَدٍ أَعَارَتْهُ مَحَاسِنَ غَيْرِهِ، وَ إِذَا أَدْبَرَتْ عَنْهُ سَلَبَتْهُ مَحَاسِنَ نَفْسِهِ.
🔻 امام علی (علیهالسلام) فرمود:
هرگاه دنیا به کسی روی آورد،
نیکیها و زیباییهای دیگران را هم به او نسبت میدهد؛
و چون از او روی بگرداند،
حتی خوبیهای خودش را نیز از چشم مردم میاندازد.
🔍 یعنی:
🔸 دنیا و شهرت، معیار واقعی ارزش نیست.
🔸 محبوبیتِ امروز، همیشه نشانهی حقیقت فرد نیست.
✅ حکمت ۱۰۵ نهجالبلاغه
مأمون، میخواست حضرت رضا(ع) را بیاورد
و در منصب ولایتعهدی بنشاند؛
تا بعد از آن مردم بگویند:
با آلعلی هم اوضاع فرقی نکرد!
و چیزی نشد،
و یا آلعلی را متهم کنند؛
که وقتی اینها دست خودشان کوتاه است،
این حرفها را میزنند؛
ولی وقتی دست خودشان هم رسید،
دیگر حرفی نمیزنند و ساکت میشوند...
_ شهیدمطهری
آقا امیرالمومنینعلیهالسلام:
امروز ما و شما،
بر سر دوراهی حق و باطل قرار داریم!
و آنکه به وجود آب اطمینان دارد؛
تشنه نمیماند...!
نهجالبلاغه،خطبه۴
به ناچار عمر شما به سر خواهد رسید،
و دفتر آرزوها بسته خواهد شد،
ونَفَس ها به شماره خواهند افتاد...
_صاحب"فمنیمتیرنی" میفرمود.
شیخصدوقالامالی،مجلس۲۳،ح۵
پیامبر به شدت زخمی شده بود،
و به حال هزیمت درآمده بود،
از چهار طرف، پیامبر را حفاظت میکرد.
تا جایی که "۹۰" زخمِ کاری به
سر و صورت و سینه و شکم و
دست و پای او وارد شد؛
آنگاه منادی از آسمان ندا داد:
" لافَتی الا عَلی،لاسَیف الا ذوالفقار"
جبرئیل به پیامبراکرم عرض کرد:
یارسولالله!
این علی است که مواسات،
و جوانمردی را آشکار میکند.
پیامبر فرمود:
"انّه منی و انا مِنه"
علیازمناستومنازعلیام!
بعد از جنگ جمل
وقتی میان کشته ها راه میرفت؛
به جنازهی "معبدبنزهیر" رسید.
فرمود:
اگر فتنه در ثریا بود؛
این جوان به آن دست مییافت!!!
_ به خدا قسم!
از چیزی هم آگاهی نداشت؛
کسی که او را دیده بود به من خبر داد،
که از ترس شمشیر و کشته شدن،
در جست و جوی پناهگاه بوده است؛
و اکنون بدبخت اینگونه کشته و تباه شد.
| علیاززبانعلی،ص۲۳۰