eitaa logo
حضرت سخن
230 دنبال‌کننده
90 عکس
28 ویدیو
1 فایل
جهان که لطف ندارد بگو نجف چه خبر؟
مشاهده در ایتا
دانلود
معاویه دو نفر جاسوس را اَجیر کرد که هر طور شده کاری کنند که عثمان سریعتر کشته شود! این اتفاق افتاد و در لا به لای شلوغی، آن دو نفر لباس خونی عثمان را به شام بردند و با نامه‌ای از طرف همسر عثمان و با موضوع خونخواهی تحویل معاویه دادند. معاویه بالای منبر رفت، گریه کرد و گفت: علی قاتل است و از روی نیرنگ او را کشته است! و بعد از آن دستور داد پیراهن عثمان را از دروازه شهر آویزان کنند. _ معاویه ۷۰ نفر را حقوق میداد که هر روز پای دروازه شهر بنشینند و برای پیراهن گریه کنند فقط با هدف اینکه احساسات مردم را علیه علی(ع) جریحه دار کند و ناحق بودن خلافت علی را اثبات کند و آنان را به جنگ با علی تشویق کند و از مردم شام بیعت بگیرد و اینکار را هم کرد...! پیراهن‌عثمان
‌ «سبک‌بار شوید، تا برسید» - نهج‌البلاغه، خطبه۲۱ ‌
بسم رب علی
این را بدانید که؛ شما نمیتوانید مانند من باشید! اما من را با تقوا و خود‌نگهداری تلاش‌ در راه حق، پاکدامنی و راستگویی، یاری کنید...! |نهج‌البلاغه،نامه۴۵
عمر بن عبدالعزیز؛ نجیب ترین شخص بنی امیه شناخته میشد و کارهای مفیدی کرد؛ از جمله اینکه لعن کردن علی(علیه‌السلام) در نمازها و منبرها را ممنوع کرد! و در واقع ۷۰ هزار منبری که بعد از معاویه علی(ع) را لعن میکردند، لعن گفتن خود را ترک کردند. اما امام باقر(ع) فرمود: وقتی عبدالعزیز بمیرد در زمین برایش نوحه و عزا میکنند اما در آسمان او را لعن میکنند حال چرا کسی که لعن علی(ع) را ممنوع کرد سرنوشتش این است؟! زیرا در زمان حکومتش اقرار نکرد که حکومت و حق با آل علی است، با اینکه میدانست اما خود را کنار نکشید!
علت جنگ جمل آن بود که؛ طلحه و زبیر از این که در حکومت علی(علیه‌السلام) به استانداری منطقه‌ای برسند؛ نا امید شدند! از طرف دیگر،معاویه نامه‌ای به هر دو نفر نوشت، و آنان را به لقب امیرالمومنین توصیف کرد! و گفت از مردم شام برای آنها بیعت گرفته و باید هر چه زودتر شهرهای کوفه و بصره را اشغال کنند قبل از آنکه علی بر آن دو مسلط شود و دلیلشان هم خونخواهی عثمان باشد آن دو نفر ساده لوح هم فریب خوردند از مکه به مدینه رفتند و شروع به جمع آوریه شاخ و برگ جنگ کردند! و از آنجا عایشه با آنها همراه شد و فتنه را شعله ور تر کرد! طمع
●آقا امیرالمؤمنین(علیه‌السلام): هر سختی و مشقتی در نهایت؛ به آسایش ختم میشود.... غررالحکم،حدیث۶۳۸۳
فرمود: به آنچه که به آن امید نداری، احساس نزدیکی بیشتری کن تا چیزی که به آن امیدواری! |غررالحکم،حدیث۵۵۹۳
امام سجادﷺ میفرمود: هنگامى که نزد مروان؛ حاکم یکی از شهرهای معاویه رفتم، گفت: نام تو چیست؟ گفتم: على بن الحسین. گفت: نام برادرت چیست؟ گفتم: على‌اکبرﷺ مروان گفت: چه خبر است! همه على على؟! برای چه پدرت همه‌ی فرزندانش را على نامیده...؟! بازگشتم و جریان را برای پدرم شرح دادم. پدرم اباعبداللهﷺ فرمود: واى بر او! اگر براى من صد پسر متولد شود؛ دوست دارم نام یک به یک آنان را "على" بگذارم...! | بحار‌الانوار،ج۴۴،ص۲۱۱
در بدست آوردن دنیا، آرام باش! | نهج‌البلاغه،نامه۳۱
بسم رب علی