«از معانی گوارا و شیوای سخنان علی (ع)هر سخنوری سیراب شده و به سبک کلام وی هر خطیبی لباس سخنوری به تن کرده است؛ چرا که مولا آبشخور بلاغت و زاینده آن است و ابر پر بار فصاحت میباشد به حدی که خود فرمود: ما فرمانروایان کشور سخنیم و درخت سخنوری در وجود ما ریشه دوانیده و شاخهها آورده است».
امام یحیی یمنی
یکی از علمای نجف اشرف که مدتی به قم آمده بود، برای من چنین نقل کرد که:من مشکلی داشتم به مسجد جمکران رفتم و درد دل خود را به محضر حضرت بقیة الله حجّة ابن الحسن العسکری امام زمان (عج) عرضه داشتم و از وی خواستم که نزد خدا شفاعت کند تا مشکلم حل شود.
برای این منظور، مکرر به مسجد جمکران رفتم ولی نتیجه ای ندیدم .روزی هنگام نماز دلم شکست و عرض کردم: مولا جان !آیا جایز است که در محضر شما و منزل شما باشم و به دیگری متوسّل شوم؟شما امام زمان من می باشید آیا زشت نیست با وجود امام حتّی به علمدار کربلا قمر بنی هاشم (ع) متوسّل شوم و او را نزد خدا شفیع قرار دهم؟!
از شدت تأثّر بین خواب و بیداری قرار گرفته بودم. ناگهان با چهره ی نورانی قطب عالم امکان حضرت حجة ابن الحسن العسکری (عج) مواجه شدم.
بدون تأمل به حضرتش سلام عرض کردم، حضرت با محبّت و بزرگواری جوابم را دادند و فرمودند: نه تنها زشت نیست و نه تنها ناراحت نمی شوم که به علمدار کربلا متوسّل شوی، بلکه شما را راهنمایی هم می کنم که به حضرتش چه بگویی.
چون خواستی از حضرت ابوالفضل (ع) حاجت بخواهی، این چنین بگو:
یا ابالغوث ادرکنی
#داستان
حتما حکمتی داشته است در این دنیا که ۱۰۰۰۰ دین مختلف وجود دارد،
تو شیعه علی(ع)شده ایی......
رکاب آهستهآهسته تَرَک خورد و نگین افتاد
پُر از یاقوت شد عالم، سوار از روی زین افتاد
از پستی و بیارزشی دنیا همین بس که سر یحیی بن زکریا (ع) را به عنوان هدیه نزد فردی زناکار و بیعفت بردند.....
حسین بن علی