eitaa logo
حضرت سخن
208 دنبال‌کننده
93 عکس
31 ویدیو
1 فایل
جهان که لطف ندارد بگو نجف چه خبر؟
مشاهده در ایتا
دانلود
رکاب آهسته‌آهسته تَرَک خورد و نگین افتاد پُر از یاقوت شد عالم، سوار از روی زین افتاد
همه میتوانند امام زمانشان را ببینند همانطور که شمر هم دید اما نشناخت.....
از پستی و بی‌ارزشی دنیا همین بس که سر یحیی بن زکریا (ع) را به عنوان هدیه نزد فردی زناکار و بی‌عفت بردند..... حسین بن علی
بسم رب علی
دانش، ميراثى است گرانمايه و آداب، زيورهايى نو به نو و انديشه، آينه اى صافى است. نهج‌البلاغه، حکمت ۵
بسم رب علی
خدا پيامبر اسلام را زمانى فرستاد كه.... فتنه ها، مردم را لگد مال كرده و با سم هاى محكم خود نابودشان كرده و پا بر جا ايستاده بود. امّا مردم حيران و سرگردان، بى خبر و فريب خورده، در كنار بهترين خانه (كعبه) و بدترين همسايگان (بت پرستان) زندگى مى كردند. خواب آنها بيدارى، و سرمه چشم آنها اشك بود، در سرزمينى كه دانشمند آن لب فرو بسته و جاهل گرامى بود نهج‌البلاغه،خطبه ۲
سينه عاقل صندوقچه راز اوست و خوشرويى دام دوستى است و برد بارى، گورگاه زشتيها.آشتى جويى، سرپوش عيبهاست. هر كه از خود خشنود بود، خشم گيرندگانش بسيارند. نهج‌البلاغه،حکمت ۶
قدامه بن مظعون، شراب نوشيد، عمر تصميم گرفت بر او حد جاري كند، قدامه به عمر گفت: حد بر من روا نيست. زيرا خداوند در قرآن مجيد مي‌فرمايد: ليس علي الذين آمنوا و عملوا الصالحات جناح فيما طعموا بر آنان كه ايمان آورده‌اند و كردار شايسته انجام داده‌اند، گناهی نيست در آنچه خورده‌اند، هرگاه بپرهيزند و ايمان بياورند و كارهای شايسته بكنند. پس عمر از او صرف نظر كرد. اميرالمومنين عليه‌السلام اين را شنيد نزد عمر رفت و به وی فرمود: چرا به قدامه حد نزدی؟ عمر: قدامه اين آيه را برايم خواند و خود را از مصاديق آن دانست. علي عليه‌السلام: قدامه از مصاديق اين آيه نيست؛ زيرا كسانی كه ايمان آورده و كردار نيك انجام می دهند هرگز حرامی را حلال نمی شمرند، اينك قدامه را برگردان و او را از آن گفتارش توبه بده و بر او حد جاری كن. و اگر توبه نكرد او را به قتل برسان؛ زيرا از اسلام خارج شده است. عمر به خود آمد و قدامه را طلبيد، و چون قدامه از جريان باخبر شد نزد عمر اظهار ندامت و توبه كرد و عمر از حكم قتلش درگذشت و آنگاه كه خواست به او تازيانه بزند مقدارش را نمی دانست، باز از آن حضرت راهنمایی خواست. علي عليه‌السلام به او فرمود: حدش هشتاد تازيانه است؛ زيرا كسی كه شراب نوشد مست می شود، و در آن هنگام هذيان می گويد و به مردم تهمت می زند و حد تهمت، هشتاد تازيانه است. پس عمر طبق دستور آن حضرت عمل كرد.
بسم رب علی
جوانی نزد عمر رفت و ميراث پدر را از او طلب كرد و اظهار داشت كه او هنگام فوت پدرش در مدينه كودكی بوده است. عمر بر او فرياد زد و او را دور نمود. جوان از نزد عمر بيرون رفت و از دست او تظلم می كرد. اتفاقا حضرت امير عليه‌السلام به جوان رسيد و چون از قضيه آگاه شد به همراهان خود فرمود: جوان را به مسجد جامع بياوريد تا خودم در ماجرايش تحقيق كنم. جوان را به مسجد بردند. علی عليه‌السلام از او سوالاتی كرد و آنگاه فرمود: چنان درباره شما حكم كنم كه خداوند بزرگ به آن حكم نموده و تنها، برگزيدگان او بدان حكم میكنند سپس بعضی از اصحاب خود را طلبيده به آنان فرمود: بياييد و بيلی نيز همراه بياوريد، می خواهيم به طرف قبر پدر اين كودك برويم. چون رفتند، آن حضرت به قبری اشاره كرد و فرمود: اين قبر را حفر كنيد و ضلعی از اضلاع بدن ميت را برايم بياوريد، و چون آوردند حضرت آن را به دست كودك داد و به وی فرمود: اين استخوان را بو كن. كودك از استخوان بو كشيد، ناگهان خون از دو سوراخ بينی او جاري شد، علی عليه‌السلام به كودك فرمود: تو پسر اين ميت هستی. عمر گفت: يا علی! با جاری شدن خون، مال را به او تسليم می كنی؟ حضرت فرمود: اين كودك سزاوارترست به اين مال از تو و از ساير مردم و آنگاه به حاضران دستور داد استخوان را بو كنند، و چون بو كشيدند، هيچ گونه تاثيری در آنها نگذاشت و دوباره كودك از آن بو كشيد و خون زيادی از بينی او خارج شد، پس مال را به كودك تسليم نمود و فرمود: به خدا سوگند نه من دروغگو هستم و نه آن كسی كه اين اسرار را به من آموخته است.
صدقه دارویی است شفابخش، و اعمال بندگان در این دنیا، در فردای قیامت جلو دیدگانشان خواهد بود. نهج‌البلاغه، حکمت ۷