برای رفتن به میدان جنگ
آماده شده بود.
خطبه خواند و فرمود:
بدانید!
اگر حنا رنگ موی زنان است؛
خون نیز
رنگ محاسن مردان به شمار میآید!
• و در میان کارهایی که عاقبت خیر دارد؛
هیچ کاری بهتر از "صبر و ایستادگی" نیست...
_اشجعالناس،علیعلیهالسلام
وقعهصفین،ص۴۷۶
هر وقت بلا و سختیِ امتحان،
گلو را سخت بفشارد؛
زمانِ آسایش نزدیک خواهد بود!
_علیعلیهالسلام جز حق نمیفرمود؛
پس صبر کن.
غررالحکم،حدیث۵۴۵۵
هنگامی که
به یاد امامحسینعلیهالسلام می افتید،
تردیدی نداشته باشید که
آن حضرت هم به یاد شماست...
بسمالله
حضرت صادقعلیهالسلام میفرمود:
پدرمان امیرالمومنینﷺ
همیشه میفرمودند که:
کم پیش میآید که
وقتی چیزی از دست رفت،
بازگردد...
الکافی،ج۴،ص۳۸
"هر کسی"
دستِ نیاز به سویت دراز کرد،
دستش را رد نکن؛
هر چند به اندازهی نیم حبه انگور،
و یا خرما باشد؛
" صدقه رشد و نمو میکند"
_مولایمومنینعلیعلیهالسلام
| تحفالعقول،ص۲۸۷
حضرت سخن
"هر کسی" دستِ نیاز به سویت دراز کرد، دستش را رد نکن؛ هر چند به اندازهی نیم حبه انگور، و یا خرما باش
شَعبی میگوید:
علیعلیهالسلام بخشندهای بود،
که هرگز،
به هیچ،
درخواست کننده ای،
نه نگفت...
| امامعلیﷺمنمحدالیاللحد،ص۱۵۳
" خاصَهُ اللّه "
از القاب اوست.
به معنای:
خاصِ خداوند!
آری؛
خداوند شما را ویژه آفرید؛
ویژه و مخصوص برای خودش...
در جنگ صفین قبل از اینکه
اصحاب امیرالمومنین به محل جنگ برسند؛
معاویه فرات را بسته بود.
خوشحال بودند و با خود میگفتند:
وقتی آب به اصحاب علی نرسد؛
مجبور میشوند فرار کنند.
امیرالمومنین فرمود: ابتدا باید مذاکره کنیم؛
بلکه مشکل حل شود،
تا در حد امکان از جنگ جلوگیری شود.
معاویه برای آزاد کردن آب،
شورا تشکیل داد.
بعضی گفتند: نه و بعضی گفتند:
آب را آزاد کنید.
_ عمروعاص گفت آب را آزاد بگذارید!
برای اینکه اگر آزاد نگذارید
به زور از شما خواهند گرفت و آبرویتان میرود!
اما به هر حال معاویه آب را آزاد نکرد!
در اینجا امیرالمومنین خطبه ای خواند؛
که اثرش از طبل، شمشیر
و مارش نظامی بیشتر بود!
فرمود: ایها الناس؛
حیات یعنی چه؟! مرگ یعنی چه؟!
آیا زندگی، یعنی راه رفتن روی زمین؟
یعنی غذا خوردن و خوابیدن؟!
آیا مُردن یعنی رفتن زیر خاک؟!
خیر؛
_ زندگی آن است که بمیرید
در حالی که پیروزید؛
و مرگ یعنی زنده باشید،
ولی شکست خورده!
| نهجالبلاغه،خطبه۵۱
آگاه باشید!
آنچه را برای حفظ دین
از دست میدهید؛
زیانی به شما نخواهد رساند...
_علیبنابیطالبعلیهالسلام
نهجالبلاغه،خطبه ۱۷۴