حضرت سخن
"هر کسی" دستِ نیاز به سویت دراز کرد، دستش را رد نکن؛ هر چند به اندازهی نیم حبه انگور، و یا خرما باش
شَعبی میگوید:
علیعلیهالسلام بخشندهای بود،
که هرگز،
به هیچ،
درخواست کننده ای،
نه نگفت...
| امامعلیﷺمنمحدالیاللحد،ص۱۵۳
" خاصَهُ اللّه "
از القاب اوست.
به معنای:
خاصِ خداوند!
آری؛
خداوند شما را ویژه آفرید؛
ویژه و مخصوص برای خودش...
در جنگ صفین قبل از اینکه
اصحاب امیرالمومنین به محل جنگ برسند؛
معاویه فرات را بسته بود.
خوشحال بودند و با خود میگفتند:
وقتی آب به اصحاب علی نرسد؛
مجبور میشوند فرار کنند.
امیرالمومنین فرمود: ابتدا باید مذاکره کنیم؛
بلکه مشکل حل شود،
تا در حد امکان از جنگ جلوگیری شود.
معاویه برای آزاد کردن آب،
شورا تشکیل داد.
بعضی گفتند: نه و بعضی گفتند:
آب را آزاد کنید.
_ عمروعاص گفت آب را آزاد بگذارید!
برای اینکه اگر آزاد نگذارید
به زور از شما خواهند گرفت و آبرویتان میرود!
اما به هر حال معاویه آب را آزاد نکرد!
در اینجا امیرالمومنین خطبه ای خواند؛
که اثرش از طبل، شمشیر
و مارش نظامی بیشتر بود!
فرمود: ایها الناس؛
حیات یعنی چه؟! مرگ یعنی چه؟!
آیا زندگی، یعنی راه رفتن روی زمین؟
یعنی غذا خوردن و خوابیدن؟!
آیا مُردن یعنی رفتن زیر خاک؟!
خیر؛
_ زندگی آن است که بمیرید
در حالی که پیروزید؛
و مرگ یعنی زنده باشید،
ولی شکست خورده!
| نهجالبلاغه،خطبه۵۱
آگاه باشید!
آنچه را برای حفظ دین
از دست میدهید؛
زیانی به شما نخواهد رساند...
_علیبنابیطالبعلیهالسلام
نهجالبلاغه،خطبه ۱۷۴
_ هفتاد هزار منبر،
امیرالمومنین را لعن میکردند.
نقل است:
شخصی نماز میخواند
که لعن مولا را یادش رفت؛
گفتند: حواست هست که
لعن علی را فراموش کردی؟!
گفت: ای داد بی داد!
و به جای کفارهاش یک مسجد ساخت...!
اولمظلومعلیعلیهالسلام
روزی در حین سخنرانی برای مردم بود.
مردی وارد مجلس شد و گفت:
وای از ظلمی که به من شده است!
امام فرمود: جلو بیا
وقتی مرد نزدیک امام آمد
حضرت فرمود:
ای مرد؛ به اندازه شنها و ریگها
و کرک حیوانات به من ظلم شده است...!
اولمظلومعالمعلیعلیهالسلام
|مستدرک حاکم،ج۳،ص۱۴۲
چشمِ شخصی در یک نزاع
آسیب دیده بود،
اما ظاهراً سالم بود.
اميرمومنانعلیهالسلام دستور داد
چشم دیگر او را که سالم بود
با پارچهای بستند؛
بعد از آن تخممرغی را
به دست یک نفر دادند.
مقابل شخص آسیب دیده ایستاد.
مولا فرمود: آيا تخم مرغ را مى بينى؟!
هر وقت مرد آسیب دیده میگفت: "آرى"
شخصی که تخم مرغ در دستش بود
اندكى عقب تر میرفت
تا جایی كه مَرد دیگر نمیتوانست
تخم مرغ را ببیند.
آن مكان را علامت گذاشتند.
و بعد چشم ضربه خورده اش را
بستند. دوباره شخصی که تخم مرغ
در دستش بود،كم كم
از او دور مى شد
و مَرد با چشم سالم خود
به آن نگاه مى كرد،
تا آن كه تخم مرغ
از ديدش پنهان شد.
بين آن دو مكان را اندازه گرفتند
و بر اساس آن نسبتِ دید
به او غرامت پرداخته شد.
قاضیالقضاتعلیعلیهالسلام
| الكافى،ج۷،ص۳۲۳