●آقا امیرالمؤمنین(علیهالسلام):
چیزی که برای تو مقدر شده باشد؛
بدون کم و کاست به تو خواهد رسید...
نهجالبلاغه،حکمت۳۷۹
پیر شده بود؛
هشتاد را پُر کرده بود.
آلزایمر داشت،
اسم فرزند و نوه هایش را هم
به خاطر نمیآورد؛
اما وقت برخاستن از زمین
یادش نمیرفت که بگوید: یاعلی...
مدد ز غیر تو ننگ است
وقت گذراندن به بطالت را
خوش نمیداشت،
و میفرمود:
روز خود را
با "چنین و چنان گفتیم" و
"چنین و چنان کردیم"
نگذرانید...
_مولایمتقینعلیعلیهالسلام
تحفالعقول،ص۱۶۵
بهترین نوع مردن،
کشته شدن در راه حق است...
_علیبنابیطالبعلیهالسلام
کافی،ج۵،ص۵۳
شهادت میدهم؛
آغاز اوست که پیش از او چیزی نیست،
و پایان اوست که بی نهایت است.
علی بن ابیطالب
نهجالبلاغه،خطبه۸۵
از اول تا همان آخر همین را گفت پیغمبر
امیر اصلاً به جز حیدر(ع) ، ندارد معنیِ دیگر....
علیجانم
عمروعاص به معاویه گفت:
در این جنگ اگر عمار کشته شود
پیش بینی پیامبر محقق میشود
و حقانیت علی(علیهالسلام)
بر همهی لشگر اثبات خواهد شد
و بی چون و چرا جنگ را میبازیم!
معاویه گفت: نگران نباش؛
باید بگوییم علی مقصر است
و عمار را از عمد به جنگ آورده تا
او را به کشتن دهد
و حقانیت خود را ثابت کند.
خبر در بین لشگریان پخش شد و
در نهایت به علی(علیهالسلام) رسید
جواب دندان شکنی داد و فرمود؛
اگر این حرف درست باشد
پس قاتل حمزه سیدالشهدا(ع)
خود پیامبر است چون در جنگ همراه او بود
و شهادت او را پیش بینی کرده بود...!
روزی امیرالمؤمنینعلیهالسلام
به اصحاب خود میفرمود:
دلم خیلی به حال ابوذر میسوزد،
خداوند رحمتش کند.
اصحاب پرسیدند: چطور؟!
مولا فرمود:
همان شبی که به دستور خلیفه
ماموران، جهت بیعت گرفتن از ابوذر
به خانهی او رفتند؛
چهار کیسهی اشرفی به ابوذر دادند،
تا با خلیفه بیعت کند.
ابوذر عصبانی شد و به مامورین گفت:
شما به من توهین کردید؛
آن هم دوبار!
اول اینکه تصور کردید که
من علی فروشم،
و آمدید مرا بخرید،
اما دوم؛ بی انصافها،
آیا ارزش علی
چهار کیسه اشرفی است؟!
شما با این چهار کیسه اشرفی
میخواهید من"علی"فروش شوم؟!
_ اگر تمام ثروت های دنیا را هم
جمع کنید،
با یک تار موی علی عوض نمیکنم!
آنها را بیرون کرد و درب را محکم بست.
مولا گریه میکرد و میفرمود:
قسم به خدایی که
جان علی در دست اوست؛
آن شبی که ابوذر درب خانه را
به روی سربازان خلیفه بست،
سه شبانه روز بود که او و خانواده اش
هیچ غذایی نخورده بودند....
| الکافی،ج۸