نخلستانها بیقرارند؛
تنها چند سحر دیگر مانده...
کوفه!
میرود مردی که
سنگینی تنهاییاش را
هیچکس نفهمید؛
جز تاریکی شب و شانههای چاه...
کجایند آزاد مردانی که
به حمایت از مردم خویش برخیزند؟!
کجایند غیور مردانی که
به هنگام نزول بلا و مشکلات،
مبارزه میکنند؟!
اسوهیمردانِعالم، علی علیهالسلام
نهجالبلاغه،خطبه۱۷۱
امیرالمومنینعلیهالسلام:
کارها وابسته به مقدرات خداست؛
نه پیشبینیِ بنده!
غررالحکم،حدیث۱۳۹۵
چیزی به شکستِ معاویه نمانده بود.
وقتی با دستور عمروعاص
قرآنها به نیزه زده شد؛
اختلاف در لشکر امیرالمومنین افتاد.
عدهای با پیشانیِ پینه بسته از سجده
[بعدها خوارج نامیده شدند]
و قاریان لشکر
با جنگیدن مخالفت کردند!
و گفتند: علی! ما با قرآن نمیجنگیم
و اگر جنگیدن را متوقف نکنی
تو را هم میکُشیم و تحویل آنها میدهیم!
گوشهایشان هم که دیگر
به صحبت های امیرالمومنین
بدهکار نبود؛ که فریاد میزد:
فقط به مدت "یک ساعت"
بازوان و کاسههای سرهایتان را
در اختیار من قرار دهید!
که اکنون حق،
به نقطه حساس خود رسیده است،
و چیزی نمانده است که ستمکاران
شکست بخورند...
_ اگر حرفم را نپذیرید؛
راه بر شما سخت خواهد شد،
و هنگامی پشیمان خواهید شد
که دیگر برای شما سودی ندارد...
| الارشاد،ج۱،ص۳۱۶
زهد؛
بین دوکلمه از قرآن است:
که خداوند سبحان فرمود:
بر آنچه از دست شما رفت
حسرت نخورید،
و به آنچه که به شما رسیده
شادمان نباشید!
حدید،آیه۲۳
پس کسی که بر گذشته افسوس نخورد،
و به آینده شادمان نباشد؛
همهی جوانب زهد را
رعایت کرده است.
ازهدالزاهدینعلیعلیهالسلام
نهجالبلاغه،حکمت۴۳۹
روزی هارون الرشید از بهلول خواست
که چهل نفر حرامزاده، برایش حاضر کند!
بهلول فوراً رفت و بعد از چند لحظه
به همراه چهل نفر برگشت!
هارون با تعجب پرسید:
چطور به این سرعت توانستی
اینها را جمع کنی؟!
و اصلا از کجا دانستی که اینها حرامزادهاند؟!
بهلول در جواب گفت:
کار آسانی بود!
به روی پل شهر ایستادم و صدا زدم:
چه کسی با علیبنابیطالبﷺ
دشمن است،
و بغض او را در دل دارد؟!
بیش از صد نفر آمدند،
و من فقط چهل نفر از آنها را آوردم!
همانطور که خواسته بودی.
هارون میخندید و بهلول گفت:
یاد حدیثی از پیامبراکرم افتادم که فرمود:
[یاعلی؛ ما یَبَغضکَ الا اِبن الزِّنا]
یاعلی؛
هیچ شخصی بغض تورا در دل ندارد
مگر اینکه حرامزاده باشد...
کشکولشیخبهایی
پیامبر سفارش میفرمود:
یهودیان را از جزیره العرب بیرون کنید.
اگر ما اینکار را کرده بودیم،
و مانند علیعلیهالسلام عمل میکردیم
امروز دچار مصیبت نمیشدیم!
ما صبر کردیم،
ملاحظه آنان را کردیم،
مجامله کردیم،
کوتاه آمدیم
و گرفتار شدیم...
_امامموسیصدر
| انسانآسمان،ص۱۷۱
اگر یک ذرّه از محبت علیعلیهالسلام
به قلبتان بیُفتد؛
ذاتتان به جنبش در میآید!
حاجاسماعیلدولابی