حضرت سخن
آمده بودند که بیعت کنند. او هم بیعت کرد و گفت: یاعلی؛ از زمانی که اسم مرا شنیدی از حضورم ناراحت شد
نوشتهاند:
تا امیرالمومنینﷺ متوجه شد که
او عبدالرحمن است؛
رنگ از رخسارش پرید!
دست به محاسن گرفت
و فرمود: انا لله و انا الیه راجعون
_ اما شاید فکر کنید او
برای ترس خودش رنگش پرید!
خیر؛ برای عاقبت به شری
و بدبختی عبدالرحمن مرادی بود
که این حالت به او دست داد....!
غمِ همهی امت در سر داشت
او را به منزل آوردند.
اولین سوالی که پرسید،
دربارهی ابنملجم بود!
گفتند: پدر جان غصهاش را نخور؛
او را دستگیر کردهایم.
فرمود:
• از همان غذایی که به من میدهید
به او هم بدهید.
• با همان نوشیدنیهایی که
برای من میآورید،
او را سیراب کنید.
• اگر هم زنده ماندم،
خودم دربارهاش تصمیم میگیرم!
وگرنه چون یک ضربه زده است،
فقط یک ضربه به او بزنید؛
و زیاده روی نکنید...
عدلموثق
| کشفالغمه،ج۱،ص۴۳۳
دیگر دیدار کردن با او
سخت شده بود.
طبیب گفته بود که شیر
شاید کمی او را بهبود دهد.
همه با کاسهی شیر آمده بودند.
اندکی شیر طلبید
و اندکی از آن را میل کرد.
بعد فرمود:
این آخرین رزق و روزیِ من
از دنیا بود!
و با این جمله
همهی کوفه گریه میکرد...
بحارالانوار،ج۴۲،ص۲۹۰
اما سرانجام دنیا،
جز فراق نیست!
فراق و جدایی
از هر چیزی که
انسان در دنیا جمع کرده
• و به آن دل خوش کرده است...
علیبنابیطالبعلیهالسلام
وقعهصفین،ج۱،ص۱۰۴
روایات میگویند:
قیام آن عزیزِ غریب،
بعد از ناامیدیِ مردم رخ خواهد داد...
اللهمعجللولیکالفرج
عشقم اگر علی است، سَرِ دارَم آرزوست!
من سَرگذشتِ
میثمِ تَمّارم آرزوست؛
خرمافروختن بشود کارم آرزوست
رسواشدن میانهی بازارم آرزوست...
مهمانِ معاویه بود،
و به درخواست خود معاویه،
از اوصاف و زهد مولایشعلی میگفت.
در انتها، اشک معاویه درآمد و گفت:
خدا رحمت کند ابوالحسن را.
بعد به او گفت: عُدی؛
حالا بگو ببینم؛
احوالت در فراق او چگونه است؟!
گفت: شبیه مادری که عزیزش را
در دامنش سر بُریدهاند!
معاویه گفت:
اصلا میتوانی فراموشش کنی؟
عدی گفت:
مگر روزگار میگذارد که
او را فراموش کنم...
| الکنیوالقاب،ج۲،ص۱۰۵
با اماممجتبی و سیدالشهداعلیهالسلام
صحبت میکرد، که فرمود:
مردم سه دستهاند!
• دستهای خود را به ما منتسب میکنند،
و کسب آبرو میکنند.
• دستهای با ادعای محبت ما،
روزی میخورند!
• و دستهای که از همه کمترند؛
همانهایی که به ما اقتدا میکنند
و به وسیله ما هدایت میشوند.
" شیعیان واقعی ما
همینگروه آخر هستند،
خوش به حالشان و چه خوش عاقبتند"
پدرشیعهعلیعلیهالسلام
سلیم،ج۲،ص۹۴۳