روحالله خمینی1_24630742874 (1).mp3
زمان:
حجم:
2.6M
خدایا...
سپاه تویی ؛ ارتش تویی ؛ رزمنده تویی ؛ موشک تویی ؛ پهپاد تویی ؛ پدافند تویی ؛ همه تویی ؛ ما هیچ!
یاذلجلال والاکرام
ما چه باشیم که مغرور شویم و از کسی غیر از تو کمک بطلبیم..
ما بنده ی کمِ تو ایم!
ما کجا، جنگ همزمان با
آمریکا و اسرائیل و ناتو کجا؟
تو میجنگی
تو شلیک میکنی
تو هدایت میکنی
تو اصابت میکنی
وَ ما رَمَیتَ إِذ رَمَیتَ وَلٰکِنَّ اللَّهَ رَمىٰ
در اين دنیا
هدف تيرهای مرگ هستيد؛
كه در هر جرعهای،
غمی گلوگير،
و در هر لقمهای
استخوان شكستهای قرار دارد...
علیبنابیطالبعلیهالسلام
نهجالبلاغه،خطبه۱۴۵
شخصی به امیرالمؤمنین عرض کرد:
یا علی! مرگ را برایم وصف کن.
حضرت فرمود:
مرگ یکی از سه حالتی است که
بر آدم وارد میشود؛
_یا بشارت به نعمتهای جاودان است؛
_یا خبری است به عذاب همیشگی؛
_و یا اندوهگین نمودن و ترسانیدن است.
کار شخص محتضر مبهم میباشد؛
زیرا نمیداند جزو کدامیک
از این سه گروه خواهد بود؛
انسانی که دوستدار و مطیع ما باشد،
به نعمتهای جاودان نوید داده شده
و دشمنانی که با ما سر ستیز دارند،
عذاب ابدی در پیش خواهند داشت.
اما آن کس که وضعش معلوم نیست
و نمیداند سرانجامش چه خواهد شد؛
مؤمنی است که به زیان
خود زیاده روی نموده
و مشخص نیست سرانجامش
به کجا خواهد کشید.
خبر مبهم و ترسناکی به او میرسد؛
ولی خداوند هرگز او را
با دشمنان ما برابر نخواهد کرد و
به شفاعت ما او را از جهنم بیرون میآورد.
پس کار نیک انجام دهید
و خدا را اطاعت کنید.
مطمئن نباشید و
سزای گناه را ناچیز نشمارید؛
زیرا شفاعت شامل حال
مسرفین نخواهد شد،
مگر بعد از سیصدهزارسال.
میزانالاعمالعلیعلیهالسلام
|معانی الاخبار،ج۲، ص۱۱۴
هنگامی که
به یاد امامحسینعلیهالسلام می افتید،
تردیدی نداشته باشید که
آن حضرت هم به یاد شماست...
اباعبدالله
یا هُوَ یا مَن لا هُوَ إلاّ هُوَ
اى او! اى آن كه اویى جز او نیست!
- ذکری که امیرالمومنین علی علیهالسلام پیوسته در روز جنگ بدر بر زبانش بود
فرمانده یکی از جناحهای لشکر به امیرالمؤمنین علیهالسلام یادداشت کوتاهی فرستاد که اکثر یارانم به شهادت رسیدند.
حضرت در حاشیهی نامهاش با این جملهی کوتاه به او آرامش دادند:
«بَقِيَّةُ اَلسَّيْفِ أَبْقَى عَدَداً وَ أَكْثَرُ وَلَداً
آنان که از یاران شهیدشان باقی میمانند، پرتعدادتر و رویندهتر هستند»
حکمت۸۴ نهجالبلاغه
بعد از مدتی طولانی
يكى از شیعیان خويش را دید،
كه پیر شده بود؛
اما بسیار چابک و سینهستبر راه مىرفت.
حضرت به او فرمود: پير شدهای مرد!
پیرمرد گفت:
در فرمانبرى و اطاعت از شما
عمر خود را گذرانده و پير شدهام.
امیرالمومنینعلیهالسلام فرمود:
اما هنوز هم چابك راه میروى!
پیرمرد پاسخ داد:
برای کوری چشم دشمنانت
اینگونه راه میروم، یاعلی.
حضرت به او بشارت داد و فرمود:
هنوز مقداری از عمرت باقی مانده است.
پیرمرد گفت:
همین عمر باقی نیز،
پيشكش شما، آقای من...
علیولیالله
| الامالي،ج۱،ص۲۴۳
چون وقت نماز آمد،
لرزه بر اندامش افتاد،
و رنگَش دگرگون گشت!
گفتند:
تو را چه میشود یا امیرالمومنین؟!
فرمود:
وقتِ آن آمد تا امانتی را ادا کنم،
که آسمان ها و زمین و کوه ها
بَرنَتافتَندَش، و انسان
آن را بر دوش گرفت....
رسالهیسپهسالار
شبی مرحوم شیخ ابراهیم حائری
در مسجد کوفه معتکف بود.
امام زمانعجلاللهتعالیفرجه
را در خواب دید.
حضرت به او فرمود:
اینهایی که در اینجا معتكف هستند،
از خوبان و صلحا هستند،
هر کدام حاجتی دارند؛
مال، عيال، خانه، قضای دِین،
رفع کسالت و مریضی و...
اما هیچ کسی به فکر من نیست،
و برای ظهور و فرج من
به طور جدی دعا نمیکند...
آیتاللهبهجت
اللهمعجللولیکالفرج
در مسجد کوفه بود.
مردی نزد ایشان آمد و گفت:
پدر و مادرم به فدایت یاعلی!
در تعجبم از این دنیا؛
که نصیب دشمنان شما شد،
و خود را از شما دریغ کرده است.
امیرالمومنینعلیهالسلام فرمود:
فکر میکنی که ما دنیا را
خواسته ایم، اما به ما ندادهاند؟
اینطور نیست؛
این ماییم که دنیا را نخواستهایم.
و بعد مُشتی ریگ از زمین برداشت
و در لحظه در دستش جواهر شد.
فرمود: اینها چیست؟!
عرض کردند: جواهر است!
فرمود: اگر میخواستیم، همهی دنیا
برای ما جواهر میشد؛
اما نمیخواهیم.
سپس جواهرات را بر زمین ریخت
و در دم باز تبدیل به سنگریزه شدند.
علیعلیهالسلام
|بصائرالدرجات،ج۱،ص ۳۷۵