eitaa logo
حضرت سخن
194 دنبال‌کننده
69 عکس
18 ویدیو
1 فایل
جهان که لطف ندارد بگو نجف چه خبر؟
مشاهده در ایتا
دانلود
آمد دامن مولا را‌ گرفت. گفت‌: یا علی؛ مرا‌ نصیحت کن! فرمود‌: تو سخن‌های بسیاری از ما‌ شنیده‌ای دیگر چه‌ موعظه‌ای می‌خواهی؟! عرض کرد: تا‌ نصیحتم نکنی، دامن شما را رها‌ نمیکنم! فرمود: " اَنتَ مَع مَن اَحببتَ " تو با آنچه که دوست داری محشور میشوی. سپس دامان مولا را رها کرد. الامالی‌،شیخ‌مفید،ص۶
مگر دنیا، باب میل مولای ما بود، که باب میل ما باشد؟! شیعه
نُه خصلت است كه خدا این خصلت‌ها را از ويژگي‌هاى پيامبرانش قرار داده است! خودتان را بسنجید و ببینید اگر آنها را داريد، خدا را حمد و ستايش كنيد و اگر نداريد از او بخواهيد: • يقين، • قناعت • صبر • شكر • حلم • حسن خلق • سخاوت • شجاعت • پاكيزگى، • و پارسايى حضرت‌ باقرالعلوم‌ علیه‌الاسلام معدن الجواهر،ص۳۴
امیرالمومنین‌علیه‌السلام: هر کسی خیر و شر را نشناسد، گوسفند است! گزیده‌امالی الصدوق،ص۱۸۸
ما این را فهمیدیم، که بندگی خدا، به مراتب بهتر از صبر در برابر عذاب خداست... مولای‌متقین‌، علی‌علیه‌السلام گزیده‌امالی، ص۱۸۶
به معاویه می‌گفت: علی‌علیه‌السلام، با شب و تاریکی اش اُنس داشت... مروج الذهب،ج۲،ص۴۳۳
على را با نعمتى كه از دست ‌می‌رود، و لذّتى كه باقى نمی‌ماند چه کار؟! خطبه۲۲۴
آقا صاحب‌الزمان‌ عجل‌الله‌فرجه: خدا با ماست و نيازمند کسی نيستيم، حق با ماست و باكى نيست كه كسى از ما روى بگرداند... الغيبه،ص۲۸۵
• براى خدا به دیدن هم بروید. • براى خدا همنشينى كنيد. • براى خدا بخشش كنيد. • براى خدا از بخشش خودداری کنید! • از دشمنان خدا ببُريد. • با دوستان خدا پيوند برقرار کنید. مولی‌الموحدین‌، علی‌علیه‌السلام غررالحکم
حضرت سخن
• براى خدا به دیدن هم بروید. • براى خدا همنشينى كنيد. • براى خدا بخشش كنيد. • براى خدا از بخشش خوددا
شیخ رجبعلی خیاط میگفت: من هر وقت نماز می‌خواندم، نمازهایی مثل نماز امام‌زمان‌عجل‌الله‌فرجه و یا نمازهای دیگر؛ از خداوند حاجت می‌خواستم؛ یک روز گفتم بگذار یک بار برای خدا نماز بخوانم و حاجتی نخواهم! همان شب شیخ رجبعلی در عالم خواب دید که به او گفتند: چرا دیر آمدی؟! پرسید: یعنی چه؟!! گفتند: تو باید سی سال پیش به فکر این کار می افتادی، حالا که پیر شدی باید بفهمی که نماز بخوانی و حاجت طلب نکنی؟ آیت الله مجتهدی
یکی از علما نقل میکند که متولی حرم امیرالمومنین‌علیه‌السلام در نجف اشرف برایم میگفت: یک روز مردی هندی مقابل صحن مولا آمد، دستش را دراز کرد و چیزی گفت؛ و دیدم یک سکه طلا در دست او گذاشته شد. پیش او رفتم و گفتم: این سکه را با پول من عوض میکنی؟! مرد هندی گفت: برای چه؟! گفتم برای تبرک؛ با تعجب گفت: مگر شما از این سکه ها نمیگیرید؟!! من بیست سال است که هر روز یک سکه می‌گیرم... بر آستان غدیر، صفحه۱۵۶
بغضی نهفته درون سینه بیداد میکند... اباعبدالله