eitaa logo
حضرت سخن
210 دنبال‌کننده
92 عکس
30 ویدیو
1 فایل
جهان که لطف ندارد بگو نجف چه خبر؟
مشاهده در ایتا
دانلود
ابوتراب را گفتند: چه کردی که علی شدی؟ حضرت فرمودند: «نگهبان دلم بودم.»
هركس كه براى سخن تو نشاط نشان ندهد، زحمت شنيدن سخنت را از او بردار. -مولای ما فرمود.
اما مشكلات انتهایی دارند و طبق تقدیر مشخصی بالاخره به پایان می‌رسند. اگر دچار آن‌ها شدید؛ در برابرشان آرام و صبور باشید. چون تدبیر بیجا در زمان آمدن آن‌ها فقط سختی و رنج آن‌ها را بیشتر می‌کند. امام على عليه السلام
گِفتم بروم زیر سایه‌یِ لُطفَش بنِشینم، دیدم که [عـَلی] نـور بود و سـٰایه ندارَد/💚
و هرکسی شیفته‌ی دنیا شد، همیشه جانش گرفتار ۳ مشکل است: • اندوهی رها نشدنی • حرصی جدا نشدنی • آرزویی دست نیافتنی!⚡️ -نهج‌البلاغه،حکمت۲۲۸. | |
به قصد امتناع معاویه از جنگ و هدایت او، مکاتبات زیادی شد، و ادله بسیار آورد. تا‌ اینکه معاویه در پایان یکی از نامه‌هایش یک بیت شعر با این‌ مضمون نوشت: علی؛ میان من و تو گفت‌ وگویی نیست؛ جز دریدن جگرگاه ها و زدن گردن‌ها! امیرالمومنین در پاسخش، این آیه را تلاوت کرد: [ اِنَکَ لا تَهدی مَن اَحبَبتَ ولکنَّ اللهَ یَهدی مَن یَشاءُ و هُو اَعلَمُ بالمُهتَدین ] تو نمیتوانی کسی که دوست داری را هدایت کنی؛ لکن خداوند هر کسی را بخواهد، هدایت میکند، و او به هدایت شدگان آگاه‌تر است... [ قصص‌آیه۵۶ ] | وقعه‌صفین‌،ص۱۴۹
" من امشب دلم‌ برای نجف تنگ است" و این جمله را هر شب میتوانی بخوانی... خانه‌ی‌بابا
مولا می‌فرماید: « هر که مردم را آزمود ، گوشه گیری اختیار کرد ..»
آقا امیرالمؤمنین‌علیه‌السلام: فرزند آدم! غم و غصه‌ی روزِ نیامده را به غم امروزت اضافه نکن. نهج‌البلاغه،حکمت۲۶۷
بسم رب علی
در ماجرای قتل عثمان دو گزینه مورد بررسی بود؛ آبروی علی و کشته نشدن عثمان، حال کدام مهمتر است؟ آبروی علی یا کشته نشدن خلیفه؟! در اینجا کشته نشدن عثمان اهمیت بیشتری داشت زیرا علی تمام تلاش خود را کرد که عثمان کشته نشود حتی گفته بود که قتل خلیفه فتنه در پی دارد، عده‌ای به علی "چشم" گفتند و عده‌‌ای بی بصیرت از یاران باعث کشته شدن خلیفه شدند که بعد از آن خلیفه کُشی باب شد...! _تعصب بیجا، عدم تشخیص درست ما و عدم تبعیت از حرف امام در همه‌ی شرایط ؛ سبب میشود با دست خودمان امام خود را بکُشیم!!!
اما بدترین شما، همانی است که عذر‌خواهی را نمی‌پذیرد! _مولای‌متقین‌، علی‌علیه‌السلام عیون‌الحکم‌والمواعظ،ص۵۴۰