شب ها در هنگام عبادت
از ماسوی میبُرید،
و روز در متن اجتماع فعالیت داشت.
روزها چشم انسانها
ازخودگذشتگیهای او را میدید،
و گوشهایشان پند و گفتار
حکیمانهاش را میشنید
و شب چشم ستارگان
اشکهای عابدانهاش را میدید...
جاذبهودافعهعلی
همانا من در میان شما
چونان چراغ درخشنده
در تاریکی هستم
که هر کس به آن روی آورد ،
از نورش بهره مند می گردد .
ای مردم ، سخنان مرا بشنوید
و خوب حفظ کنید .
گوش دل خود را باز کنید
تا گفته های مرا بفهمید .
-فرازی از خطبه۱۸۷ نهج البلاغه
شهیدبهشتی:
ما استراحت نخواهیم کرد
این انقلاب و این جامعه
آنقدر کار دَرَش هست
که دیگر استراحت بی استراحت!
آن که جان را
با طمع ورزی بپوشاند
خود را پست کرده ،
و آن که راز سختی های خود را
آشکار سازد خود را خوار کرده ،
و آن که زبان را بر خود حاکم کند
خود را بی ارزش کرده است .
حکمت۳،نهجالبلاغه