همیشه فرصت انتخاب نداری
خیلی از شانس های زندگیت
یکبار اتفاق میوفته
و دقیقا زمانی از دستش میدی که انجامشو به روز بعد موکول میکنی.
#کانالانرژیمثبت
💎 @MOSBAT
معجزه زمانی تو زندگیت اتفاق میفته که به جای انرژی دادن به ترسهات به رویاهات انرژی بدی....
#کانالانرژیمثبت
💎 @MOSBAT
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بریم صبحانه😍😋
نووووش جونتون😊
#کانالانرژیمثبت
💎 @MOSBAT
آدمهای ساده را دوست دارم
کسانی که بدیها را باور ندارند
و به همه لبخند میزنند
میتوان ساعتها
آنها را مانند تابلوی زیبایی تماشا کرد
آنها بوی ناب آدمیت میدهند ...
#کانالانرژیمثبت
💎 @MOSBAT
از زرتشت پرسیدند
زندگی خودرابرچه بناکردی؟
گفت:4اصل
دانستم رزق مرادیگری
نمیخوردآرام شدم
دانستم خدامرامیبیند
حیاکردم.
دانستم کارمرادیگری
انجام نمیدهدتلاش کردم
وپایان کارم
مرگ است مهیاشدم
💎 @MOSBAT
اگر قدرت این را دارید که کسی را شاد کنید, حتما انجامش بدهید..
شاد کردن دیگران ربط عجیبی
به شادی دل ما دارد...
شاد باشید و دلی را شاد کنید
دنیا به چنین اعمالی نیازمند است
#کانالانرژیمثبت
💎 @MOSBAT
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅جملات تاکیدی(تکرار کنیم)
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﻦ ﯾﮏ ﺛﺮﻭﺕ ﻭ ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ ﺑﺰﺭﮒ ﺍﺳﺖ.ﻣﻦ ﻗﺪﺭﺕ ﻭ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ ﻫﻤﻪ ﺍﻣﻮﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺧﻮﯾﺶ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﻡ و سرشار از اراده و اقتدار هستم.خدایا سپاسگزارم🙏🏻
بریم ورزش صبحگاهی😍
#کانالانرژیمثبت
💎 @MOSBAT
همیشه فرصت انتخاب نداری
خیلی از شانس های زندگیت
یکبار اتفاق میوفته
و دقیقا زمانی از دستش میدی که انجامشو به روز بعد موکول میکنی.
#کانالانرژیمثبت
💎 @MOSBAT
معجزه زمانی تو زندگیت اتفاق میفته که به جای انرژی دادن به ترسهات به رویاهات انرژی بدی....
#کانالانرژیمثبت
💎 @MOSBAT
برام مهم نیست
که بقیه دربارم چی فکر میکنن
من از زندگی خودم
با قوانین خودم لذت میبرم . . .!🤞🏼
#کانالانرژیمثبت
💎 @MOSBAT
🥀 @MOSBAT
خیلی قشنگه👌👌
میگویند: درویشی بود كه در كوچه و محله راه میرفت و میخواند: هرچه كنی به خود كنی گر همه نیك و بد كنی اتفاقاً زنی مكاره این درویش را دید و خوب گوش داد كه ببیند چه میگوید وقتی شعرش را شنید گفت:من پدر این درویش را در میآورم.
زن به خانه رفت و خمیر درست كرد و یك فتیر شیرین پخت و كمی زهر هم لای فتیر ریخت و آورد و به درویش داد و رفت به خانهاش و به همسایهها گفت:من به این درویش ثابت میكنم كه هرچه كنی به خود نمیكنی.
از قضا زن یك پسر داشت كه هفت سال بود گم شده بود یك دفعه پسر پیدا شد و برخورد به درویش و سلامی كرد و گفت:من از راه دور آمدهام و گرسنهام درویش هم همان فتیر شیرین زهری را به او داد و گفت:زنی برای ثواب این فتیر را برای من پخته، بگیر و بخور جوان!
پسر فتیر را خورد و حالش به هم خورد و به درویش گفت:درویش! این چی بود كه سوختم؟
درویش فوری رفت و زن را خبر كرد. زن دواندوان آمد و دید پسر خودش است! همانطور كه توی سرش میزد و شیون میكرد، گفت:حقا كه تو راست گفتی؛ هرچه كنی به خود كنی گر همه نیك و بد كنی.
🥀 @MOSBAT
« قهر ، قهر ، تا روزِ قیامت »
این زیباترین دروغِ کودکی هایمان بود
قرار بود مثلاً دلخوریِ مان تا ابد کِش بیاید
اما با یک «ببخشید» سر و تهِ قضیه هم می آمد و دوباره مشغولِ بازی می شدیم
انگار هم نه انگار ، که قهر کرده بودیم !
بچگی ها ، در همین سادگی اش قشنگ بود .
امان از این بزرگ شدن ...
امان از این قهر هایِ بی صدایِ طولانی !
حالا قهرِ مان را جار نمی زنیم ،
خیرِ سرِمان مثلاً متمدن شده ایم ...
خیلی بی صدا می رویم
اما برای همیشه ...
اما بدونِ بازگشت ...
دلمان هم خوش است که بزرگ شده ایم !