هدایت شده از هنر جنگ
۰۴:۳۶/ ۱۹ فروردین
طی ‘توقف آتش’ دو هفتهای، تنها حدود ۱۰ تا ۱۵ کشتی با موافقت ایران، در هماهنگی با نیروی دریایی سپاه و پس از پرداخت عوارض از تنگه هرمز رد خواهند شد و امریکا متعهد است تمام اموال بلوکه شده ایران را آزاد کند. تنگه هرمز به هیچ وجه حتی پس از توافق نهایی به شکل سابق، ‘باز’ نخواهد شد. علاوه بر این امریکا متعهد شده در این مدت از هر نوع جابجایی نیرو خودداری کند. در این مدت مذاکرات بر اساس طرح ۱۰ مادهای ایران که در متن بیانیه شورای عالی امنیت ملی به جزئیات آن اشاره شده، برگزار خواهد شد. در صورت عدم توافق، جنگ مجددا از سر گرفته میشود.
@dolfiniran
🔻غیر از ترامپ و تیمش، همه دنیا از پیروزی ایران و شکست آمریکا میگویند!
اصحاب رسانه باید #روایت_پیروزی را وظیفه مهم خود بدانند.
✅ اما مسئله مهمتر #تثبیت_پیروزی میدان به دست دستگاه دیپلماسی است.
همه باید گوش به #فرمان_امام و #مطمئن_به_کارشکنی_دشمن در صحنه باشیم:
مجاهدان دست روی ماشه و مردم با حضور حداکثری در خیابان.
⭕ صدالبته ما مردم نگران و دلواپس عرصه دیپلماسی هستیم.
دلیل؟ تجربه!
┄┄┅┅┅❅🇮🇷❅┅┅┅┄┄
✍️ مهدی عبداللّهی
دانشیار مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران
🆔 @MAbdullahi
❇️ تأملی در دالّ مرکزی بیانیه شورای عالی امنیت ملی
بامداد امروز 19 فروردین 1405 شورای عالی امنیت ملی با صدور بیانیه به طور رسمی از آتشبس دوهفتهای میان ایران و دشمن خبر داد.
این رخداد دیپلماتیک برای عموم ناظران به ویژه مردم حاضر در صحنه خیابان تعجببرانگیز بود، چرا که این بار نیز همچون دفاع مقدس 12 روزه به یکباره در نیمههای شب از این رخداد خبردار شدند، به خصوص که این اتفاق پس از انکارهای جسته و گریخته مسؤولان سیاسی نسبت به مذاکره و آتشبس بود. بیتردید بررسی فرامتن این بیانیه نیازمند فرصتی دیگر و البته اطلاعات و دادههای کافی از میدان دیپلماسی است.
در ادامه این نوشتار به ابهام بلکه تضاد در دال مرکزی این بیانیه مهم اشاره خواهم کرد، ابهاماتی که نشانگر شتابزدگی در تنظیم نهایی آن است.
⭕️ متأسفانه مدعای اصلی این بیانیه مشتمل بر ابهام جدی است و برای خواننده به هیچ وجه روشن نیست که پذیرش توقف آتش جنگ از سوی ایران بر پایه کدام اقدام دشمن شکل گرفته است؟!
در اوایل بیانیه آمده است:
«آمریکای جنایتکار را مجبور به پذیرش طرح ۱۰ مادهای خود نمود که در آن آمریکا به طور اصولی متعهد به عدم تجاوز، استمرار کنترل ایران بر تنگه هرمز، پذیرش غنیسازی، رفع همه تحریمهای اولیه و ثانویه، خاتمه تمامی قطعنامههای شورای امنیت و شورای حکام، پرداخت خسارت ایران، خروج نیروهای رزمی آمریکا از منطقه و توقف جنگ در همه جبههها از جمله علیه مقاومت اسلامی قهرمان لبنان شده است. این پیروزی را به همه مردم ایران تبریک میگوییم و تاکید میکنیم که هنوز تا نهایی شدن جزئیات این پیروزی، نیاز به استقامت و تدبیر مسئولان و حفظ وحدت و همبستگی مردم ایران وجود دارد.»
در بخشهای پایانی بیانیه نیز به صراحت آمده است:
«تأکید میشود این به معنای خاتمه جنگ نیست و ایران خاتمه جنگ را تنها زمانی خواهد پذیرفت که با توجه به پذیرش اصول مدنظر ایران در طرح ۱۰ مادهای، جزئیات آن نیز در مذاکرات نهایی گردد.»
بار دیگر بیانیه تأکید میکند:
«با توجه به... و پذیرش رسمی همه مطالبات بحق مردم ایران، تصمیم گرفته شد، برای نهایی کردن جزئیات، مذاکرات در اسلام آباد انجام شود تا ظرف حداکثر ۱۵ روز با نهایی شدن جزئیات پیروزی ایران در میدان، در مذاکرات سیاسی نیز تثبیت گردد.»
بدین ترتیب، تا اینجای کار این بیانیه به صراحت اظهار داشته است که امریکا طرح 10 مادهای ایران را پذیرفته است و فقط جزئیات آن نهایی نشده است و مذاکرات آتی حداکثر 15 روزه برای نهایی کردن این جزئیات است. به همین جهت این پیروزی را به همه مردم ایران تبریک میگوید.
اما با کمال تعجب در انتهای بیانیه با ادبیات دیگری مواجه هستیم:
«اکنون نخست وزیر محترم پاکستان به ایران اطلاع داده که طرف آمریکایی برغم همه تهدیدهای ظاهری این اصول را به عنوان مبنای مذاکرات پذیرفته و تسلیم اراده ملت ایران شده است. بر این اساس در عالیترین سطح تصمیم گرفته شد ایران به مدت دو هفته و صرفاً بر مبنای این اصول مذاکراتی را در اسلام آباد با طرف آمریکایی انجام بدهد.»
آنچه طرف امریکایی طبق ادعای بیانیه به طور رسمی پذیرفته است، دقیقاً چیست؟ آیا امریکا «اصول مدنظر ایران در طرح 10 مادهای»، «طرح 10 مادهای ایران» یا «همه مطالبات بحق مردم ایران» را پذیرفته است یا این که صرفا پذیرفته است که «بر مبنای این اصول مذاکراتی را در اسلام آباد» انجام دهد؟؟؟
در صورتی که دشمن امریکایی همه این ده موارد را به طور رسمی پذیرفته باشد و صد البته ضمانت عینی برای اجرای آن در دست داشته باشیم، دستگاه دیپلماسی دستاورد مهمی به ارمغان آورده است و واقعا باید این پیروزی دیپلماسی را در کنار پیروزی میدان جشن گرفت، اما اگر دستاورد دیپلماسی صرفا این است که امریکا قبول کرده است که نه برمبنای طرح 15 مادهای پیشنهادی خود، بلکه بر مبنای طرح 10 مادهای پیشنهادی ایران، پای میز مذاکره حاضر شود، آیا این دستاورد، برای دستگاه دیپلماسی پیروزی است و مردم باید آن را جشن بگیرند.
مخاطبان فاضل میتوانند بر اساس فرامتن و پیشینه دستگاه دیپلماسی فریبکار امریکایی داوری کنند که دستاورد دستگاه دیپلماسی دقیقا چیست؛ پذیرش همه مطالبات بهحق مردم ایران در قالب طرح 10 مادهای یا صرفا پذیرش مذاکره بر سر آنها!
جالب است که خود بیانیه در انتها این پرسش را پاسخ میدهد و تکلیف خواننده را مشخص میکند، آنجا که میگوید:
«اگر تسلیم دشمن در میدان تبدیل به دستاورد قاطع سیاسی در مذاکرات شد با هم این پیروزی عظیم تاریخی را جشن خواهیم گرفت.»
یعنی هنوز پیروزی سیاسی تحقق نیافته تا بخواهیم آن را جشن بگیریم!
#به_امید_پیروزی_دیپلماسی_در_کنار_میدان_و_خیابان
┄┄┅┅┅❅🇮🇷❅┅┅┅┄┄
✍️ مهدی عبداللّهی
دانشیار مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران
🆔 @MAbdullahi
هدایت شده از هنر جنگ
۱۴:۵۱/ ۱۹ فروردین
با آغاز حمله رژیم اسراییل به لبنان احتمال لغو نشست جمعه جدی شده است. نیروی دریایی سپاه جلوگیری از تردد کشتیها را آغاز کرده است.
@dolfiniran
مهمترین دستاورد آتشبس با شیطان تا اینجای کار، استمرار حملات وحشیانه سگ منطقه به حزب الله مظلوم است.
#چرا_آتشبس
🚨 #فوری
شبکه ۱۲ رژیم صهیونیستی: حملات امروز اسرائیل به لبنان شدیدترین حملات از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ است
یا الله
🔴 #بیداری_ملت 👇
@bidariymelat