eitaa logo
مهدی عبداللهی
686 دنبال‌کننده
520 عکس
245 ویدیو
34 فایل
🌐 بسم الله الرحمن الرحیم 🌹 اندیشه‌ورزی در قلمرو علوم عقلی اسلامی و علوم انسانی مهدی عبداللهی دانشیار مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران و مدیر گروه فلسفه علوم انسانی دانش آموخته سطح 4 حوزه علمیه قم دکتری فلسفه اسلامی ارتباط با مدیر کانال: @mabd57
مشاهده در ایتا
دانلود
برای آنچه اعتقاد دارید، ایستادگی کنید... حتی اگر هزینه‌اش، تنها ایستادن باشد. ✍️ مهدی عبدالهی 🆔 @MAbdullahi
«تحریفات واقعه بزرگ غدیرخم در گذر تاریخ» (5) محمدجعفر طبسی ۴. استدلال‌ نکردن علی علیه‌السلام به حدیث غدیر! این شبهه به این صورت مطرح شده که اگر واقعه غدیر بر امامت و ولایت علی علیه السلام دلالت داشت، آن حضرت در روز شورا به آن استدلال می نمود. حقیقت و واقعیت حقیقت این است که این سنخ از اشکال کردن و شبهه پراکنی، یا نشانه جهل به تاریخ است و یا برآمده از انکارِ حقایق مسلّم تاریخی درباره علی علیه السلام است. آن حضرت در کوفه در منطقه ای به نام «رحبه» به موضوع احتجاج خود به حدیث غدیر اشاره کردند و برخی علمای اهل سنت نیز به آن تصریح کرده اند. خوارزمی حنفی مذهب (م ۵۶۸ ق) با سندی از صحابی بزرگ رسول خدا ابوالطفیل نقل کرده که در روز شورا همراه علی علیه السلام در خانه بودم و شنیدم که او به حاضران فرمود: به چیزی با شما احتجاج می کنم که عرب و عجم شما نمی تواند آن را تغییر دهد. سپس فرمود: شما را به خدا سوگند می دهم که آیا در میان شما کسی هست که در غدیر از رسول خدا نشنیده باشد که فرمود: «من کنت مولاه فعلی مولاه اللّهم وال من والاه و عاد من عاداه» همگی گفتند نه به خدا (همه ما این سخن را شنیده ایم). ۵. نبودن جمله «اللّهم وال من والاه و عاد من عاداه» در خطبه غدیر! ابن عدی (م ۳۶۲ ق) در کتاب الکامل فی الضعفاء (ج ۳، ص ۸۰) این شبهه را مطرح کرده و جمله «اللّهم وال من والاه و عاد من عاداه» را به برخی دروغگویان نسبت داده که آنها آن را از شریک نقل کرده اند. (تاریخ دمشق، ج ۴۵، ص ۱۷۶). حقیقت و واقعیت اولاً چرا ابن عدی نام کسانی که آنها را دروغگو خوانده فاش نکرده تا با هویت آنها آشنا شویم؟! ثانیاً ابن عساکر دمشقی شافعی از محمد بن خالد بن عبدالله واسطی از شریک نقل کرده است و این شخص بدون تردید کذاب است. اما این عبارت تنها از او ثبت و نقل نشده است. از بین صحابه رسول خدا افرادی چون حُبَیش بن جناده، جابر بن عبدالله انصاری، سمرة بن جندب، ابوهریره، عبدالله بن عمر و جریر بن عبدالله بجلی و دیگران این جمله را به عنوان بخشی از حدیث غدیر بیان کرده اند. نکته قابل توجه اینکه ابوبکر بن ابی شیبه (م ۲۳۵ ق) این جمله را از شریک نقل کرده است. با وجود این، آیا می توان ابن ابی شیبه را در زمره دروغگویان دانست؟ در حالی که او صاحب کتاب «المصنف» است و حافظ ذهبی از او به عنوان «سیّد الحفّاظ و رواة الحدیث» یاد کرده است (سیر أعلام النبلاء، ج ۱، ص ۱۲۲)؛ همچنین مسلم و بخاری از ابن ابی شیبه نقل حدیث کرده اند. ✍️ مهدی عبدالهی 🆔 @MAbdullahi
«تحریفات واقعه بزرگ غدیرخم در گذر تاریخ» (6) محمدجعفر طبسی ۶. قابل جمع‌نبودن اطاعت از علی (ع) و اطاعت از رسول الله (ص)! قاضی عبدالجبار معتزلی (م ۴۱۵ ق) گفته است که جمله «ألست أولی بکم» از پیامبر صلی الله علیه و آله در روز غدیر لزوم اطاعت از آن حضرت را ثابت می کند. حال اگر جمله «من کنت مولاه فعلی مولاه» نیز بر اطاعت از علی علیه السلام دلالت کند، مستلزم آن است که اطاعت از علی علیه السلام در ردیف اطاعت از رسول خدا باشد و این با اعتقادات شیعه سازگاری ندارد؛ زیرا شیعیان معتقدند که امامت دو امام در آن واحد صحیح نیست؛ بنابراین امامت علی علیه السلام در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله به طریق أولی صحیح نخواهد بود. (المغنی، ص ۱۵۴) حقیقت و واقعیت اولا سخنان قاضی عبدالجبار معتزلی نوعی مغالطه و خلط مبحث است زیرا موضوع بحث، تبعیت از امیر مؤمنان پس از رحلت رسول الله است و نه زمان حیات ایشان. ثانیا اطاعت از علی علیه السلام همان اطاعت از رسول الله صلی الله علیه و آله است زیرا حاکم نیشابوری حدیثی را نقل کرده که در آن از قول رسول الله آمده است: «من أطاعنی فقد أطاع الله و من عصانی فقد عصی الله و من أطاع علیاً فقد أطاعنی و من عصی علیاً فقد عصانی». (المستدرک، ج ۳، ص ۹۳) علاوه بر حاکم نیشابوری، ذهبی نیز این حدیث را صحیح دانسته است. روشن است که وقتی اطاعت از امیر مؤمنان پس از رحلت رسول الله مطرح باشد، هیچ جایی برای شبهه قاضی عبدالجبار معتزلی باقی نمی ماند. ۷. عید نبودن روز غدیر خم! گفته شده که در منابع اهل سنت از روز غدیر با عنوان عید تعبیر نشده است. حقیقت و واقعیت اولا منابع معتبر اهل سنت روز غدیر را به عنوان عید مطرح کرده اند. مرحوم علامه امینی از بیرونی (متوفای قرن پنجم) در کتاب «الآثار الباقیة عن القرون الخالیة» (ص ۳۳۴) نقل کرده که مسلمانان روز غدیر را به عنوان عید می شناسند. (الغدیر، ج ۱، ص ۵۰۴). ثانیا ابن طلحه شافعی (م ۶۵۲ ق) در صفحه ۱۶ از کتاب مطالب السؤول می گوید: «و صار ذلک الیوم عیداً ... فلهذا صار ذلک الیوم یوم عید و موسم سرور لأولیائه» او دلیل عید بودن را این دانسته که در چنین روزی علی علیه السلام به منزلتی والا و شرافتی عالی و درجهای بالا و جایگاهی رفیع دست یافته است. ثالثا ابن خلّکان (م ۶۸۱ ق) در الوفیات (ج ۱، ص ۱۸۰، و ج ۵، ص ۲۳۰) با تعبیر (التسالم علی تسمیة هذا الیوم عیداً) تصریح کرده که مسلمین بر عید بودن چنین روزی اتفاق نظر دارند. (الغدیر، ج ۱، ص ۵۰۴) رابعا مقریزی (م ۸۴۵ ق) در کتاب المواعظ و الاعتبار (ج ۲، ص ۳۰۰) مستقیماً از کتاب سیرة المعزّ نقل کرده که مردم در روز غدیر برای دعا تجمع می کنند زیرا آن روز، روز عید است و در چنین روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله با امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب عهد بست و او را جانشین خویش ساخت. ۸. خطبه غدیر دلجویی از علی(ع) است نه اثبات جانشینی آن حضرت(ع)! ابن اسحاق تاریخ نویس در سیره خود مطلبی را نوشته و جزری شافعی (م ۸۸۳ ق) در کتاب «اسنی المطالب» (ص ۵۱) آن را نقل کرده است. خلاصه داستان این است که رسول خدا (ص) علی (ع) و خالد بن ولید را به عنوان امیر به یمن فرستاد و علی (ع) بازگشت و در مکه هنگام حج با رسول خدا (ص) دیدار نمود. برخی از همراهان امام علی (ع) درباره عملکرد ایشان نسبت به غنائم، مناقشه و قیل و قال به راه انداختند و بر ضد ایشان سخن گفتند؛ لذا وقتی رسول خدا (ص) از حج فارغ شد و به محل غدیر خم رسید، آن خطبه را خواند تا ارزش علی (ع) را به آگاهی مردم برساند و گفته دیگران درباره او را رد نماید. پس خطبه غدیر ارتباطی با خلافت علی (ع) نداشته و برای دلجویی از او بیان شده است. حقیقت و واقعیت اولاً ابن اسحاق که مبدأ پیدایش چنین شبهه ای است، از نظر اهل سنت شخصیتی کاملاً بی اعتبار است؛ زیرا تعابیری از قبیل کذّاب، لیس بحجّة، ضعیف، دجّال، مدلّس و مبتدع درباره او نقل شده است. روشن است که تعبیر کذّاب به تنهایی برای بی اعتباری او کافی است. متأسفانه ابن اسحاق به خطبه رسول خدا (ص) اشاره نکرده است که حضرت دست علی (ع) را بلند نمود و فرمود: من کنت مولاه فهذا علی مولاه. ثانیاً مطلب ابن اسحاق فاقد هرگونه سند معتبری است خصوصاً که این مطلب را به شکل مسند نقل نکرده است. ثالثاً مطلبی که ابن اسحاق ادعا کرده مورد پذیرش هیچ عقل سلیمی نیست. آیا کسی می پذیرد که رسول خدا (ص) یکصد و بیست هزار نفر را در آن هوای گرم و صحرای بی آب و علف برای گفتن آن مطالب معطل نماید؟! به راستی اگر همه مطالب ابن اسحاق در سیره اش به این منوال نوشته شده باشد، باید گفت: و علی الاسلام السلام. ✍️ مهدی عبدالهی 🆔 @MAbdullahi
📣 سلسله‌نشست‌های مجازی حسینیه حکمت به مناسبت دهه محرم و به همت موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران به صورت مجازی برگزار می‌شود. سخنرانان: 🔹غلامحسین ابراهیمی دینانی «عشق و عقل در مکتب عاشورا» (شنبه، 8 مرداد، ساعت 12) 🔹حمید پارسانیا «نقش عاشورا در فلسفة اجتماعی شیعیان» (یکشنبه، 9 مرداد، ساعت 12) 🔹شهرام پازوکی «امام حسین و عاشورا به روایت مثنوی» (دوشنبه، 10 مرداد، ساعت 11:30) 🔹قاسم کاکایی «امام حسین و عاشورا به روایت عارفان» (دوشنبه، 10 مرداد، ساعت 12:15) 🔹احمدحسین شریفی «تحلیل چرایی «تعدد قرائت‌ها» از واقعه عاشورا» (سه‌شنبه، 11 مرداد، ساعت 12) 🔹منوچهر صدوقی سها «جایگاه حکمت در ادعیه حسینی» (چهارشنبه، 12 مرداد، ساعت 12) 🔹محمد جعفری هرندی «علم امام و واقعة عاشورا» (پنجشنبه، 13 مرداد، ساعت 12) 🔹احمد شه‌گلی «اشارات و تنبیهات انسان‌شناختی در مکتب عاشورا» (جمعه، 14 مرداد، ساعت 12) 🔹مهدی عبداللهی «جایگاه «معرفت» در حماسه عاشورا» (شنبه، 15 مرداد، ساعت 12) لینک ورود: https://www.irip.ac.ir/u/136 ✍️ مهدی عبدالهی 🆔 @MAbdullahi
YEKNET.IR - zamine - hafteghi - 1400.09.04 - rasouli.mp3
6.53M
السلام علیک یا أباعبدالله و علی الأرواح التی حلّت بفناءک باید رفت، باید دنبال پرچمت تا ابد رفت باید موند، باید پای این مکتبت تا ابد موند... درود خدا بر نفس گرم مادحان مخلص و بابصیرت که شور و شعور حسینی را به هم آمیزند؛ هم در ذهن بصیرت می افزایند، هم در دل شور می افکنند. التماس دعا ✍️ مهدی عبدالهی 🆔 @MAbdullahi
7.69M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
السلام علیکم یا أباعبدالله و علی الأرواح التی حلت بفنائک رجزخوانی حاج میثم مطیعی با عنوان: الله اکبر،خامنه ای رهبر اینستاگرام صهیونیستی تحمل این رجزخوانی را نداشت و صفحات حاج میثم مطیعی را بست. مداحی که بتواند با خواندن اشعار انقلابی دشمنان نظام و امام زمانش را به ستوه آورد، بی تردید جهادگر در راه خدا و مدافع حرم است! خداقوت حاج مطیعی گرانقدر 🍃 ✍️ مهدی عبدالهی 🆔 @MAbdullahi
❌ دادگاه اظهارات فاطمه شجاعی درجهان آرا را تائید کرد! در خرداد ماه 1401 برنامه جهان آرا در شبکه افق به «بررسی عملکرد دولت‌های اصلاحات و اعتدال در حوزه زنان و خانواده» با حضور: زهرا شجاعی (رییس مرکز امور مشارکت زنان دولت خاتمی) و دکتر شهیندخت مولاوردی (معاون سابق امور زنان و خانواده رئیس‌جمهوری ایران در دولت یازدهم و دستیار سابق رئیس‌جمهور ایران در امور حقوق شهروندی و معاون امور زنان و خانواده دولت روحانی) پرداخت. حضور این دو فعال مسائل زنان در واکنش به سخنان یکی از کارشناسان همین برنامه، یعنی خانم فاطمه شجاعی بود. خانم‌ فاطمه شجاعی انتقاداتی را نسبت به سیاست‌های دولت‌های پس از انقلاب در مورد زنان مطرح کرده بودند. یکی از مباحث مطرح شده در این برنامه که در فضای مجازی بازتاب زیادی داشت صحبت‌های خانم فاطمه شجاعی بود که گفت در زمان خانم مولاوردی در معاونت امور زنان ریاست جمهوری نشستی برگزار شده که در آن نشست زنان تن‌فروش به رسمیت شناخته شدند. این موضوع در فضای مجازی بازتاب زیادی داشت و خانم‌ها معصومه ابتکار، زهرا شجاعی و شهیندخت مولاوردی بیانیه مشترکی صادر کردند و با حمله به برنامه، خواستار حضور در برنامه شدند. خانم‌ها زهرا شجاعی و مولاوردی با حضور در برنامه، توضیحات خود را ارائه فرمودند و با اشاره به سخنان کارشناس قبلی او را تهدید به شکایت کردند. در ادامه برنامه قرار شد خانم فاطمه شجاعی کارشناس برنامه قبلی، به صورت تلفنی در برنامه صحبت کند، اما خانم مولاوردی و خانم زهرا شجاعی بسیار عصبانی شدند و گفتند ما اجازه نمی‌دهیم کسی غیر از ما در این برنامه صحبت کند و در نهایت به نشانه اعتراض برنامه را ترک کردند. خانمهای مسؤول نامبرده در ادامه از خانم فاطمه شجاعی نسبت به ادعاهایی که در برنامه مطرح کرده بود، شکایت کردند، اما در نهایت، دادگاه اظهارات فاطمه شجاعی درجهان آرا را تائید کرد! اکنون پرسش قابل طرح این است که آیا دادگاهی برای رسیدگی به اتهامات تأییدشده این به اصطلاح مسؤلان عرصه حقوق زنان تشکیل خواهد شد؟ آیا حقوق پایمال شده زنان و جوانان وطن در اثر تصمیمات نادرست این مسؤولان در پیروی از سند 2030 استیفا خواهد شد؟ تا کی باید نظاره گر آن باشیم که عده ای واداده در عرصه های مختلف سیاسی، اقتصادی و مهمتر از همه عرصه فرهنگی کشور بر اساس نسخه ها و دستورالعملهای دشمنان قسم خورده این نظام مقدس برای ملت مظلوم ما تصمیم بگیرند؟ یادمان باشد فریاد خمینی کبیر که فرمود: «ما از شرّ رضاخان و محمدرضا خلاص شدیم، لکن از شرّ تربیت‌یافتگان غرب و شرق به این‌ زودیها نجات نخواهیم یافت. اینان برپادارندگان سلطه ابرقدرتها هستند و سر سپردگانی می‌باشند که با هیچ منطقی خلع سلاح نمی‌شوند.» ✍️ مهدی عبدالهی 🆔 @MAbdullahi
نقش معرفت در نهضت عاشورای حسینی (1) نهضت سرخ حسینی که در عاشورای سال 61ق رخ داد، همواره محل گفتگو میان عوام و خواص بوده است. در کنار گزارشهای تاریخی و مقتلنگاریهای بسیار متعدد، تفسیرهای فراوانی پیرامون این حادثه و تجزیه و تحلیل عوامل شکلدهنده آن، بهویژه هدف کنشگر اصلی این صحنه یعنی اباعبدالله الحسین علیه السلام پدید آمده است. این تحلیلها گاه تا پای نفی یکدیگر نیز پیش رفتهاند، به گونهای که برخی مفسران از هدفی برای این قیام سخن گفتهاند که دیگران نفیش می‌کنند. این نوشتار درصدد است اندکی در این وادی سخن گوید. پیش از ورود به اصل مسئله، تذکر دو نکته کلیدی بسیار مهم است: الف) ضرورت استناد تحلیلها به متن واقعه؛ ب) ضرورت کلاننگری در تحلیل پدیدههای انسانی؛ چرا که علت بسیاری از این تضادهای موجود میان تفاسیر مختلف واقعه عاشورا ریشه در عدم مراعات این دو مسئله کلیدی دارد. 1. ضرورت استناد تحلیلها به متن واقعه یکی از الزامات تحلیل معتبر یک پدیده انسانی و اجتماعی عدم دخالت دادن پیشفرضهای تحلیلگر و مفسر است. مسئله هرمنوتیک و عدم/دخالت پیشفرضها در ادراک یکی از مسائل کلیدی معرفتشناسی است که در جای خود به تفصیل از آن بحث شده است. بنا بر دیدگاه صحیح، برخی پیشفرضها و پیشدانستهها مانند معانی واژگان و قوانین دستور زبان برای فهم صحیح متن زبانی یا غیرزبانی ضرورت دارند، اما دخالت دادن برخی از پیشفرضهای مفسر نتیجهای جز تفسیر به رأی نخواهد داشت. فهم و تفسیر واقعگرایانه از یک پدیده در گرو آن است که تحلیلگر پیشفرضهای غلط، سلایق، انتظارات و خواستههای خود را از دخالت در فرآیند فهم بازداشته، درصدد فهم واقع آن گونه که هست، برآید. اعتبار معرفتشناختی یک تحلیل بدان است که از بند پیشفرضهای مخرّب مفسر آزاد بوده، به دادههای معتبر و شواهد مستخرج از متن پدیده استناد داشته باشد. یکی از مهمترین و دقیقترین مستندات در تحلیل یک واقعه اجتماعی، سخنان کنشگران حاضر در صحنه است. مفسر یک رویداد تاریخی باید به جای تفسیر دلبخواهی آن، از زبان خود پدیدآورندگان رخداد بشنود که چرا به چنان کنشی اقدام کرده‌اند. یک تحلیل معتبر باید به گفته های خود پدیدآورندگان واقعه استشهاد کند و بر پایه اظهارات مورد اعتماد ایشان به تفسیر و واکاوی پدیده روی آورد. بر همین اساس، در تحلیل واقعه عاشورا نیز باید به جای تحلیلهای دل بخواهی و تفسیرهای مبتنی بر پیش‌فرضهای غلط، بر اساس شواهد و مستندات موجود در متن خود واقعه به ویژه سخنان بازیگران این صحنه دست به تحلیل ببریم. هر تفسیری از واقعه عاشورا که چشم بر خصوصیات عینی این واقعه و ویژگیهای بازیگران آن ببندد و تنها بر پایه نگرشهای از پیش پذیرفته مفسر به تحلیل این قیام بنشیند، چیزی نیست جز تحریف آگاهانه واقعه عاشورا و تخریب قیام اباعبدالله علیه السلام. متأسفانه در طول تاریخ، نه تنها عده ای از سر دشمنی با این قیام، تصاویر وارونه از آن به دست داده اند، عده ای دیگر بدون استناد به مستندات محکم و شواهد روشن یا به عناوین گوناگون چون نواندیشی دینی، تفسیرهایی نامتعبر از این واقعه درخشان ارائه کرده‌اند. ادامه دارد... ✍️ مهدی عبدالهی 🆔 @MAbdullahi
(1) عالمان اهل سنت در کفر و جواز لعن یزید بن معاویه دیدگاههای مختلفی دارند. یکی از طرفداران لعن یزید، ابوالفرج‌ جمال‌الدین‌ عبدالرحمان‌ بن‌ علی‌ قرشی بغدادی معروف به اِبْن‌ِ جَوزی‌ (۵۱۱ -۵۹۷ق‌)، مورخ‌، واعظ، مفسر و فقیه‌ حنبلی‌ قرن ششم هجری قمری بود. وی این کتاب را در رد کتاب فضائل یزید متعلق به عبدالمغیث بن زهیر حربی (م ۵۸۳ق)، که معاصر و هم مذهبش بود، نوشت. ابن جوزی در آغاز کتاب می گوید که در یکی از مجالس موعظه از من درباره جواز لعن یزید سؤال شد. گفتم عالمان پرهیزگار، از جمله، امام احمد بن حنبل، لعن او را جایز دانسته اند. آنگاه این سخن به شیخ عبد المغیث رسید و آن را نادرست شمرد و کتابی درباره یزید نوشت تا او را یاری کند! پس آن کتاب را به من رساند تا اگر بتوانم ردش کنم. به گفته وی، هیچکس، حتى عوام، راضی به بیعت با یزید نبودند؛ اما مردم از ترس جانشان سکوت کردند. (ص ۶۸ و ۷۱). همچنین وی می گوید: «ویژگیهای امام و شرطهای امامت در حسین - علیه السلام - جمع بود و در این باره هیچکس از معاصرانش به پایه او نمی رسید. (ص ۶۹). خلاصه این کتاب، سخنی از ابوالفرج به نقل نوه اوست. فقد سُئل الإمام الجوزي هل يجوز لعن يزيد ؟ قال: ما تقولون في رجل ولي أمر المسلمين ثلاث سنين .. في السنة الأولى قتل الحسين .. في السنة الثانية استباح مدينة رسول الله ، في السنة الثالثة رمى الكعبة بالمنجنيق ؟.. قالوا: نلعنه .. قال: ” فالعنوه ” ولعنه على المنبر! (سبط إبن الجوزی، تذکرۀ الخواص، ص291-292) ✍️ مهدی عبدالهی 🆔 @MAbdullahi
نقش معرفت در نهضت عاشورای حسینی (2) 2. ضرورت کلان‌نگری در تحلیل پدیده‌های انسانی واقعیات هستی و به ویژه امور انسانی دارای وجوه و زوایای متعددند. به همین جهت، یکی از لغزش‌گاههای معرفت انسانی این است که با تمرکز بر یک جنبه از جوانب مختلف یک موضوع، جهات دیگر آن را به دست فراموشی بسپاریم. حاصل چنین نگرشی، ارائه تصویری کاریکاتوری یا شیر بدون یال و دم از واقعیت خواهد بود. ناکامی یک دانش‌آموز در آزمون نهایی سال تحصیلی می‌تواند علل متعددی داشته باشد: ضعف معلم، کم استعدادی ذاتی دانش‌آموز، تلاش اندک، فضای نامطلوب کلاس به علت وجود عناصر مزاحم، ناآرامی روحی و... این چندضلعی بودن واقعیت هنگامی که به امور اجتماعی می‌رسد، پیچیده‌تر می‌شود و ابعاد متعدد و تودرتو پیدا می‌کند و ارائه تصویری درست از آنچه رخ داده و تحلیل و تبیین عوامل شکل‌دهنده آن در گرو آن است که با پیش گرفتن رویکرد همه جانبه‌نگری، به شناسایی همه عوامل تأثیرگذار و میزان اثرگذاری هر یک بپردازیم. تشخیص میزان اثرگذاری نیز بسیار مهم است، گاه برخی عوامل در وقوع یک پدیده مؤثرند، اما این گونه نیست که اگر آن عامل در صحنه حاضر نبود، پدیده مزبور به‌کلی رخ نمی‌داد، بلکه غیبت آن عامل از صحنه موجب تغییر در برخی ویژگیهای آن پدیده می‌شد. برای نمونه، در همان مثال ناکامی تحصیلی یک دانش‌آموز، شاید عوامل مخرب دیگر آن چنان قوی باشند که نبود عامل الف در اصل کامیابی تأثیر نداشته باشد، بلکه شکل و سطح ناکامی را اندکی تغییر دهد. برای یک مثال عینی از موضوع بحث، یکی از عوامل شکل گیری واقعه جانسوز کربلا، دعوت شیعیان کوفی است. اما آیا اگر این دعوت و خلف وعده کوفیان نبود، واقعه عاشورا به کلی رخ نمی‌داد؟ بله اگر حضرت تنها و تنها به علت آن دعوت راهی کربلا شده بود، در فرض انتفای آن علت، معلول هم پای به صحنه نمی‌گذاشت و عاشورایی در کربلا اتفاق نمی‌افتاد، اما اگر پای علل و عوامل دیگر در قیام عاشورا در میان باشد که این گونه است، در فرض نبود دعوت کوفیان، عاشورا باز هم رخ می‌داد، اما شاید در سرزمینی دیگر. عاشواری کربلا رخ نمی‌داد، اما شاید عاشورایی در مکه و حتی کعبه اتفاق می‌افتاد. عدم جامع‌نگری به پدیده‌های اجتماعی حتی گاه موجب آن می‌شود که یک تحلیلگر علل و عوامل مختلفی را که در واقع در تحقق آن واقعه نقش داشته اند، به غلط مقابل هم می‌نهد و در واقع به جای آنکه به همه عوامل توجه داشته، در صورت امکان میزان تأثیرگذاری هر یک را تاحدودی برآورد کند، با تأکید بر یک عامل، عوامل دیگر را نفی می‌کند، گویا هر معلول و هر واقعه اجتماعی تنها یک علت می‌تواند داشته باشد و اگر چند امر احتمال نقش‌آفرینی در آن را داشتند، باید تأثیر یکی را تثبیت و دیگران را نفی کرد. پس تحلیل درست پدیده‌های انسانی به ویژه اجتماعی مرهون جامع‌نگری در عین دقت در جزئیات است. غرق شدن در جزئیات موجب مغالطه کنه و وجه یا جمع المسائل فی مسألۀ واحدۀ یا فروکاست پاره‌ای از جوانب مسئله به یک یا چند بعد آن می‌شود. ادامه دارد... ✍️ مهدی عبدالهی 🆔 @MAbdullahi
🔴نقد و آسیب‌شناسی تنجیم طبی و طبابت فلکی 🔹متاسفانه در سال‌های اخیر شاهد اوج‌گیری جریان‌های شبه‌علمی و خرافی در بین برخی طلاب و پژوهشگران عرصه طب سنتی - اسلامی هستیم، این جریان‌ها با چنگ‌اندازی به میراث خرافی یونان باستان، و با استنادهای بی‌ضابطه‌ به مرویات طبی، و با روش‌های غیر علمی و اثبات نشده، مدعی درمان امراض جسمی و روحی شده‌اند و از همین طریق مبالغ هنگفتی را بابت آموزش و درمان از مردم اخذ کرده‌اند و به نام اهل بیت(ع)، خرافات یونان باستان را ترویج و به آن رنگ اسلامی زده‌اند. متن پیش رو سلسله یادداشت‌ها و نقدهای استاد احمدحسین شریفی در موضوع تنجیم طبی می‌باشد که در کانال وزین ایشان ( Ahmadhoseinsharifi@ ) در شهریور ماه ۱۴۰۰ در قالب چند یادداشت منتشر شده است. واحد پژوهشی موسسه طبنا با توجه به ارزشمند بودن این نقدها و ضرورت مقابله با جریانات خرافی و شبه‌علمی، تمام یادداشت‌ها را در قالب یک متن واحد گردآوری و منتشر کرده است. برای آگاهی بیشتر به سایت موسسه طبنا مراجعه: http://tebona.ir/1557 🆔 @MAbdullahi