eitaa logo
مجمع الذاکرین خمین🎤
1.3هزار دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
407 ویدیو
237 فایل
🕋بنام خدای بی نیاز🕋 پدرم گفت علی،عاشق مولا شده ام بین مردم همه جا والهُ شیدا شده ام مادرم داد به من درس محبت با شیر نوکرُ ریزه خور سفرهٔ زهرا شده ام 🎤👋بامابروزمداحی‌کن.👌🎤 https://eitaa.com/joinchat/3542745823C3e1ead0ed9
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
۱۷ علیه_السلام سرّ توحید احمدی این ست: که علی را فقط خطاب کند عرصه‌ی جنگ هم که تنگ شود روی حیدر فقط حساب کند ‌ آی مرحب! برو کنار بایست، هدف انگار کندن در نیست شیر حق این چنین که می‌غرّد آمده قلعه را خراب کند روح انگار روح تازه گرفت، آمد از فاطمه اجازه گرفت تا که در عرش، عکسِ حیدر را ـ درِ قلعه به دست ـ قاب کند با دَم یا علی به هر دو دَمش، با هجوم سریع و پشت همش ذوالفقار برهنه کاری کرد، ملک الموت اعتصاب کند می‌پری آن طرف سواره، ولی عمرو! آن سوی خندق است علی جنگجویی ندیده‌ام چون تو سوی مرگش چنین شتاب کند دلت از او شنید و نرم نشد؟ پیش خورشید بود و گرم نشد؟ پس لب ذوالفقار او تنها می‌تواند تو را مجاب کند فرق او را شکافتی، بشکاف! مُحرِم است او و خواست قبل طواف در وضویش به رسم عاشق‌ها روی خود را به خون خضاب کند تیغ بر عمرو، پهلوان حیدر آن چنان زد که حضرت داور ضربه‌ی روز خندقِ او را، بهترین ضربه انتخاب کند در میان عرب خبر پیچید، در دلش هر مبارزی فهمید خاک خود را به باد خواهد داد رزم اگر با ابوتراب کند همه دیدند امیر می‌آید زودتر از غدیر می‌آید کی شود یک امینیِ دیگر شرح آن ضربه را کتاب کند؟ بیشتر بین عاشقانِ علی، حرف سلمان و مالک است ولی رقص خرمافروش بر سرِ دار، دل ما را همیشه آب کند بعد یک عمر ذکر یا حیدر مطمئنیم ساقی کوثر به دل کوزه‌گر می‌اندازد خاک ما ساغر شراب کند قلب ما در لحد که می‌بویند، به رقیب و عتید می‌گویند بنده‌ی حیدرند بگذارید او بیاید خودش حساب کند شعرم از برق ذوالفقار رسید، روشن و گرم و بی‌قرار رسید تا به ذره‌ نگاه یار رسید، می‌رود کار آفتاب کند.۱ شعر شمعی برای تو که نشد، قد گلدسته‌های تو که نشد ۲ شادم اما، مگر شنیده کسی شاعرش را علی جواب کند؟   ۱- (به ذره گر نظر لطف بوتراب کند/ 👋به آسمان رود و کار آفتاب کند) ۲-اشاره به زمزمه ساده و خالصانه شمع سازی که مورد عنایت مولا قرار گرفت: شمع می سازم برایت یا علی / قد این گلدسته هایت یا علی https://eitaa.com/Maddahankhomein
به‌مناسبت ١٧ شوال، سال‌روز ؛ ؛ «هل من مبارز»... نعره دنیا را تکان می‌داد در خندقی خود کنده، شهر از ترس جان می‌داد اینک سوار کفر، زیر رقص شمشیرش لبخند شیطان را به پیغمبر نشان می‌داد «یک مرد آیا نیست؟»... این را کفر می‌پرسید آن روز ایمان مدینه امتحان می‌داد هرکس قدم پس می‌کشید و با نگاه خود بار امانت را به دوش دیگران می‌داد با شانه خالی کردن مردان پوشالی کم کم رجزها مزهٔ زخم زبان می‌داد «رخصت به تیغم می‌دهی؟»... این را علی پرسید مردی که خاک پاش بوی آسمان می‌داد فرمود نه بنشین علی جان! تو جوان هستی آری همیشه پاسخش را مهربان می‌داد «هل من مبارز»... نعره گویا از جگر می‌زد فریاد او بر قامت شهری تبر می‌زد او می‌خروشید و رجز می‌خواند و بر می‌گشت او مثل موجی بود که بر صخره سر می‌زد کم کم هوا حتی نفس را بند می‌آورد نبض مدینه پشت خندق تندتر می‌زد زن‌ها میان خانه‌ها شیون به‌ پا کردند انگار تک‌تک خانه‌ها را نعره در می‌زد فریاد بغض بچه‌های شهر را بلعید ساکت که می‌شد، دیو فریادی دگر می‌زد یکبار دیگر اذن میدان خواست از خورشید لب‌های شیرین علی حرف از خطر می‌زد فرمود: «نه» هرچند که قلب علی را دید مثل عقابی در قفس که بال و پر می‌زد «هل من مبارز»... باز زانوی علی تا شد این بار دیگر اذن میدان یک تمنا شد فرمود پیغمبر: «علی جان! یا علی! برخیز» خندید، بند از دست‌های شیر حق وا شد شمع شهادت شعله‌ور بود و خدا می‌دید پروانه در آتش بدون هیچ پروا شد برقی زد آهن، پاره شد بند دل دشمن تا تیغه‌های ذوالفقار از دور پیدا شد تا انعکاس صورتش بر ذوالفقار افتاد ابرو گره زد تیغ روی تیغ زیبا شد مثل عقابی در نگاه عَمرو می‌چرخید فرصت برای تیز پروازی مهیا شد اینک رجزها تن به لالی داده بودند و طوفانی از نام علی در دشت برپا شد اعجاز یعنی ضربهٔ دست علی آن روز دشمن اگر که رود، او مانند موسی شد تا لا فتی الّا علی را آسمان می‌خواند لا سیف الّا ذوالفقار این گونه معنا شد در وصف این ضربت خدا حتی غزل دارد آری علی با ضربتی عالی اعلا شد ✍ https://eitaa.com/Maddahankhomein
💚 تا وِلایِ مُرتضی در سینه مهمان میکنیم قلب را با عشق حیدر نور باران میکنیم در اذان و در اقامه پنج نوبت روز و شب با علی اَندر قیام تجدید پیمان میکنیم زندگی را با ارادت بَر علی طی کرده ایم حُبّ او را پایه های دین ایمان میکنیم دل بُریدیم از جهان و دل به حیدر داده ایم در حساب بندگی سودِ فراوان میکنیم گر زپا اُفتاده باشیم چند روزِ روزگار... با علی گفتن دوباره قُوّت جان میکنیم هر زمان ماندیم در معنای آیات خدا... در عبادات علی تفسیر قرآن میکنیم صَد گِره چون در میان کار ما مُحکم شود خَتمِ یک نادِ علی را فاتحِ آن میکنیم... اَشهدُ اَنّ علیً حُجت الله ذکر ماست... مرگ را بر کام خود شیرین و آسان میکنیم توشه‌ی فردای خود را قبل مُردن بسته ایم قبر خود را با علی گفتن چراغان میکنیم شیعه‌ی مولا در آتش هم نمی سوزد که ما با علی گفتن جهنم را گُلستان میکنیم!! (دلسوخته) https://eitaa.com/Maddahankhomein
بندی از ترکیب بند لشگر از جنگ هراسان شده، می پرهیزد او سه دفعه ولی از جای خودش برخیزد شاهکاری که علی کرد به جنگ احزاب شعف و شور مرا یکسره برانگیزد کار دشوار که می گشت، نبی بی وقفه با توکل به خدا روی به حیدر می زد عجبی نیست اگر پشت ندارد زرهش هیچ کس نقل نکرده است علی بگریزد تا علی نعره زند رو به صفوف دشمن سپر و تیغ و زره روی زمین می ریزد به چنین جلوه ی طوفانی و غرنده ی خود بر همه، فخر و مباهات نماید ایزد حق به دستان علی قدرت خود را رو کرد پسر عبدود افتاد و ملک هو هو کرد https://eitaa.com/Maddahankhomein
CQACAgQAAxkDAAFms4piaAS8lCT29GPUXPEspGSVv9TiRQACngsAAkYhMVPFWbK0r77PAiQE.mp3
6.41M
کشف الاسرارِ نون و القلم حیدر حیدر یا ذَا الجودِ وَ الْمَنِّ وَ الْکرم حیدر حیدر نور المستوحشین فِی الظُلَم حیدر حیدر مصداق آیۀ مباهله توی جنگیدن حتی عادله ها علی بشرٌ کیف بشر خیلی با بشر داره فاصله حیدر، منتها و مبدا وجوده حیدر، شعر نابی که خدا سروده حیدر، فاصله نداره با خداوند حیدر، بوده وقتی هیچ کسی نبوده بند2⃣ ذکرش بالاترین عبادته حیدر حیدر مبنا و میزان قیامته حیدر حیدر معنی واقعی وحدته حیدر حیدر محبتش مرز برادری آفریده شد واسه دلبری ولایتش راه نجاته و شرط قبولیِ پیمبری حیدر، صاحب اختیار کائناته حیدر، نوکریش اوجبه واجباته حیدر، معنی حقیقی کماله حیدر، سرتا پا تجلی صفاته بند3⃣ استاد جنگیدن بی زره حیدر حیدر وقتی به ابروش میندازه گره حیدر حیدر دشمن باید بی سر عقب بره حیدر حیدر شاگرد رزمش عباس و حسین فاتح بدر و خیبر و حنین توی خندق تنها یه ضربشه افضل من عبادت الثقلین حیدر، ضرباتش همه رو حسابه حیدر، همیشه بی سپر و نقابه حیدر، هرکجا میگه هل من مبارز حیدر، پرسشی کرده که بی جوابه ‌«اللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک‌َالفَرَج» «اللهم العَن الجِبت والطّاغوت والنّعثل» ‌https://eitaa.com/Maddahankhomein
خیر من عبادة الثقلین..شور مولا(1).mp3
935.7K
شورامیرالمومنین علی علیه السلام. خیرٌ من عبادة الثقلین لضربة علی یوم الخندق با دیدن این صحنه جبرئیل گرفته نوای علیٌ حق حق علی... چه کار میکنه علی چه کار میکنه یه لشکر رو داره تار و مار میکنه عدو رو ببین داره فرار میکنه.. فرار از خروشه ذوالفقار میکنه.. سر میزنه حیدر رویین تَنه حیدر ابراهیمِ بُت شِکنه حیدر... دشمن میشه لرزان با دیدنه حیدر ابراهیمِ بُت شِکنه حیدر... جانم حیدر... اسدالله الغالب علیه... که نشده مغلوبه دشمناش توی خوابم نمی بینن هرگز علی بِلرزه تو جنگی پاهاش یا علی... بدونه زِره علی چقد محشره دل از شخصِ پیغمبرم میبره خداهم به مدحش میگه حیدره که حرزش یازهراس اگه برتره قبله نما حیدر قلعه گشا حیدر دستِ خدا، شیرِ خدا حیدر... بر عالم و آدم فرمانروا حیدر دستِ خدا، شیرِ خدا حیدر... جانم حیدر... امیرالمومنین ولی الله... فقط به علی میاد خلافت بافاطمه تامحشر میخونم بر غاصبِ حقِ علی لعنت جان علی... جهان بی علی نداره هیچ اَرزشی که خورشید نداره بی علی تابشی ندارم با دشمنِ علی سازشی... بَدَم تا اَبدم با وهابی و داعشی حبل المتین حیدر یعسوبِ دین حیدر مولا امیرالمومنین حیدر... در آسمان رهبر شاهِ زمین حیدر مولا امیرالمومنین حیدر... جانم حیدر... https://eitaa.com/Maddahankhomein
تا که این شور را شعور کنم میروم از نجف عبور کنم لحظه ای از زمین جدا بشوم آسمان را کمی مرور کنم از سلیمان اجازه می گیرم که خودم را شبیه مور کنم گریه ها کرده ام برایش تا شعر را غرق در سرور کنم من که از شوق مَنْ یَمُتْ یَرَنی زندگی با خیال گور کنم آنقدر میزنم صدایش تا خلوتم را پر از «حضور» کنم گفته‌ام «اوریا» که مدحش را گاهی اوقات از زبور کنم حرفی از معجزات او بزنم یادی از نور کوه طور کنم شرحی از دردهای او بدهم تا که ایوب را صبور کنم دل و جان شستشو دهم با اشک قلب را شیشه ی بلور کنم با عنایات او وجودم را خالی از هرچه غیر نور کنم "مست مست از شراب لم یزلی سرخوشم سرخوش از ولای علی" شاعر: https://eitaa.com/Maddahankhomein
تشنه ام تشنه ی شراب توام من خرابم اگر خراب توام مایه ی افتخار من هستی گرچه من مایه ی عذاب توام با همه جز تو بی حساب شدم به امیدی که در حساب توام باز هم می دهم سلام به تو باز هم سر خوش از جواب توام از ازل تو ابوتراب منی تا ابد ذره ای تراب توام خطبه های توخط به خط اعجاز عاجزم عاجز از خطاب توام واژه ای دست پا شکسته ام خط خطی هایی از کتاب توام "مست مست از شراب لم یزلی سرخوشم سرخوش از ولای علی" شاعر: https://eitaa.com/Maddahankhomein
نه فقط شاه و سرور است علی نور خورشید محشر است علی من نمی گویم او خداست ولی با چه چیزی برابر است علی عشق از روز اول است علی عشق تا روز آخر است علی فاتح جنگ خندق است علی فاتح جنگ خیبر است علی در حقیقت علی ست پیغمبر در حقیقت پیمبر است علی نام او مست می کند مارا ساقی حوض کوثر است علی "مست مست از شراب لم یزلی سرخوشم سرخوش از ولای علی" شاعر: https://eitaa.com/Maddahankhomein
آفرینش گدای ثروت او پادشاهان غلام همت او تربت کربلا شفاست ولی مستی ماست دست تربت او کُشته های بدون زخم نبرد چشمه ای از شکوه قدرت او روز مشغول کار و شب بیدار چه زمانی ست استراحت او ؟؟ گِل بد بو کجا و ...نور خدا طینت ما کجا و ...طینت او همه عالم گواه ذلت ما همه عالم گواه عزت او بار ما مانده بود روی زمین جور ما را کشید رأفت او عاشق از حرف لغو بیزار است همه جا می کنیم صحبت او در دو عالم فقیر نیست کسی که خریده کمی محبت او تا نجف می رویم قبل از مرگ که مبادا دهیم زحمت او "مست مست از شراب لم یزلی سرخوشم سرخوش از ولای علی" شاعر: https://eitaa.com/Maddahankhomein
عاشقانش فراتر از عددند ازلی بوده و الی الابدند تا نجف پا برهنه می آیند مست ها راه خویش را بلدند ذره ها در کنار ایوانش بی قرار اند و تشنه ی مددند عارفان غرق در خیال وصال عالمان نیز طالب خردند عاشقان مست جام کوثر او زاهدان هم به فکر خوب و بدند به الست و به ربکم سوگند عده ای امتحان نداده ردند وحده لا اله الا هو اهل این خانواده هم احدند او اگر شمع آستان باشد همه پروانه اند در صددند "مست مست از شراب لم یزلی سرخوشم سرخوش از ولای علی" شاعر: https://eitaa.com/Maddahankhomein