eitaa logo
‌‹مـٰاه‍ِ مَـڹ›
574 دنبال‌کننده
628 عکس
104 ویدیو
11 فایل
‹﷽› قسم به قلم¹ و آنچه می‌نویسد. . اینجا آرامگاه صاحب قلمی‌ست، که شوق رسیدن ابدی به أباالشهداء دارد .. . کپیِ نوشته‌ها با نام ‹ #زینبِ‌بهار › و #ماهك؛ و مطالبِ دیگر با ذکر‌صلوات برای فرج مهدیِ‌فاطمه :). . جانم؟ @Mahak_135
مشاهده در ایتا
دانلود
*در طریقت هرچه پیش سالک آید خیر اوست...،* شدید حق بود... مینویسمش گوشه دفترم!(:
«زینب بهار»، نمیتونم مفهوم چیه یا اسم کیه؟ تخلصه؟ اسم مستعار شاعره؟ یا هرچی... اما به طور عجیبی، لفظش آرامش بخشه... درحالیکه لفظ خالی اصلا نمیتونه آرامش دهنده باشه!... اوهوتخلصه^-^ خب نمیدونم چی بگم راستش(: فعلا راجبش حرفی نمیزنم یکم پیش بره زمان . . . ولی اینکه میگی نمیتونه یه لفظ ارامش دهنده باشه برای من خیلی لفظا ارامش دهندن(: چون یاد یچیزای قشنگ میفتم... اولین لفظ ارامش دهنده اسم خداست(: ^-^
«بیا دعا کنیم!» تو برای حال خراب من و من برای مستجاب شدن دعای تو ...!":) -زینب‌بهار
‌‹مـٰاه‍ِ مَـڹ›
#شڪرللّٰه خدایا‌شکرت‌بابت‌همه‌چیییی‌،‌ هرچیزی‌که‌الان‌داریم‌‌ولی‌نمیبینیمش ...!♥️,(:
خدایا‌شکرت‌واسه‌اینکه‌قراره‌تموم‌بشه‌ یروزایی‌که‌الان‌نگرانیش‌داره‌جونمونو‌ میگیره ...!💛,(:
هیچی قشنگ تر از این نیست که تو کسیو دوست داشته باشی که با وجودش به خدا نزدیک تر بشی ...!":)
|•‌‌🌿•` ‌‌ در مسیرِ اشک‌ھایم بھ تعداد روزهاۍ نیامدنت درختـ مۍ‌کارم؛ این جنگلِ سبزِ روۍ گونھ‌ام ـ انتظار ـ نام دارد. ‌‌‌‌‌‌ • دانیالِ رحمانیان !
‌‹مـٰاه‍ِ مَـڹ›
|•‌‌🌿•` ‌‌ در مسیرِ اشک‌ھایم بھ تعداد روزهاۍ نیامدنت درختـ مۍ‌کارم؛ این جنگلِ سبزِ روۍ گونھ‌ام ـ انت
•°🌿`•| میاں‌آن‌خندھ‌ هایۍڪھ میکردۍ، ٺنھا‌یکچیز را بیشتر میشد فهمید‌؛ اینڪھ چقدر صبࢪ هنگاݥۍکھ دلٺنگی‌وجودٺ‌ را گرڢته سخٺ است ...!":) •زینبِ بھار !
‌‹مـٰاه‍ِ مَـڹ›
#شڪرللّٰه خدایا‌شکرت‌واسه‌دردایی‌که‌هیچوقت‌ موندگار‌نشدن‌توی‌بدنمون ...!♥️,(:
خدایا‌شکرت‌واسه‌اون‌شبایی‌که‌از‌شدت‌ گریه‌خوابمون‌برد‌ولی‌صبح‌‌وقتی‌ بیدار‌شدیم، حالمون‌خوب‌بود ...!💙,(:
‌‹مـٰاه‍ِ مَـڹ›
•°🌿`•| میاں‌آن‌خندھ‌ هایۍڪھ میکردۍ، ٺنھا‌یکچیز را بیشتر میشد فهمید‌؛ اینڪھ چقدر صبࢪ هنگاݥۍکھ دلٺنگی
~🌿•°| صورتم را به شانه‌اش گذاشتم و گفتم: "دوست داڔم ݦاه مں و تو همیشه پشٺ ابر بماند و هیچکس از عۺق ما باخبر نشود" آدم‌ها حسودند، زمان بخیل است، و دنیا عاشق کش اسٺ!":) •عباسِ‌معروفی !
‌‹مـٰاه‍ِ مَـڹ›
~🌿•°| صورتم را به شانه‌اش گذاشتم و گفتم: "دوست داڔم ݦاه مں و تو همیشه پشٺ ابر بماند و هیچکس از عۺق
^🌿^•| جاۍخالی‌ بودں آدݥ‌ها‌ زݦانۍحس‌می‌شوڊ، کہ‌ ٺنھا‌ میشوۍوبہ‌خاطڔ مۍآوڔۍروزۍچقدر با یڪ نفڔ ٺنھا بۏدۍ ...!":) •زینبِ بھار !