eitaa logo
‌‹مـٰاه‍ِ مَـڹ›
587 دنبال‌کننده
602 عکس
102 ویدیو
11 فایل
‹﷽› قسم به قلم¹ و آنچه می‌نویسد. . اینجا آرامگاه صاحب قلمی‌ست، که شوق رسیدن ابدی به أباالشهداء دارد .. . کپیِ نوشته‌ها با نام ‹ #زینبِ‌بهار › و #ماهك؛ و مطالبِ دیگر با ذکر‌صلوات برای فرج مهدیِ‌فاطمه :). . جانم؟ @Mahak_135
مشاهده در ایتا
دانلود
ولی من می‌ترسم.. از نزدیک شدن به آدما می‌ترسم از روبه‌رو شدن با خود واقعی‌شون می‌ترسم.. از اینکه اون فرشته‌ای که توی ذهنم ازشون ساخته‌بودم، نباشن! از اینکه تصورم راجع بهشون خراب بشه.. از اینکه توی اوج ناخواسته رهاشون کنم یا رهام کنن.. دوست دارم فقط درحد همون دو‌سه‌بار بعضیا رو ببینم و بهشون ابزار محبت کنم و توی‌ ذهنشون تصویر خوبی ازم داشته باشن.. و بذارن منم همون تصویر قشنگی که توی ذهنم ازشون ساختم؛ باقی بمونه! اما بنظرم اگه با خود واقعی آدما روبه رو بشیم بهتره:) لااقل تکلیف خودمونو میدونیم، میدونی چیه خیلیامون از این دوست داشتنه و تصویر ذهنی خوبه که از ادما ساختیم توی ذهنمون خیلی ضربه میخوریم، فلذا جدیدا تمرکزم رو اینه ادمارو واقعی بشناسم و اوناییشون که یه دنیای متفاوتی از من دارن و از زندگیم بیرون کنم...من نمیتونم تحمل کنم تفاوت های کلان خودم و با بقیه... یچیزای جزئی باشه میشه کنار اومد، اینکه یکی توی دنیای دیگه ای زندگی کنه و من دنیای دیگه واقعا عذابم میده و تحملش عجیب برام سخت شده
انقده خوبی، آدم دلش میخاد بمیره واست، ❤️ (:♥️ ببین یکی همیشه بهم میگفت: برای کسی که دوسش داری نباید بمیری، باید زنده بمونی تا از بودنت کیف کنه، تا از بودنش کیف کنی(:! ‹پس خدا نکنه:›
‌‹مـٰاه‍ِ مَـڹ›
♥️🖇 #قرار چهلم، برای حضرت مادر و همسر و بچه هاشون:)) #اللهم‌صلی‌علی‌محمد‌وآل‌محمدوعجل‌فرجهم
به پایان آمد این دفتر، حکایت همچنان باقیست:) بلاخره ⁴⁰ روز قرارمون تموم شد، الهی خدا قبول کنه از هممون این صلواتای ⁴⁰ روز رو🥺🤍
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
؟؟☝️🏻
صبر کن آیه قسم جور کنم تا نروی یا در و پنجره را کور کنم تا نروی .‌.!!
صبر کن لشگری از خاطرهٔ روز نخست بر سر راه تو مأمور کنم تا نروی٫٫!٫٫
قّـــدِ زیبــایی تو نیستم امّا چه کنم؟! صورتم را پُر هاشور کنم تا نروی¿¡
نذر کردم گره یِ پنجره فولاد شوم صبر کن تا به خدا زور کنم تا نروی:))
من بلایی به سرت آمده ام، می دانم از سرت درد و بلا دور کنم تا نروی-!-
تیغ بر روی رگ غیرت من منتظر است ‹صبر کن حادثه ای جور کنم تا نروی(:›