همسرِ مسلم، دخترِ مولاعلی رقیه نام داشت یعنی فرزندانِ او خواهرزاده یِ سیدالشهدا میشدن.
پسران حضرت مسلم، محمد و ابراهیم نام داشتن که بسیار برای مسلم عزیز بودن و یکسال بعد در کوفه کشته یا در واقع سر بریده شدن.
در منزلِ قَطقَطانیه خبرِ شهادتِ مسلم به سیدالشهدا رسید و آقا همونجا امر کرد همه یِ کاروان بشینن و عزایِ مسلم رو برپا کنن و اولین عزادارِ مسلم خودِ سیدالشهدا بود و جنابِ حمیده دخترِ مسلم رو رویِ زانوش نشوند.
این دختر بچه یِ مظلومه هم در عاشورا در اثرِ حمله و غارتِ حرامی ها، زیرِ سُمِ اسبان به شهادت رسید...
و وقتی که سیدالشهدا تنها و بدونِ یار بودن، اولین کسایی رو که صدا زدن هانی و مطلم بودن.
حضرت رقیه همسرِ مسلم هم بعد از عاشورا که به مدینه برگشتن دیدن والیِ مدینه خونه ی مسلم بن عقیل رو خراب کرده و بی سرپناه شده بودن
پس گاهی به خواهر هاشون، حضرت زینب و ام کلثوم و گاهی به امام زین العابدین پناه می بردن. و آخر هم از شدت مصائب و از دست دادنِ تمام فرزندان و همسرشون، دق کردن.
وقتی مختار دستگیر شد حضرتِ مسلم به ناچار منزل به منزل جاش رو عوض میکرد تا محلِ اختفا لو نره و مشکلی پیش نیاد.
مسلم به هانی بن عروه پناه اورده بود و بعد از اینکه عبیدالله بن زیاد از مخفیگاه مسلم مطلع شد،