صبح که بیدار شدم و رفتم تو آینه خودمو دیدم اینجوری بودم که وای امروز چقدر خوشگل شدییی =)))
یکی از تغییرات خوبم اینه که دیگه قسمت خوشمزهی غذا و خوراکیهارو نمیزارم آخر بخورم .
دیگه دارم سعی میکنم از لحظه لذت ببرم؛ نه پشیمونیای برای انجام ندادن کاری در گذشته نه همیشه منتظر آینده بودن
انگار عروسکام بخشی از وجودم شدم. وقتی بعد چند روز میبینمشون حس مادری رو دارم که بچهشو چند روزه ندیده و دلتنگشه و الان که دیدتش خیلی خیلی خوشحاله .