نشد ؟ فدای سرت ! حتما نباید می شد ...
تو حق نداری با ضربه ای و اشاره ای نا امید شوی و دست از تلاشِ خودت برداری ! به جای دعا ؛ توکل کن و به جای انتظار ؛ تلاش ...
می دانم ! در دنیا خیلی چیزها هست که از توان تو خارج است ، اما فراموش نکن که هنوز هم خدا هست ! خدا حواسش به تو هست ، مراقبِ توست ، هوای تو را دارد ...
تو فقط نا امید نشو و ادامه بده .
تمام راه ها که بیراه نیست ! تمام جاده ها که مسدود نیست !
نگاه کن ؛ خدا روی قله ی آرزوی توایستاده و هرلحظه ممکن است دستان تو را بگیرد ، تو فقط ادامه بده و هرروز ، بهتر از روز قبل باش ، تو فقط امید داشته باش ؛
به تعبیر قشنگِ خوابِ شب بوها ،
و به خورشید روشنی که خواهد تابید و این مسیرِ تاریک را پر از نور و لبخند خواهد کرد ...
🔵نرگس_صرافیان_طوفان
🌱🌱🌱@MAHOUR24
✔️چرا علوی میخواهد، وزارت اطلاعات را ضعیف نشان بدهد؟!
⭕️مستند جاسوسان "سیا" را دوباره ببینید!
👈 پرداختن به برخی اظهارات ناپخته اخیر وزیر محترم اطلاعات، با توجه به اهمیت این مجموعه و موفقیتهای درخشان اخیر نیروهای وزارت اطلاعات، از سرناچاری! و اتفاقا برای دفاع از سربازان گمنامی است که زحمات و عملکردشان با برخی اظهارات اخیر و یا گاها به خاطر ملاحظات و مناسبات سیاسی زیر سوال رفته است.
🔻بر اساس آنچه برخی نمایندگان مجلس به نقل از وزیر اطلاعات نقل و تاکنون هم تکذیب نشده- هرچند تکذیبههای تکراری هم اصل ماجرا را نمیتواند، مخدوش کند- جناب آقای علوی نکات ذیل را درباره چگونگی تایید صلاحیت آقای محمدعلی نجفی، شهردار منتخب اصلاحطلبان برای تهران، مطرح کردهاند:
♦️الف: علوی در نشست با برخی نمایندگان مجلس و در پاسخ به سؤال مربوط به تائید صلاحیت نجفی عنوان کرده هر کسی جای نجفی و با شرایط وی بود طبق روال معمول از وزارت اطلاعات تائید صلاحیت میگرفت.
♦️ب: آقای علوی درباره علت تأیید شدن آقای نجفی از سوی وزارت اطلاعات، مثالی از انتصاب یک والی از سوی حضرت علی (ع) را مطرح کرده و گفته که وقتی ایشان یک والی را نصب کرد، بعد از اینکه فساد وی کشف شد، او را از زمامداری عزل کرد، در قضیه آقای نجفی هم به این موضوع تاریخی استناد شده و تاکید شده که در آن زمان که در وزارت اطلاعات او را تأیید کردند، از نظر شرعی و قانونی مسئلهای نداشته که بخواهند او را رد کنند.
👈اما در اینباره شبهات مهم ذیل مطرح است:
1⃣ شبهه اول: برخی اصلاح طلبان به صراحت از مطلع بودن حواشی سبک زندگی محمدعلی نجفی سخن گفته اند. برخی از اعضای شورا منجمله آقای الویری نیز تصریح کردهاند که یک دستگاه امنیتی- سازمان اطلاعات سپاه- به آنها توصیه کرده که نجفی را به عنوان شهردار انتخاب نکنند. بسیار طبیعی است که سطح اشراف وزارت اطلاعات بر چهرههای سیاسی اگر بیشتر از سازمان اطلاعات سپاه نباشد کمتر نیست! به معنای دیگر کارشناسان وزارت اطلاعات درباره حواشی سبک زندگی نجفی با توجه به اینکه او سالها چهره سطح یک اصلاح طلبان و مسئول ارشد برخی دولت ها بوده، قطعا اطلاعات زیادی داشتهاند.
2⃣ شبهه دوم: بر اساس اظهارات منتشر شده آقای علوی اینگونه برداشت میشود که مجموعه وزارت اطلاعات نه تنها ایراد و مشکلی با شهردار شدن آقای نجفی نداشته، بلکه شهردار سابق به نوعی تاییدیه ایشان را در حمایت از خود داشته است. یعنی با تایید این مجموعه نهایتا سکان نهاد عریض و طویل شهرداری تهران را به دست گرفتهاند.
3⃣ شبهه سوم: داشتن اخبار پشت پرده از محمدعلی نجفی توسط نیروهای انقلابی وزارت اطلاعات چیزی شبیه به یقین است. مگر میشود مجموعهای که اخیرا از سریترین جاسوسان سازمان سیا نه در داخل کشور بلکه در سطح جهانی پردهبرداری کرده، از زندگی و حواشی سیاسی یک مسئول ارشد دولتی سابق اطلاعات محرمانهای نداشته باشد؟ بنابراین با وجود در اختیار بودن اطلاعات کافی، چگونه نجفی تایید شده است؟! طبیعی است که کارشناسان محترم وزارت اطلاعات اخبار و اسناد را طبق روال اداری به اطلاع وزیر محترم رساندهاند، پس چه کسی نهایتا آقای نجفی را با آن سوابق – که هنوز بسیاری از آن را مردم عادی نمیدانند- تایید کرده است؟ آقای کرباسچی قبلا نوشته است که تایید نجفی با فشار بزرگان اصلاحات- بخوانید خاتمی و نزدیکانش- و دستور روحانی صورت گرفته است. اما اگر این فرآیند درست است، علوی برای حفظ اقتدار، استقلال و اعتبار وزارت اطلاعات به عنوان یکی از ستونهای جمهوری اسلامی، در این قضیه چه کرده است؟! براستی پای چه ملاحظه بالاتری از حفظ و حراست سلامت نظام درکار بوده است؟
4⃣ شبهه چهارم: اما اگر سخنان آقای علوی را بپذیریم، باید اینک برای تایید صلاحیت جایگاههای مهم و بسیاری از مسئولین رده بالای دولتی نگران بود، زیرا برای جایگاه بسیار مهم شهرداری پایتخت اینگونه سهلانگاری شده و به استناد سخنان آقای علوی، اطلاعاتی هم درباره گزینه " شهرداری"در اختیار نبوده است. بدتر از همه اینکه ایشان طوری سخن گفتهاند، که مجموعه وزارت اطلاعات تازه پس از شهردار شدن نجفی از حواشی پیرامون وی باخبر شده است! بنابراین مردم چگونه باید به صلاحیت بسیاری از مسئولین ارشد دولتی اعتماد کنند؟! آقای علوی گفتهاند "هر کسی جای نجفی و با شرایط وی بود طبق روال معمول از وزارت اطلاعات تائید صلاحیت میگرفت" بنابراین الان چندتا نجفی بالفعل و بالقوه در میان مسئولین ردهبالای دولت مشغول کار هستند؟! آیا همین سهل انگارییها است که مساله نفوذ در دولت تدبیر و امید را به یک چالش تبدیل کرده است؟! وزیر محترم اطلاعات میتوانند بگویند، با این اظهارات چه ملاحظات و معذوریتهای – احتمالا سیاسی – دارند و یا چه اخبار و اطلاعاتی را میخواهند از افکار عمومی پنهان کنند؟ یا اساسا پای تطهیر کدام چهره و جریان سیاسی در پشت پرده است؟!♦️♦️پی نوشت: با شناخت، تجربه و از همه مهمتر اعتمادی که مردم از قدرت، اشراف و تعهد سربازان گمنام وزارت اطلاعات دارند، باید یادآوری کرد که خلل در ادبیات و یا متاسفانه مواضع سیاسی و یا چشم پوشی عمدی از برخی واقعیاتها توسط جناب آقای علوی است نه در عملکرد و اشراف مجموعه توانمند وزارت اطلاعات. آنچه مسلم است، وزیر محترم اطلاعات با این سخنان ظلم و جفای بدی در حق نیروهای گمنام امام زمان (عج) کردهاند. جفایی که حتی بسیاری از دشمنان این مجموعه مهم امنیتی در داخل و خارج هم نمیتوانستند انجام بدهند و از وزارت اطلاعات تصویر یک سازمان بیاطلاع! را نشان بدهند. اما به راستی چه انگیزهای برای ضعیف نشان دادن وزارت اطلاعات وجود دارد؟!
🔻🔻توضیح اضافی: خواهش میشود که مردم مستند ساخته شده وزارت اطلاعات درباره جاسوسان آمریکایی و اخبار وتحلیلهای مربوط به آن را با دقت دوباره ببینند، زیرا بخشی ازعیار و توانمندی واقعی وزارت اطلاعات در این مستند موجود است نه در سخنان اخیر جناب آقای علوی... این نوشته انتقاد آمیز نیز عمدا با تاخیر منتشر شد تا اخبار موفقیت بزرگ اخیر وزارت اطلاعات دچار حواشی نشود.
✍مهدی جهان تیغی
@MAHOUR24
@mahdi_jahantighi
✔️چرا رهبری، پاسخ به فساد مسئولین را مسکوت گذاشتند؟!
⭕️درباره پاسخ کوتاه رهبری به جوان گلایهمند از فساد مسئولین
🔹چند روز قبل رهبر معظم انقلاب به گلایه یک جوان درباره فساد مسئولان پاسخ دادند. رهبری در جواب نامه جوانی که از فساد مسئولان گلایه کرده بود نوشتند:"جوان عزیز؛ چشم به راهیم که شما فرزندان تازه نفس اسلام و قرآن، خودساخته و کامل شده، از راه برسید و بارهای کشور را بر دوش بگیرید. تلاش و مجاهدت و توکل به خدا شرطهای لازماند."
👈درباره همین چند خط پاسخ کوتاه، نکات ذیل را بخوانید:
1⃣ می شود یک نگاه معمولی به این نامه داشت. یعنی این نامه در واقع چون پرسش بخش زیادی از جوانان دلسوز کشور برای آینده نظام و منتقد فساد برخی مسئولین است، رهبری به این نامه پاسخ دادهاند و با همین منطق نیز انتشار عمومی پیدا کرده است.
2⃣ اما متن و پیام درونی نامه بسیار قابل تامل است. این نامه به ظاهر کوتاه، شباهتی به یک دلجویی و یا اصرار به نگران نبودن از فساد مسئولین یا حتی بالعکس تذکر عمومی و همیشگی رهبری مبنی بر اینکه همه مسئولین را نباید فاسد دانست، نیست؛ بلکه در متن پاسخگویی، یک انتظار و چشم به راهی غریبانه وجود دارد.
3⃣ طی چند سال اخیر، رهبری برای تحول گرایی، کارآمدسازی و سالمسازی مدیریت کلان نظام هم در تبلیغ و تبیین گفتمان جوانگرایی و طهارت اقتصادی مدیریت کشور پیشقدم بودند و هم در عمل با آوردن امثال رئیسی، فتاح، سرلشکر باقری، موسوی، سلامی، انتصاب چهره های انقلابی در مجمع تشخیص، جوانگرایی در نهادهای مذهبی، نمایندگان ولی فقیه و ائمه جمعه و... پیشگام بودند. با این وجود آیا عموم جوانان کشور اینقدر فعال و پیشگام بودند؟! یک مثال واضح تر، اینک چندین ماه از صدور بیانیه تاریخی و انصافا کم نظیر رهبری موسوم به گام دوم گذشته است. این بیانیه اصرار دارد که باید جوانان هر چه زودتر نقش خود را برای تحقق گام دوم بیابند و مشغول عملیات شوند. اما واقعا چه میزان در اینباره انتظارات برآورده شده است؟ در اینجا آن چشم انتظاری مظلومانه در جواب نامه آن جوان گلایه مند از فساد مسئولین بیشتر خود را نشان می دهد.
4⃣ حال برگردیم و یک سوال چالشی را مطرح کنیم، چرا رهبری پاسخ به فساد برخی مسئولین را در جواب آن نامه مسکوت گذاشتند؟! اولا رهبی نه تنها مساله فساد مسئولین را مسکوت نگذاشته اند، بلکه راه حل جامع تر و دقیق تر مبارزه با فساد برخی مسئولین یعنی طریقه سالم سازی ماندگار کشور را یادآوری کردند. دوما واقعیت آن است که رهبری برای برطرف کردن این معضل از دولت هاشمی تا الان جنگیدند، فریاد زدند و خون دل خوردند و اینک نیز بهترین گزینه را برای ریاست قوه قضاییه انتخاب کردند. سوما، راه حل بزرگتر سالم سازی کشور، زیربار مسئولیت رفتن جوانان در عرصههای مختلف مدیریتی و حل چالشهای کشور است. زیرا فساد برخی مسئولین در برابر تحقق این گام بزرگ تقریبا هیچ محسوب میشود.
5⃣ شاید برخی جوانان عادت کردند که به اینجای کار که برسیم، بیان کنند که راه و مسیر خدمت و مدیرشدن برای آنها در کشور باز نیست. این مساله نیز پاسخ های فراوانی دارد، اولا خیلی از جوانان موفق در عرصههای مدیریتی و غیرمدیریتی در کشور، صاحب رانت و ژن برتر نبودند، دوما مگر کمک به سالمسازی کشور فقط مدیر شدن است؟ خیلی از عرصههای دیگر است که کمکهای فراوانی به سالم سازی کشور و حتی به تسریع حذف و یا کناررفتن طبیعی مدیران فاسد میانجامد. سوما وقتی خودساخته، پرتلاش، اهل مجاهدت و توکل برخدا باشیم، بر اساس سنت الهی مسیر برای خدمت به انقلاب و کشور باز و هموار خواهد شد.
🔴 پی نوشت: شاید برخی جوانان حزب الهی و ارزشی بگویند، که آنها در این سالها در راه جوان سازی و سالم سازی کشور اهل مطالبه و مبارزه فراوان بودند و تکلیف خود را نیز انجام دادند. این مقدار نیز همه راه و تکلیف نیست. شرط واقعی پس از مطالبه گری، و یا دقیقتر در کنار فریاد عدالتحواهی، زیر بار مشکلات کشور رفتن به صورت عملی است. یعنی همان جوان عدالتخواه در کنار فریاد زدن، نقش عملیاتی خود را در حل یکی از معضلات و مشکلات علمی، اجتماعی، فرهنگی و یا سیاسی کشور از هم اکنون تعریف و اقدام عملی کند.
♦️♦️توضیح اضافی: انقلاب در شرایط فعلی به فرزندان تازه نفس اسلام و قرآن، خودساخته و کامل شده نیاز دارد و یا به تعبیر دیگر کار انقلاب از این پس با انسانهای از این جنس و با شرط تلاش و مجاهدت و توکل به خدا جلو خواهد رفت.
@MAHOUR24
@mahdi_jahantighi
۱۰ پله که با برجام طیکردیم - ۱
دولت روحانی تا چند هفته دیگر وارد هفتمین سال فعالیت خود میشود. حامیان و منتقدان اتفاق نظر دارند که آقای روحانی و دولت او، به جز مذاکرات منتهی به برجام، هیچ برنامه و ایده دیگری نداشته اند.
اکنون که این مسیر به بنبست خورده و خلاف تصورات اولیه از آب درآمده، چه باید کرد؟ باید در رودربایستی ماند و در این مدار بسته دور خود چرخید؟ یا اینکه به گزینهها و فرصتها برای رونق اقتصاد ملی تنوع بخشید؟
دولت و تیم آقای روحانی، بیش از حد اعتدال، به برجام و مذاکرات پیرامونی آن عادت کردهاند. اما مصلحت در این است که از این عادت فاصله بگیرند و رویه جدیدی در حوزه دیپلماسی و سیاستگذاری اقتصادی اتخاذ کنند. و گرنه، میشود حکایت دانشآموزی که فقط مختصات کشور افغانستان را بلد بود و اگر درباره پاکستان یا آرژانتین و برزیل از او میپرسیدند، میگفت فلان کشور همسایه افغانستان هست یا نیست؛ و اما افغانستان...!
نگاه تک بعدی به مدیریت، موجب سلب اراده، ناتوانی روحی و معطلی مدیریت اجرایی میشود و به تلنبار شدن مشکلات قابل حل میانجامد. بدعهدی و خباثت طرفهای غربی با همه زحمتها و مضیقههایش، فرصت بسیج ظرفیتهای مغفول است، مشروط بر اینکه از برخی عادتهای عقیم دست بشوییم و به جای نقطههای خیالی، به نقطههای واقعی دل ببندیم.
آقایان واعظی و ظریف و دیگران بارها اذعان کردهاند که هرگز پیشبینی نمیکردند آمریکا از توافق خارج شود. خود همین حرف، قصور و تقصیر بزرگی است، به ویژه اینکه صاحب نظران، بارها پیشبینی کرده بودند.
دولت با وجود نفی مذاکره جدید و دیوانگی توصیف کردن آن، عملا باب مذاکره را (ولو غیر مستقیم و با واسطه) باز نگه داشته و از همین کانال -از طریق کشورهایی مانند فرانسه- پیغام تهدید و تطمیع دریافت میکند.
شاید همین مشی است که موجب میشود عهدشکنی مانند ترامپ بگوید «آنچه میتوانم بگویم این است که ایران خواستار یک توافق است». به فاصله ده روز، مشاور رئیسجمهور فرانسه، پیام ماکرون را به تهران آورد؛ و معاون وزیر خارجه، پیغام آقای روحانی را به پاریس برد.
فرانسه مدعی میانجیگری است اما چند تناقض در این میان وجود دارد که موجب میشود عنوان «میانجیگری»، از معنا تهی شود. نخست اینکه ما در مرحله پسا مذاکره و پسا توافق قرار داریم و آمریکا با قلدرمآبی، به تعهد خود با ما - و حتی کشورهای دیگر- عمل نمیکند.
بنابراین وساطت برای مذاکره، مبنائا بیهوده و منتفی است. چرا که مذاکره مجدد با چنین دولتی به تصریح آقای روحانی، دیوانگی محسوب میشود.
نکته دوم، اعتبار میانجی نزد ترامپ است.ترامپ دیروز به بهانه یک درگیری اقتصادی با فرانسه، رفتار ماکرون را حماقت نامید و تعبیر اقدام احمقانه را علیه رئیسجمهور فرانسه به کار گرفت.
او نگاه محترمانه به همین واسطهای هم که خود تراشیده ندارد و اهانت روا میدارد. ترامپ، حداکثر به چشم نوچه به دلال فرانسوی مینگرد که باید خواستههای آمریکا را دیکته کند.
@MAHOUR24
🔻ادامه دارد🔻
@IMANImohamad51
۱۰ پله که با برجام طیکردیم- ۲
موضوع سوم، اعتبار میانجی نزد ماست. فرانسه در مذاکرات برجام به عنوان پلیس بد (حتی سختگیرتر از آمریکا) عمل کرد و در عین حال چند قرارداد پرسود با ایران نصیبش شد. اما نتیجه چه بود؟ آنها قراردادهای توتال و پژو و ایرباس را زیر پا گذاشتند، بیآنکه خسارتی بپردازند.
فرانسویها در عهدشکنی اقتصادی، سابقه دارند و در برجام هم پیمانشکنی کردند. بنابراین، غیر قابل اعتماد و خود، طرف دعوای ما هستند. ضمن اینکه دولت آمریکا اساسا در پی تفاهم و تعامل نیست؛ بلکه میخواهد مطالبات جدیدی را دیکته کند.
پذیرش وساطت فرانسه یا قبیل آن، به معنای رسمیت بخشیدن به نقض برجام و عبور از آن است. بله اگر دولت ما تمام تعهدات برجامی خود را متوقف میکرد و آن گاه صرفا درباره زمان از سرگیری همزمان تعهدات طرفین مذاکره میکرد، این رفتار قابل فهم بود. اما مذاکره در شرایط انجام یکطرفه تعهدات آن هم درباره تعهدات جدید، سمّ مضاعف و خیانت به خود دولت است.
دولت امروز آمریکا، نماینده چهره بدون روتوش سیاست غرب است. مایک پمپئو اوایل اردیبهشت امسال در دانشگاه «ایاند ام» تگزاس اعتراف کرد «زمانی که رئیسCIA بودم، در سازمان دروغ میگفتیم و تقلب و دزدی هم میکردیم. این کارها یادآور افتخارات تجربه آمریکایی است».
او از یک تجربه تمدنی حرف میزند و نه یک اتفاق خاص. او با این عبارت، شجرهنامه تمدن غرب در نسبت با دیگران را بازگو میکند. همچنان که تعبیر او درباره دولت اوباما و رژیمهای انگلیس و فرانسه و آلمان صادق است.
برجام با اقتصاد ما چه کرد؟ قطعا قرار نبود به خام فروشی نفت وابستهتر و معتادتر شویم؛ بلکه باید تولید و صادرات غیر نفتی رونق میگرفت. اما روند شش سال گذشته -با صورت بندی معطلی و انتظار و حداکثر خام فروشی نفت- موجب تحلیل رفتن بنیه تولید و کارآفرینی در اقتصاد (و به تبع آن، کوچک شدن سفره مردم) شد.
طبق آمارهای بانک جهانی و صندوق بینالمللی پول، اقتصاد ایران در اوج تحریمها در سالهای 91 و 92، هفدهمین اقتصاد بزرگ دنیا بود. اما طبق آمارهای جدید، همین رتبه ما در پی تحولات شش سال گذشته به رتبه 27 تنزل یافته است.
یقینا اقتصاد ما با وجود کاهش صادرات نفت میتواند، به رتبهای بهتر از رتبه شش هفت سال قبل ارتقا یابد، مشروط بر اینکه مطلقا از غرب ناامید شویم و به بسیج همهجانبه ظرفیتهای داخلی و منطقهای بپردازیم.
تدبیر برای برخی چالشهای مهم به ویژه گرانی مصنوعی، ارتباطی به برجام و مذاکره ندارد. میدانیم که قیمتها با افزایش نرخ دلار تا 18 هزار تومان و بیشتر، بالا رفت و بعضا تورم بالای 100 درصد را در حوزه خودرو و مسکن و اجاره بها و سکه و طلا و... تجربه کردیم.
اما اکنون با وجود کاهش 6 هزار تومانی نرخ دلار -که اتفاقا در دوره نقض برجام از سوی دشمن و واکنش متقابل ما رخ داده- قیمتهای مصنوعی، همان بالا متوقف شده و کاهش نمییابد.
نه آن چهار برابر شدن (افزایش 400درصدی) نرخ دلار، طبیعی بود و نه این ماندگاری گرانی با وجود کاهش 35 درصدی نرخ ارز. ما در اینجا نه با «تنظیم بازار»، بلکه روند «ضد تنظیم» و در واقع دستکاری و اخلالگری رو به رو هستیم.
وزارتخانهها و سازمانهای اقتصادی دولت نمیتوانند بگویند نباید دخالت کرد تا بازار خود به خود تنظیم شود. چرا که بازار در معرض دستکاری است؛ چه از سوی عناصر سودجو و چه از جانب تروریستهای اقتصادی با انگیزههای سیاسی و امنیتی.
اقتصاد و معیشت مردم در معرض دست درازی است و دولتمردان نمیتوانند در مقابل، تماشاچی باشند، گرانیها را توجیه کنند و یا حداکثر بگویند «مردم نخرند تا ارزان شود».
مسئولیت مهم و بر زمین مانده دولت در آستانه هفتمین سال فعالیت، در همین حوزه است و نه در حوزه مذاکره با اروپا و آمریکا که به حد اشباع و انسداد رسیده است.
@IMANImohamad51