eitaa logo
آوای هور
203 دنبال‌کننده
48.5هزار عکس
40.1هزار ویدیو
379 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
✅ چگونه بررسی کنیم که در تحلیل دچار خطا نشویم؟! 🔰 به این سه واقعه و روایت دقت کنید: 1️⃣ حضرت زهرا میفرمایند: بهترین چیزی که برای زن سعادت‌بخش و مفید می‌باشد، آن است که مردی را نبیند و هیچ مرد نامحرمی نیز او را نبیند.(احقاق الحقّ: ج 25، ص 350، اعیان الشّیعة: ج 1، ص 322) 2️⃣ سهل بن سعد ساعدی می گوید: هنگامی که کلاه خُود پیامبر خدا(ص) شکست و چهره وی به خون نشست و دندان رباعی ایشان نیز شکست و زمانی که علی(ع) با سپر، آب می آورد، فاطمه(ع) بدان جا آمد و از چهره ایشان خون را می شست. وقتی فاطمه(ع) مشاهده کرد که خون بر چهره بیشتر می شود، حصیری را برداشت و سوزاند و این سوزانده را به زخم پیامبر خدا(ص) چسباند و پس از آن، خون فرو نشست.( بحارالانوار، ج 20، ص 31؛ سيره بن هشام، ج 3، ص 106) 3️⃣ حضرت فاطمه (س) چون عمر را آتش به دست دید فرمود: آمده ای که خانه مرا آتش بزنی؟ وی گفت: آری، مگر اینکه با امت در بیعت با خلیفه اول همراه شوید؛ صدیقه کبری (س) پشت در آمد و فرمود: بدتر از شما ندیده ام! جنازه رسول خدا (ص) را روی دست ما نهاده و خلافت را بدون مشورت با ما، میان خود تقسیم کرده اید؟!(تاریخ طبری: 2/ 443) 🔸 سه گزاره که در ظاهر با هم در تضاد و تناقض هستند و همین امر باعث میشود اگر مورد موشکافی و مداقه قرار نگیرد در تحلیل دچار خطا و اشتباه میشویم. 🔻 سوال: 🔸 اگر حضرت زهرا (س) فرمودند و معتقد هستند که بهترین گزاره برای یک زن این است که هیچ مردی او را نبیند و او نیز هیچ مردی را نبیند! پس چرا ایشان در جنگ احد پرستاری میکردند؟! یا در واقعه دفاع از امیرالمومنین علی علیه السلام آنگونه در مقابل بسیاری از مردان، قد علم کردند؟!! 🔹 چگونه باید به این سوال پاسخ دهیم؟ ان شاالله در پست های آتی این سوال را مورد بررسی قرار میدهیم ✍️ سید احمد رضوی
13.47M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 «وقتی با چاقو مامور را زدم، انگار مثل بازی‌ها رفتم مرحله بعدی» محسن شکاری که امروز به دار مجازات آویخته شد، در خیابان ستارخان چه کرد؟ شکاری: 🔻با چاقوی قصابی‌ام که اسمش دانته بود، زدم. 🔻وقتی با چاقو مامور را زدم، انگار مثل بازی‌ها رفتم مرحله بعدی
12.99M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اجرای زنده «آمریکا آمریکا» توسط زنده‌یاد اسفندیار قره‌باغی 🔻اسفندیار قره‌باغی پس از گذراندن یک دوره بیماری سخت سرطان، صبح امروز در تبریز چشم از جهان فرو بست. چندی پیش خبر اخذ اقامت او و فرزندانش در آمریکا خبرساز شده بود که به سرعت از سوی او و خانواده‌اش تکذیب شد.
🔻تقدیر دو بخش از جنبش دانشجویی: فتوحات تاریخیِ جنبش دانشجوییِ انقلابی 🖊مهدی جمشیدی ۱- جنبش دانشجویی، گرفتار یک زائدۀ مزاحم و پُرمدّعا بود که خاصیّتی جز هوچی‌گری نداشت. این بخشِ فرسایش‌گر، مستقل نبود و از غربِ استعماری، خطّ می‌گرفت و با ایدئولوژی‌های غربی، احساسِ هم‌ذات‌پنداری می‌کرد. البتّه حتّی در این اخذ و اقتباس نیز ریزه‌خوارِ روشنفکریِ سکولار بود و به واسطۀ آنها، ایدئولوژی‌های غربی را شناخته بود. این جریانِ دنباله‌رو و مقلّد، هیچ‌گاه وارد وادیِ خلّاقیّتِ فکری نشد و اندیشه‌ورزی را تجربه نکرد. در واقع، بدنۀ اجرایی و عملیاتیِ حزب‌های غرب‌گرا بود که در هنگامه‌های انتخاباتی، نقش «بسیج‌گری» و «هوچی‌گری» را به طور همزمان ایفا می‌کرد. به بیان دیگر، ابزاری بود برای «فشار اجتماعی» که بیش از هر چیز، «کارکرد انتخاباتی» داشت. فعّالان این جریان با تکرار طوطی‌وارِ ایدئولوژی‌های غربی، در پی ایجاد اعتبار دانشگاهی و سیاسی برای خود بودند. این یعنی ما با یک جریان «بی‌ریشه» و «غیربومی» مواجه بودیم که به تمدّن تجدّدی، وفادار بود و می‌خواست در قامت سرباز آن ظاهر شود. جنبش دانشجوییِ تجدّدی، شعار دموکراسی سر می‌داد و دغدغه‌های روشنفکرانه داشت، اما با کار جهادی و خدمات اجتماعی، بیگانه بود و کمترین فهم و درکی از آن نداشت. گفتگو، گفتارش بود نه منطقش. تهی‌مایه بود و خودخواه، بی‌استدلال بود و غوغاسالار. ۲- جنبش دانشجوییِ تجدّدی، چون هم «مصرف» می‌شد و هم «تاریخ انقضاء» داشت، تمام شد و به گِل نشست. در حالی نعره‌های پرچم‌داران این جنبش به خاموشی گرایید که نه «آرمان‌ها»یش ماندگار شدند و نه «آدم‌ها»یش. مانند «غبار»، فرونشست، درحالی‌که مدّعی «طوفان» بود و خود را صحنه‌گردانِ تاریخ فردا می‌انگاشت. البتّه امروز، نه این‌که هواداران این جنبش نباشند، هستند اما «بی‌قدرت» و «بی‌اثر» و «منزوی». به طور طبیعی و در نتیجۀ خطاهای بزرگ و تکراری، به «حاشیۀ تاریخ» طرد شده‌اند و مشغول دغدغه‌های گعده‌ای و ناپختۀ خودشان هستند. در واقع، همچون «ته‌مانده‌های یک دورۀ تاریخیِ تمام‌شده»، حس زیادی‌بودن دارند و می‌خواهند از جامعه‌ای که به آنها بی‌اعتنایی کرد و «راه دیگری» را برگزید، «انتقام» بگیرند. جنبش دانشجوییِ تجدّدی، امروز آن‌قدر «مبتذل» و «حقیر» شده است که برخلاف گذشته، شأن شبه‌روشنفکریِ خویش را هم مراعات نمی‌کند؛ چنان‌که برای «کشف حجاب»، یقه چاک می‌دهد و برای «غذاخوری مشترک»، شیشه می‌شکند و در «رکیک‌گویی»، گوی سبقت را از ارازل ربوده است. این همه «انحطاط» و «تنزّل»، سرانجام این بخش از جنبش دانشجویی است. روشن است که این بخش، برآیندِ جنبش دانشجویی نیست و نباید این اقلیّتِ لاابالی و بی‌بندوبار را ملاک قضاوت قرار داد و همگان را همچون اینان انگاشت. ۳- بخش اصلی و زندۀ جنبش دانشجویی، «هویّت اسلامی و انقلابی» داشته و دارد. از آغاز طلوع آفتاب انقلاب، سربرآورد و جوشید و خروشید و امروز نیز هست و حیات دارد؛ با این تفاوت که نسبت به گذشته، پخته‌تر و کمال‌یافته‌تر شده است. جنبش دانشجوییِ انقلابی، چون برآمده از تاریخِ انقلاب است، «ریشه‌دار» است و از بیرون، «تحمیل» نشده است. سخنش، همان سخن انقلاب و مردم انقلابی است در کالبد ادبیّات فاخرِ دانشگاهی. هم «حامیِ وفادار» است و هم «منتقدِ دلسوز». هم «گفتگومدار» است و هم «غیور». هم اهل «اندیشه‌ورزی» است و هم اهل «کنشگریِ اجتماعی». هم «نکته‌دان» و «ریشه‌یاب» است و هم «مؤمن» و «انقلابی». خالق «رویدادهای درخشنده» است که در دهۀ اخیر، موارد متعدّدی از آن را مشاهده کردیم. نیروی پیشرانِ جامعه است، اما تلاطم‌زیست نیست. مسأله‌ها و دغدغه‌هایش نسبت به دهه‌های گذشته، بسیار ارتقا یافته‌اند؛ هر چند در همان خطّ هستند و از اصالت‌های اوّلیّه نبریده‌اند. کوته‌نگر نیست و سودای «تمدّن‌پردازیِ اسلامی» دارد. در واقع، پرسش‌هایش تمدّنی شده و چشم‌اندازش وسعت یافته است. به‌حقّ باید گفت آیت‌الله خامنه‌ای توانسته در طول دهه‌های گذشته، ذهنیّت این پاره از جنبش دانشجویی را به سمت‌وسویی هدایت کند که از آن، انسان‌های انقلابی و تمدّنی برمی‌آید. پس این کمالات و فتوحات، ریشه در آن هدایت فکری و معنوی دارند و هم‌جهان و هم‌افق با حرکتِ تکاملیِ انقلاب هستند ... 🖇 متن کامل در خبرگزاری شبستان: http://shabestan.ir/detail/News/1237995
🖌   🔹 جنایت هولناک لاهیجان را چه کسانی و چگونه رقم زدند؟   🔸 آشوب‌های زورکی و مصنوعی، عمر طولانی ندارند، اگرچه شروعی پُرسروصدا داشته باشند. در این میان اگر با استفاده از «جادوی رسانه» و «حقه‌های شیطانی» و صدالبته «جنایت‌های قرون وسطایی» چنین آشوب‌هایی را «گسترده و بزرگ» و «جدی» جا بزنند هم، طول عمرشان مفتضحانه تمام می‌شود که دیدیم تمام شد. دیروز آشوب‌سازان لندن و تل‌آویو‌نشین و آن اقلیت کم‌هوش داخلی‌شان سیلی سختی از مردم باهوش ایران خوردند و مفتضح شدند! حالا شاید بشود در چنین فضایی این تاریخ دوونیم ماهه را تورقی زد و به دور از هیاهوهای سیاسی، به تحلیل برخی تحولات آن نشست. می‌خواهیم، قطعه‌ای از این تاریخ کوتاه را برداشته، با استفاده از نظریات و ایده‌هایی در مبحث «جامعه‌شناسی خشونت» و «جرم»، آن را- نه خیلی عمیق- که در حد یک مقاله ژورنالیستی، تبیین کنیم: 12 آبان 1401 جنایت تکان‌دهنده در شهرستان لاهیجان! جامعه هدف‌مان از کل این تکه از تاریخ، 17 نوجوان است! 17 یا 18 نفر که غالبا نوجوانان 16 و 17 ساله‌اند، به همراه یک خانم معلم  وارد خانه یک مامور پلیس شده، او را جلوی زن و فرزندنش، به شکل وحشیانه‌ای سلاخی می‌کنند. خواندن جزئیات این جنایت آن‌قدر تکان‌دهنده است که دود از کله آدم بلند می‌کند. در بین قاتلان، چند دختر و پسر هستند که وقتی در حال توضیح حادثه‌اند، به اقتضای سن کمی که دارند، به خوبی نشان می‌دهند، نه تحلیلی از سیاست دارند، نه از اقتصاد و فرهنگ چیز زیادی می‌فهمند و در عمر کوتاه‌شان چه‌بسا حتی یک مرغ را هم نکشته باشند. در و دیوار خانه آن شهید امنیت اما چنان مملو از خون شده که یادآور جنایات داعش است و بیش از هر چیز میزان بالای قساوت را نشان می‌دهد. ادامه مطلب👇  https://kayhan.ir/fa/news/255372
پاسخ یک حقوق‌دان منصف به یک حقوق‌دان از آب گل آلود ماهی بگیر 👈 عضوشوید @MAHOUR24
اعدام‌ نکنید!
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
وقتی میشینی کلی با یه برانداز صحبت میکنی تا از چیز های که امثال بی بی سی و اینترنشنال به خوردش دادن نجاتش بدی🤦🏻‍♂️😂😂😂 ‌‌ 👈 عضوشوید @MAHOUR24
🌥 پگاه‌نگار 🌥 امروز ۱۸ آذرماه است؛ سالروز پخش اعترافات «سید مهدی هاشمیِ» معدوم از سیمای جمهوری اسلامی در تاریخ ۱۸ آذر ۶۵. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 🔴 بسیار غم‌انگیز و در عین حال بسیار مضحک است که برخی از آنانی که در آن زمان شدیدا و مدیدا تلاش می‌کردند که سید مهدی هاشمیِ قاتل را پیش از دستگیری از افتادن در کمند قانون حفظ کرده و پس از دستگیری نامبرده نیز کوشش خود را برای رهایی این جنایتکار خطرناک مبذول داشته! و حتی پیش از آن در مقطعی به دنبال فراری دادن وی به خارج از کشور تحت عنوان «سفیر» بودند، اکنون در روزگار ما به عنوان مظهر «اعتدال»!!! به خورد اذهان مردم و جوانان داده شوند. 🔘 توجه مخاطبان گرامی را به گزاره‌های تاریخی مهم زیر جلب می‌نمایم: ⏪ آقای هاشمی رفسنجانی چند ماه پیش از دستگیری سید مهدی هاشمی در خاطره‌ی روز ۱۱ اردیبهشت ۶۵ این‌چنین می‌نگارد: «... سیدمهدی هاشمی آمد. از خودش دفاع کرد و داشتن گروه مخفی و اسلحه و تندروی و پخش اعلامیه علیه بعضی از مسئولان را تکذیب کرد. گفتم به خاطر حفظ اعتبار آیت‌الله منتظری باید جنبة اثباتی قضیه درست شود. من پیشنهاد کرده‌ام که به عنوان سفیر به خارج برود ...» (کتاب اوج دفاع – خاطرات سال ۶۵ – ص ۸۶) 🔺 براستی ارائه‌ی پیشنهاد سفارت به سید مهدی هاشمی، در حکم اعطای هدیه به یک جنایتکار نیست؟ ⏪ آقای هاشمی رفسنجانی مدتی پیش از دستگیری سید مهدی هاشمی بیان می‌کند: «حاج احمدآقا آمد و گفت امام نظر قاطع دارند که گروه سیدمهدی هاشمی باید طرد و تعقیب شوند. نگرانیمان این است که آیت‌الله منتظری سخت برنجند و ضرر کنیم. پیشنهاد کردم که برای تعدیل نظراتشان خدمت امام برسم.» (کتاب اوج دفاع – خاطرات سال ۶۵ – ص ۲۷۰) ⏪ آقای هاشمی رفسنجانی چند روز بعد نیز در خاطراتش اظهار می‌کند: «نظر امام این است که تعقیب شوند و به آقای منتظری هم گفته شود که دخالت نکنند و نهضت‌ها هم از آنها گرفته شود. ما گفتیم ممکن است تعقیب قضیه، به افراد نزدیک بیت آیت‌الله منتظری منجر شود. پیشنهاد کردیم که کوتاه بیائیم.» (کتاب اوج دفاع – خاطرات سال ۶۵ – ص ۲۸۹) ⏪ آقای هاشمی رفسنجانی پس از بازداشت سید مهدی هاشمی نیز به تلاش خود برای آزادی(بخوانید: فرار) او ادامه می‌دهد و طی گزارشی از جلسه‌ی سران قوا که در تاریخ ۲۳ مهر ۶۵ برگزار شده بود، می‌نویسد: «شب مهمان آقای موسوی اردبیلی بودیم. بیشتر بحث درباره مسأله آقای منتظری بود... نظری این بود که مانعی ندارد، سیدمهدی و افرادش را بعد از تکمیل بازجوئی‌ها آزاد کنند.» (کتاب اوج دفاع – خاطرات سال ۶۵ – ص ۳۰۷) 🔺 این در حالی است که سید مهدی هاشمی تبهکار و باند منحوسش، به ۲۷ فقره قتل و تخلفات عدیده متهم بودند. 💥 براستی این میزان حمایت از فردی جنایتکار و کثیف به نام «مهدی هاشمی»، مصداق بارز چیست؟ لابد مصداق «اعتدال» است دیگر!! ✍ ابَرشاگرد
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
♻️ سلبریتی‌هایی که در مجازی هشتک می‌زنند و برای محاربین و قاتلین مردم و نیروهای انتظامی دلسوزی می‌کنند و تا به حال در برابر شهادت این همه نیروی حافظ امنیت خفه‌خون گرفته‌اند، چون اقامت، گرین کارت و تابعیت این کشورها بویژه آمریکا را دارند، در برابر قتل‌هایی که توسط پلیس آن کشورها رقم می‌خورد، خفه خون گرفته‌اند و ساکتند! در یک کلام این جماعت دغدغه ایران و ایرانی را ندارند. بنابراین بهترین پاسخ به آنها یک جیز است: خفه شوید. 🔺کانال حمید رسایی
. خصوصا در عربستان سعودی که سر یکی مثل تو در جیب آنهاست! که اگر نبود اعدام شیعیان و اهل سنت مخالف آل سقوط را می‌دیدی و ساکت نمی‌ماندی.