هدایت شده از خاطره انگیز.
وقتی تو لحظات گنگ و غمزدهام به حافظ و عراقی پناه میارم انگار بدو بدو میان تو اتاق، حافظ در رو میبنده و عراقی دستم رو میگیره از تخت بلندم میکنه، اشکام رو پاک میکنه، حافظ دیوان رو باز میکنه و میخونه: "دلا بسوز که سوزِ تو کارها بِکُنَد، نیازِ نیمْشبی دفعِ صد بلا بِکُنَد" عراقی هم به پشتم بزنه و بگه آروم باش تموم میشه میگذره، میگذره.
Banoo Privé
کاش این شکلی و انقدر دیر نمیفهمیدم، انگار که کل امیدم ناامید شد.
4_5787597228839278489.m4a
حجم:
3.6M
ناامیدکنندهترین شب زندگیم بخیر.
پرامید و پرانگیزه(بخونید سرماخوردگی ناشی از گریه و کولر) صبحتون بخیر، چون غیر از این از من انتظار نمیره دوستان.💘