eitaa logo
‹ رد ِخــون ›
572 دنبال‌کننده
607 عکس
90 ویدیو
1 فایل
تحت امر حضرات ، . 𝟐𝟏𝟑 _ 𝟏𝟖𝟒 _ 𝟐𝟓𝟏 عَلـی اَبـوتُـراب اسـت ، خـٰاك بـٰاش . بیـت‌الأحزٰان . 📍🇱🇧 کپی ؟ خیر .
مشاهده در ایتا
دانلود
اَللّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ حَمْدَ الشّاكِرينَ لَكَ عَلٰى مُصابِهِمْ ، اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ عَلٰى عَظيمِ رَزِيَّتى ، اَللّهُمَّ ارْزُقْنى شَفاعَةَ الْحُسَيْنِ يَوْمَ الْوُرُودِ ، وَثَبِّتْ لى قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَكَ مَعَ الْحُسَيْنِ وَاَصْحابِ الْحُسَيْن،ِ الَّذينَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ دُونَ الْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلامُ .
یارَبَّ الحُسَینِ ، بِحَقِّ الحُسَینِ ، اشفِ صَدرَالحُسَینِ ، بظُهورِالحُجَّة .
و چقدر آدمی بدون خدایش هیچ است .
شدم عین فادیه . تازگیا قهوه ک میریزم اینقدر میرم تو فکر که یخ میشه . همونطوری یخ میخورم .. زندگی چه کردی با ما؟
آخرین باری که فکرم مشغول نبود کی بود؟ یادم نیست واقعا..
دارم خودمو تا محرم میکشونم فقط.
نداد اگر «مَلَكُ الْمُؤت» فرصتی ما را محرمش به نیابت ز ما نفس بکشید مهموم همدانی
وسط هفته بود ؛ گلزار نسبتا خلوت و آروم بود . دلم گرفته بود راهی گلزار شدم . همینطور که داشتم قطعه هارو زیارت میکردم رفتم سمت قطعه های قدیمی تر ؛ همونجایی که خاک گرفته ؛ همونجایی که خیلی وقته کسی ازش حتی رد نشده . مشغول بودم به فاتحه خوندن و دعا کردن که دیدم از اون یکی ردیف صدای یه خانومی داره میاد . واضح نبود و فقط فهمیدم که دارن گریه میکنن . کنجکاو شدم و رفتم سمت ردیف دیدم که یه خانم مسن رو گرفتن و دارن اشک میریزن . خاستم برم مزاحم خلوتشون نشم که متوجهم شد و ازم دعوت کرد سر خاک تک پسرش بشینم ‌ شروع کرد برام از خوبیای پسرش ، شیرینیاش ، بازی کردناش تو بچگی و اینکه چه خواب هایی براش دیده بود تعریف کردن ... تهش گفتم حاج خانم الان حال دلتون چطوره ؟ گفت من با خدا معامله کردم و پسرمو تو راه حق به خودش برگردوندم ، وقتی ام که شهید شد هیچ ناراحت نشدم . چون با خدا معامله کردم . با خدا با خدا با خدا آه خدا ما هیچی نداریم که باهات معامله کنیم به جز خودمون و . این کم مارو بپذیر به حق شهداء . . ع .