چيه اين كلمهی «بِمونْ» ؟!
كه وقتى ميشنَويش،انگارى دنيا رو بهت دادنْ!!
_ بمونْ باهام...
_ بمونْ تو زندگيم...
_ بمونْ تا بمونم...
و قَشنگترينْ و شيرينْتَرينش اينه كه بگه:
«بِمونى بَرام :)...»
این صحبت محمود درویش رو باید با طلا بنویسیم بزنیم درست وسط زندگیمون:
«گمان میکردم آنکه دوستم دارد،حتی اگر غرقِ در تاریکیام باشم دوستم خواهد داشت،حتی اگر پر از زخمهای روانی باشم،حتی اگر قادر به دوست داشتن خودم نباشم،او با وجود همه ی اینها دوستم خواهد داشت.اما نه!هیچکس خود را به مخاطره نمیاندازد و دستش را داخل چاه نمیبرد.تاریکی تنها برای ماست...!»
@Manarem
мαɴαreм
تو لبخند می زنی من ذوب می شوم:)!
-میشه یه چیزی رو اعتراف کنم؟!
+آره ..
-خنده ات قشنگ ترین خنده ایه که تا حالا دیدم !!
+پس منم میتونم یه اعترافی بکنم؟!
-حتما ..
+این خنده فقط وقتی این شکلیه که من با توام ؛)!
@Manarem
ببخشید اگه عصبانی میشدم!
زیاد سوال میپرسیدم!
دوست نداشتم کنار هر کسی باشی!
حسودی میکردم!
بیخودی حساس بودم!
زیادی پیام میدادم!
چشامو روی نخواستن و خواستن تو میبستم!
بیخشید که کارهاتو رفتارتو نادیده میگرفتم!
ولی بدون من همیشه بیشتر از همه چیز و همه کس دوستت داشتم ..
جوری که بقیه هیچوقت نمیتونن برات باشن:)!
@Manarem
هدایت شده از ᴍᴏɴᴛᴀʜᴀ
رفتار ما با قلب آدم های اطراف مون
مثل اون شخصـے که تو اسباب کشے
دائم مراقب اون جعبیہِ کھ پر شکستنـے ؛
به بقیه میگه مراقب باشید نشڪنہ !
یڪ جای مطمئن میزارھ نه سر راھ
که هرکسـے رسید یه لگد بزنه بهشـ ؛
دائم نگران اون جعبه هست که نکنہ
یڪ وقت بشکنہ یا ترڪ بردارھ ؟!
صدبار میاد نگاه میکنہ ببینه سالمِ ؟!
-
رفتار بقیه افراد با قلب ما مثل آدمـے
که براش کوچک ترین اهمیتـے ندارھ
که توی این جعبه شکستنـے و هر لحظه
امکان دارھ بشکنہ و به حالت اول برنگردھ . .
چون خسته میشه ؛ هرجا بتونه میزارھ
و رها میکنہ میرھ هر لگدی هم بهش میخورھ
و به مرور ترڪ برمیدارھ ، و در نهایت که
بخاطر تمام سهل انگاری هاش یه جسم
سنگین رو میزارھ روی اون جعبه یهو
میبینه تمام وسایلای جعبه خورد شدھ و
از بین رفتہ میگہ : اععع شکست ؟!
بلند میکنه و پرت میکنه توی سطل آشغال :")