یادته؟
تو اوج عصبانیت اسمتو صدا میزدم ..
کلافه دست می کشیدی
تو موهای فرت و
چند ثانیه سکوت میکردی !!
بعدش میگفتی جان دلم؟!(:
انگار یچیزی گم ڪرده باشی هی میگردی پیداش نمیڪنی و ڪلافه میشی آخرش میفهمی ای بابا،بازم دلت تنگ شده و خبر نداری :)
نزدیک پاییز هستیم!
باز هم تمام دفترها پر شده از پاییز،انگار دبیران جـز پاییز موضوعی ندارند.
ما هم به ناچار باید بنویسیم از خش خش و برگ ریزان و باران.
وای خدای من چقدر تکـراری.
مثلا اگر یک سال برگ ریزان نباشد!
مثلا یک سال باران نیاید و هوا بارانی نشود.
مثلا یک سال مدرسه و تمام دردسـر هایش نباشد.
مگر چه می شود؟!
فقط یک سال پاییز نباشد.
فقط یک سال حرفی از نارنگی ها نشود.
فقط یک سال مهـر و آبان و آذر نباشد.
فقط یک سال باد نوزد.
فقط یک سال...
فقط و فقط یک سال!
مگـر چه می شود؟!
یک سال پاییز نباشد،اگـر نباشد او هم می ماند.
از خودش شنیدم که می گفت:پاییز که بیاید عازم سفرم!
فقط پاییـز نباشـد!
#بهجنونرسیده 🚶♂