جمعه انگاری یه چیزی یه حسی یه عشقی یه دلتنگی توش گم شده ..
وگرنه بعید میدونم این همه غم میتونست تو یه روز یه جا جمع بشه ..
نمیدونم شاید اولین بار که یکی دلش شکسته اون روز جمعه بوده ..
یا شایدم اولین دلتنگی دنیا جمعه اتفاق افتاده ..
اولین تنهایی ، شکست ، دوری بعید میدونم بی ربط به جمعه بوده باشه ..
شاید اولین باری ك یکی بغض کرده
وسط غروب جمعه اتفاق افتاده ..
وگرنه چجوری ممکنه جمعه انقدر محزون بشه گاهی وقتا حس میکنم غم جمعه ها رو هیچ بارونی نمیتونه بشوره و ببره ..
وگرنه کم نداریم آدمایی ك جمعه ها میبارن ..
میبارن ، میبارن ..
اما بارون چشماشون نمیشوره ببره این غم لعنتیو ..(:💔
پاییز ..
یک نوار کاست قدیمیست،
که یک طرفش:)
با صدای باران پر شده؛
یک طرفش با صدای تو!
با این همه تشابه اسمی چيكار میکنی؟!
زمانی ك عكسشو يه جا ميبينی چيكار میکنی؟!
زمانی ك ازت سراغشو ميگيرن چيكار میكنی؟!
زمانی ك تیكه كلامشو ميشنوی چيكار ميكنی؟!
زمانی ك بارون مياد چيكار ميكنی با يادش؟!
زمانی ك ياد چشماش ميفتی چيكار ميكنی؟!