هدایت شده از - مَهجور -
اینجا مثل دفترخاطراتمه ؛ شما نمیدونین اما هر پستی که اینجا میزارم نشونه یک برهه تو زندگیمه ، آره همه پست ها رو نسبت به هر اتفاقی که همون لحظه توی زندگیم میافته میزارم . مجبور نیستین اینجا بمونین و به چرت و پرت های من گوش بدین . اما حتی اگه نارنگی ، صادق ، کاکائو ، ماه گل ، عمره ، آشفته ، آوین و .. هم اینجا نبودن من همهی اون پیام هایی رو که براشون گذاشتم باز هم میزاشتم حتی اگه به دست شون نمیرسید . آره هر لحظه یه نفر داره به شما فکر میکنه که شاید حتی نشناسینش ! میتونین لفت بدین اما من هیچ وقت اینجا رو پاک نمیکنم چون تک تک لحظه هایِ سخت و خوش زندگیم رو اینجا ثبت کردم و شما فقط خوندینش اما منظورشو نفهمیدین . اینجا مثل پیام های ذخیره شدم هس با این تفاوت که میخوام شما هم بخونینش . واقعا اگه حرفام و رفتارام آزار تون میده نیازی نیست بمونین . ولی بدونین تمام متن ها ، ویس ها ، عکس ها و موسیقی ها بیانگر سخت ترین لحظات زندگیم بودن و انتخاب با شماست که در کنارم باشین یا برین . به هر حال همه یه روزی میرن دیگه مگه نه ؟! شایدم همین الان من رفتم . ولی هیچ وقت یادم نمیره تو اون شرایطی که بهتون نیاز داشتم کنارم بودین ! خواستم بگم اگه بیخبر رفتم بازم به یادتونم . - برایِ لیلام ، طنانم ، عمره ، حیات ، آشفته ، نارنگی ، صادق ، کاکائو ، آرام ، ماه گل ، ساهره ، ناآشنا ، پریماه ، آوین ، آفتاب گردون ، گربهای در مه ، ضحی ، حنانه ، میرام بانو ، گوگولی ، پیچک ، جئون کاهو ، لیلای گوینده ، فادیه ، ریحان ، بابونه ، قاب عکس خالی و بقیه بچه های فاخرین :))
#ویان .
اینطوریم نیس که من همیشه
آدم خوبه بودم نه
ولی میدونی اگرم بد بودم
بد بودنمو قبول کردم،
خجالت کشیدم،
تلاش کردم جبران کنم
پرو پرو با قیافه حق به جانب
نگفتم همینه که هست
من همینم ..!
دیدی وقتی آنلاینه می شینی
زل میزنی بلکه پیام بده؟
شمس لنگرودی این قسمت رو
خیلی قشنگ
توصیف میکنه اونجا که میگه؛
دلخوش نشسته ام که تو شاید گذر کنی
لعنت به شایدی که مهیا نمی شود:)
چشمانمان مثل دوربین عکاسی میمانند
لحظه ها رادر ذهنمان ثبت میکنند
مثل اولین قرار
وقتی کسی که دوستش داریم را میبینیم
و در لحظه لحظه اش زبانمان بند میآید
مثل اولین بوسه که لب هایمان
بر روی هم میلغزد
یا اولین آغوش!
چشمانمان این ها را میبیند بی قرارمان میکند
ما با چشمانمان میبوسیم لمس میکنیم
کسی را دوست خواهیم داشت
و خیلی چیز ها را در دلمان پنهان میکنیم
کاش میتوانستیم حواسمان را
بیشتر پرت نگاه ها کنیم
چشم میتواند آخرین فرصت
برای لحظه های عاشقانهمان باشد :")💔
#تلنگرانه
мαɴαreм
داریمکمکمبهروزیکهدوسالمتوالی سختگذشت؛نزدیکمیشم .. یادمهدوسالپیشبود برگشتمبهداداشم
دوسالگذشت ..
حقیقتاالانبایدبگمدرستهسختگذشت !
ولی . . .
خیلیبزرگمکرد!(:💔
میدونی از چی میترسم؟
از اینڪه "دیر" برگردی ...
یه وقتی ڪه احساسم ته ڪشیده
یه وقتی ڪه دیگه تو دلم
هیچ جوره جا نمیشی ..
از این می ترسم ڪه دیر برگردی
وقتی ڪه دیگه تو زندگیم
هیچ جایی واسه حضورت نباشه
میترسم وقتی برگردی
ڪه خیلی سرد شده باشم
خیلی احساسم فرق ڪنه با الان
دیگه دلم هر لحظه بودنتُ
لبخندا و شیطنتاتُ نخواد ..
میدونی
دوست داشتنتُ دوست دارم
نمیخوام ڪنارش بذارم
می ترسم از دیر برگشتنت
میترسم از اینڪه یه عمر واسه حالِ خوبی ڪه میتونستیم باهم داشته باشیم
واسه این حسی ڪه داره ڪم ڪم میمیره، ڪمرنگ میشه
شرمنده یِ دلمون بشیم
می ترسم واسه همیشه
حسرتِ یه بار دیگه عاشقِ هم بودن
بمونه رو دلمون ..
من داشتم زندگي ڪوفتیم رو یجوري میگذروندم
من حواسم پرت هیچ چشمي نشده بود ..
من هیچوقت دلم با
صداي خنده هیچڪس نلرزیده بود ..
من واسه بودن یه نفر
توو زندگیم به آب و آتیش نزده بودم
من خودم بودم و خودم ..
تو یهو از ڪجا پیدات شد؟!
چرا یادم دادی دوست داشتنُ؟!
چرا با دستات آرومم ڪردی؟!
چرا یجوري خندیدي
ڪه قبل از تو هیچڪس برام اونجوري
نخندیده بود؟!
چرا دقیقا شبیه همون ڪسي بودي ڪه
باید باشه؟!..