мαɴαreм
یادِ قولایی که دادی؛ بدتر و بدترم کرده :')💔
من میخواستم برات بنویسم
که چقدر دلم برات تنگ شده؛
واسه چند ساعت حرف زدن پشت گوشی،
واسه اینکه با یه نگاه
ضربان قلبم بره روی هزار،
واسه اینکه بشینم بهت فکر کنم
و دلم ضعف بره برات .
میخواستم بگم میدونم
هیچوقت مال من نبودی !
ولی من هنوز بعد این همه وقت دوستت دارم.
میخواستم بگما اما همه این حرفا شدن
بغض شکسته وسط آهنگ گوش دادن:)!"
یه روزی تو زندگیم
فکر میکردم آدما هیچوقت
نمیتونن نسبت به کسی که
یجایِ زندگیشون عاشقش بودن
بی رحمی کنن،
فکر میکردم تهِ تهش
وقتِ رفتن یه نگاهِ عاشقانه ی غمگین
به معشوقشون میندازن و
با گونه های خیس از اشک میرن که
خاطره بشن،
اما اشتباه میکردم
چون عاشقا هم آدمن
و همه ی آدما
یه دلِ بی رحمِ خاموش
تو وجودشون دارن
که وقتِ رفتن روشن میشه و
با یه نیشخندِ وحشتناک
همه ی خاطره هارو فرو میریزه ..
وقتی دست تو دست یکی دیگه
مسیری که تا رسیدن
به من اومده بودی رو میرفتی،
نیشخند وحشتناکتو دیدم و
تازه اون موقع بود که فهمیدم
همه ی آدما
میتونن بی رحم باشن
ولی
عاشقایِ شکست خورده
بیشتر،
خیلی بیشتر:) !"