قرارِ ما غروب یکی از
روزهای همین پاییز
خنکهای آبان، زیر نم نم باران
چتری به رنگ رویا در دست
وقدمهایی که هر لحظه مرا
به تو نزدیک و نزدیکتر میکند
نمیدانم کدام یک را باور کنم
ثانیه هایی که به شتاب
زمان را خفه میکنند تا مبادا
دستانت را فراتر از لمسی
ساده در بر کشم، یا انتظارِ
نیمکتهایی که تشنه نشستن
من وتو کنارهم باشد
کدام را باور کنم؟!
دل بیقرار خود را یا
چشمان غرق خواهش تو را؟!
قرارما غروب یکی از
روزهای همین پاییز
کنار دلشوره های انتظار
درون آغوشی بیقرار و
نفسهایی گرم و سوزان
پر از بوسه، لبریز از خواستن ..
هدایت شده از سبز یشمۍ :)
- سعی کنین تنوع طلب نباشین ؛
چون فقط دوست و رفیقاتون خیلی
ضربه میخورن ((:
ولیمنباهرچیهمدرسهرفتنکناربیام
اینهرروزاتوکردنمقنعهخیلیزمانبره .
اینکهبعدنمازصبحتازمانمدرسه
درگیرمقنعهدرستکردنباشم
منصفانهنیست:)😐🙂😂💔✌️🏻
https://eitaa.com/tarashoh/1202
ولیمنبادیدنایناهنوزمبغضممیگیره .🙂
برایاونروزقشنگیکهارامشداشت !
و همین حالا حاضرم با تمام سختیاش
برگردم ،
آقا این حق من نیست
منو برگردونین به همون روز با همون آدم :)
мαɴαreм
https://eitaa.com/tarashoh/1202 ولیمنبادیدنایناهنوزمبغضممیگیره .🙂 برایاونروزقشنگیکهارامش
ولی خدایی یاد اون اردو میافتم
از خنده محو میشم💔🤣
آخه زندانی کردن دو دیوانه با هم کار عاقلانهای میباشد ؟!😐😂
وای وای حالم بد شد
من چه کارایی میکردم 😐🚶♂
мαɴαreм
ولیمنباهرچیهمدرسهرفتنکناربیام اینهرروزاتوکردنمقنعهخیلیزمانبره . اینکهبعدنمازصبحتا
ومنیکهوسوسهاممیکننبرمگروه«ب»
خبظالمانگرامیازجمعشنگیددلممیخواد:)🙂
گاهی پشتت را بکن به همهی آدمهای دنیا
کورشو، کرشو، لالشو
گاهی بیخیالی معجزه میکند ..