eitaa logo
мαɴαreм
231 دنبال‌کننده
561 عکس
94 ویدیو
0 فایل
[ بِسم‌ِرَب‌ِّماه‌ِچشمانش ] اینجا‌ مانارِم‌ به‌ معنای‌ ِماندگار‌ ِمن‌ .. برای قدم زدن در کوچه پس‌کوچه‌های ِخیال .. برای برگشتن به آغوش ِخود .. برای حس ِلمس ِابدیت .
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از شـاھـࢪگ
من نمیخوام از دستت بدم احمق ! توام بگو چشم :) ⌲ 𝐒𝐡𝐚𝐚𝐡𝐫𝐚𝐠 ‌.
мαɴαreм
من نمیخوام از دستت بدم احمق ! توام بگو چشم :) ⌲ 𝐒𝐡𝐚𝐚𝐡𝐫𝐚𝐠 ‌.
ما‌نمیخوایم‌صفر‌بشیم‌،‌مجبورمون‌میکنید":)💔
-ترکی‌که‌حرف‌میزنی‌من‌ذوق‌میکنم‌خب‌:)؟🐈
بعضیا میشنون ولی گوش نمیدن، اهمیت دادن هم همینه. تظاهر میکنه که براش اولویتی، ولی تو واقعیت، آخرین چیزی هستی که بهش فکر می‌کنه . .!
وقتی می‌گم «دلم برات تنگ شده»، دارم در مورد الان صحبت می‌کنم. نه یه لحظه قبل، نه یه لحظه بعد. این‌که دلتنگیم رو به زبون میارم یعنی انقدر دوریت رو توی خودم ریختم که از نبودنت لبریز شدم. برای من دلتنگی یعنی همین الان. یعنی اگه امروز برای دیدنت به هر دری می‌زنم معنیش این نیست که هروقت یادم افتادی از دیدنت همین‌قدر خوش‌حال می‌شم. شاید اون روز خیلی دیر شده باشه. این روزا می‌گذره، من تنهاییم رو با یه تنهایی بزرگ‌تر عوض می‌کنم، اما تا ابد دلتنگ نمی‌مونم. آدم به همه‌چی عادت می‌کنه. حتی به تنهاییش، حتی به دلتنگیش :)
هدایت شده از - جتگد
درسته اینجا مجازیه ولی تو همون اکانتی هستی که اولین نفر چکش میکنم همون صفه چتی که همه جا پینه همونی که صدای نوتیفش با بقیه فرق داره همون که وقتی جوابشو میدم نیشم تا پس کلم بازه همونی که با همه فرق داره؛
باورتون میشه قراره به زودی با ؛ آخ تو شب یلدای منی ! ساییده بشیم ://💔🙂
یه آدمایی هستن که "باید" باشن ؛ اصلا نبودنشون انگار برای دنیا تعریف نشده ؛) دلت میخواد بشینی ساعت ها بیخیالِ همه چیز ، از هر دری باهاشون حرف بزنی ! بدونِ اینکه نگرانِ چیزی باشی ! لازم نیست کاری کنن ، فقط کافیه بشینن و گوش بدن به حرفات .. این آدما میتونن دنیای خاکستریِ مارو رنگی کنن ؛ دقیقا مثلِ تو . . :)
هدایت شده از - ᴛɪᴇᴋᴀᴀʟ
ولی من هیچوقت نمیتونم خاطرات دونفرمونو فراموش کنم . . هیچوقت نمیتونم حرفای بینمونو فراموش کنم . . آهنگایی که واسم فرستادی هیچوقت یادم نمیره . . یادم نمیره چقدر باهم قدم زدیم تو خیابونا . . من یادم نمیره تو بودی که اولین هارو باهاش تجربه کردم ^-^ !
ازاون‌رفیقا‌میخوام‌که‌من‌اولویتش‌باشم‌ و‌اون‌اولویتم‌باشه ؛ و‌همه‌بدونن‌وصلیم‌به‌همدیگه!(؛🤍🧷
وسط دعوا و بگو و مگو یهو میگفت: " دستامو بگیر! " عادتش بود، تا می دید بحث داره بالا میگیره همین بساط بود، فرقی نمی‌کرد پشت گوشی باشه یا وسط چت باشیم یا اینکه رو در رو، میگفت دستامو بگیر و بعد خودش زودتر دست به کار می شد و دستامو میگرفت میون گرمی دستاش و بعدش انگار دلمون قرص تر می شد، آروم تر می‌شدیم، یادمون می رفت سر چی حرفمون شده بود اصلا! یه بار که اصلا قصد کوتاه اومدن نداشتم سرش داد زدم و گفتم بس کنه این بازی تکراری مزخرفو، مثلا چی میخواد حل بشه با گرفتن دستاش! یادم نمیره هیچوقت جوابشو، گفت: ببین توی هر رابطه ای بحث و اختلاف نظر و سلیقه و دعوا هست، ولی مهم تر و قوی تر از همه ی اینا عشق و محبتیه که دلارو وصل می کنه به هم، یه وقتایی اونقدر پُریم از گلایه های ریز و درشت که یادمون میره این آدمی که جلوی رومونه عشقمونه، اگه بحث و احیانا دعوا و جدلیم هست بخاطر حل شدن مشکلات یه رابطه ست، نه منحل کردنش! یه وقتایی که حس می کنم داره اون نخ اتصاله پاره میشه، حرمتا توی مرز شکسته شدنه، داریم میرسیم به جایی که نباید، همون موقع میگم دستمو بگیر و محکمم بگیر که نه ترس رفتن تورو داشته باشم و نه فکر رفتن به سر خودم بزنه، میگم بگیری دستامو که یادمون بیفته ما وصلیم به هم، نباید از این فاصله دور تر شیم، نمی تونیم که دور تر شیم، دستاتو میگیرم که یادم بیاد کجای زندگیمی، که یادت بیاد کجای زندگیتم، دستاتو می‌گیرم که یادمون بیاد این جنگا برای با هم بودنمونه، قرار نیست که با هم بجنگیم .. وقتی انگشتامو گره می زنم لابلای انگشتات تازه یادم میفته که این دستا قرار نیست بذارن زمین بخورم و اگه زمین خوردم بلندم می‌کنن، یادم میاد که قرار نیست وقتی دستمون توی دست همه زمین بخوریم و هنوز زوده برای از پا افتادن .. یه وقتایی که حس می‌کنم دیگه آخر راهیم، میگم دستامو بگیر تا دوباره و از نو شروع کنیم، درست از سر خط. حالا یه وقتایی من به جای اون میگم ولش کن اصلا این حرفارو، بیا این راهو هم با هم و شونه به شونه ی هم بریم و این جریانارم باهم بگذرونیم از سر، پس .. دستامو بگیر لطفا :)'