سخته جلو جمع و بقیه همه بهت بگن تو چقد قوی ای و چقد راحت فراموشت میشه،بعد بری تو تنهاییات کنج همون اتاقی که فقط میشنوه حرفاتو و قضاوت نمیکنه بشینی و فکر کنی،بشینی و دلتنگی یقه زندگیتو بگیره،مثل یک پرنده ای که همه پراشو چیدن و مجبوره بشینه و زل بزنه به آدما،میدونی؟!دیگه جون جنگیدن و داد زدن برا چیزی که فقط برای خودم میخوامش رو ندارم،یاد گرفتم بمونم واسه آدمایی که منو با جون و دل میخوان(:
یه جوری از سمت اونی که نباید بوی خیانت میاد که خدا خودش به داد دلم برسه اگه خبری باشه (:
بسماللهالرحمنالرحیم ..
دستم کبود شده ، یخ کرده ،
من میگم مرگم نزدیک هی همه میگن هیس :)🚶♂
تغییر کردم خیلی تغییر کردم . .
جوری که با خودم گفتم ،
اگه تا ابد همینجوری بمونم چی (: ؟!
از آدمایی که وقتی تو چشماتون زل میزنن، برق چشماشون باعث میشه نگاهتونو پایین بندازید . اونایی که موقع حرف زدن باهاتون صداشون میلرزه، اشتباه هاتونو نادیده میگیرن و شما رو همونطور که هستین میخوان، غرورشونو براتون نادیده میگیرن؛ نخواید دوست داشتنو علاقه رو بهتون اثبات کنن، اونا در واقع خود عشقن که تو ظاهر انسانی به وجود اومدن . .🚶♂
تو بدتر از اینارو دیدی اینا که چیزی نیست ..
حرفی که روزی هزار بار میشنوم :/
آره من بدتر از اینارو گذروندم ولی میخوام
ایندفعه کم بیارم قوی نباشم ! 🚶♂
мαɴαreм
اگه اضافی ام بگید چرا نمیگید ؟! تو چشمم نکنید محبتاتون.
من در این حس دست و پا میزنم
و آخر هم علت مرگم میشه (؛