بغض تو گلوم لونه میکنه ، ولی با لجبازی
برای هزارمین مرتبه فیلمارو پلی میکنم ؛))🚶🏿♂
حالا درسته ما هیچی نمیگیم ولی خودتون شعور داشته باشین از بقیه جلو ما حرف نزنین خورد کردن احساس و قلب یه آدم اینقدر لذت داره ؟ بس کنید مگه مسلمون نیستین :) 🚶🏿♂
از یه جایی به بعد هیچکس نفهمید من خوب نیستم چون چشم چرخوندم دیدم برای کسی اهمیت ندارم :) بعدش یاد گرفتم دیگه حتی بروزشم ندم ..؛ رسید اونجا که حتی نزاشتم روی زبونم بیاد که خوب نیستم.. :) و رفته رفته عادت کردم خودم با حال بدم کنار بیام ..؛ کی میدونه؟ شاید اینجوری بهتره که از حال هم بی خبر باشیم .. :)!
دلم میخواست میتونستم همین الان
بهش زنگ میزدم میگفتم : - ببین ! من
نمیدونم دوستت دارم یا چی ، اصلا
نمیدونم این حسی که دارم بهت اسمش
چیه ، فقط همینو میدونم دلم میخواد
بیشتر باشی ؛ بیشتر از چیزی که الان هست
بعد گوشی رو قطع میکردم و فرار میکردم*(:
ملت بیاعصاب شدن از پشت گوشی صدا قیچی میشنوه جیغ میزنه خو کر شدم مسلمون جیغ جیغو ://😐🚶🏿♂
هدایت شده از اقلیم خاطرات 🌙
محکم توی دستم گرفته بودمش و همونطور که گوله گوله اشک از چشمهام میریخت، با تموم قدرتم جیغ میزدم مال خودمه..
هر بار که جیغ میزدم، مشتم محکمتر میشد و با فشار بیشتری راه تنفسش رو میبستم.
یهو حس کردم بدنش شل شد و گردنش افتاد روی شستم که دورش گره شده بود!
مشتمو باز کردم، جوجه کوچولوی طلایی افتاد رو زمین!
مادر جون اومد طرفم و منو تو بغلش گرفت و گفت: آخه مادر، جوجه رو با چنگ و فشار که نمیتونی مال خودت کنی!
بهش محبت کن، آب و دونش رو بده، نازش کن ولی رهاش کن بذار هر جا دوست داشت بره..
من بهت قول میدم دیگه نمیره!
هیچ جایی نمیره، جَلدِ خودت میشه، هر جا بری میاد دنبالت.."
راست میگفت! باید رها کنی بره؛ اگر دوستت داشته باشه نمیره، هیچ جایی نمیره! ..☕️"
- سیما امیرخانی؛
~ خلسہ