eitaa logo
داروخانه معنوی
8.9هزار دنبال‌کننده
11.7هزار عکس
6هزار ویدیو
238 فایل
کانال داروخانه معنوی مذهبی ؛ دعا؛ تشرفات و احکام لینک کانال در ایتا eitaa.com/Manavi_2 ارتباط با مدیر 👇 @Ya_zahra_5955 #کپی_حلال تبادل وتبلیغ @Ya_zahra_5955
مشاهده در ایتا
دانلود
خـُــــدایــــٰـا..!⇩⇩⇩ ⇦بِبخـــــش آن گنــــٰـاهــــٰـانے رٰا کہ، ◇أز رو؎ جَهــــٰـالـــــت، ⇠ أنجــــٰـام داده‌أم..!✿➛ ■بِبخـــــش آن ، ⇇خـَــــطاهــٰـــایےرا کِہ، دیـــــد؎و حیـــّٰــا نَکـــــردم۔۔!!! ◇خــُـــدایــــٰـا..! تــُـــورا به مُحَـــــرم﴿حسیــــﷺـن𔘓﴾ ⇠مــــَـرا هَـــــم مَحـــــرم کـُــــن! ⇇این غـُــــلام، روسیـــــٰاهِ پــُـــرگنـــٰــاهِ بی‌پنـــٰــاه را، ◈هَـــــم پنـــــٰاه بــــِـده..!↷ «داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇 @Manavi_2
داروخانه معنوی
#یک_فنجان_عشق ۲۰ #رمان قسمت_بیستم بہ_نام_خداے_پرستوهاے_عاشق •°•°•°• بابا با صورتی قرمز نگاهم کرد مع
۲۱ قسمت_بیست_و_یکم بہ_نام_خداے_پرستوهاے_عاشق •°•°•°• اشکامو پاک کردم. آرایشگر اومد سمتم و با غرلند گفت: _اااا تو که بازم گریه کردی! بابا چشمات پف میکنه زشت میشی عجب عروس سِمجی! پوزخندی زدم و تو دلم گفتم: +به جهنم!😒 عین یه مرده متحرک زیر دست آرایشگر بودم! اونم موهامو انقدر کشیده بود تا بهشون مدل بده که پوست سرم، گِز گِز میکرد. اما من یه آی هم نگفتم... . _حالا میتونی چشماتو باز کنی عروس خانوم!👰 بی روح چشمام و باز کردم یه نگاه به خودم تو آینه کردم خیلی تغییر کرده بودم اما برای من فرقی نداشت تو_نباشی_نیستم ... کیوان و فیلم بردار وارد شدن همون شب بله برون یه صیغه موقت خوندیم که راحت باشیم. البته به اصرار من بود چون میدونستم کیوان چیزی حالیش نیست و براش مهم نیست. فیلم بردار: _آقا دوماد شما یه بار دیگه از در وارد شید و برید سمت عروس خانوم و شنلشو بالا بزنید. عروس خانوم شما هم مهربانانه برخورد کنید. کیوان رفت و اومد داخل دلم نمیخواست حتی نگاهش کنم. خیلی سرد وایستادم. اومد سمتم و شنل و زد بالا از رنگ نگاهم جا خورد... سرد و خشک... اما به روی خودش نیاورد صورتشو آورد جلو تا پیشونیمو ببوسه که جلوشو گرفتم! هرگز اجازه نمیدم! اشک تو چشمام جمع شد... خدایا؟ جواب قلب شکسته ام و چی بدم؟... دستمو گرفت و از پله های آرایشگاه پایین رفتیم... در ماشین و برام باز کردو گفت: _بفرمایید عروس خانوم. تا خود آتلیه هیچ صحبتی بینمون رد و بدل نشد. توی همه عکس هامون یه لبخند الکی زدم... اما عمق نگاهم چیز دیگه ای میگفت و اینو عکاس هم فهمیده بود... . چشمامو باز کردم... سفره عقد با چه تجملاتی جلوی پام پهن شده بود... همه منتظر عاقد بودیم که اومد... نه...😳 بابای ؟ مامان و بابا از دیدنش جا خوردن... آقای صبوری هم خشکش زده بود... . ⬅ ادامه دارد... ✍ نویسنده : باران_صابری «داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇 @Manavi_2
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌙🌓 🔅امام صادق عليه ‏السلام فرمودند: لا تَدَعْ قِيامَ اللَّيلِ، فإنَّ المَغبونَ مَن غُبِنَ قِيامَ اللَّيلِ؛   شب زنده‏ دارى را فرو مگذار؛ زيرا  زیان رسیده [واقعى] كسى است كه شب زنده ‏دارى را از دست بدهد...   📚معانی الأخبار :ج1، ص342 «داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇 @Manavi_2
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
"ای بابا ببین کبوده بازویم باشه ، کوچه به کوچه رو نیزه ها رفتی ، خونه ما نیومدی باشه ، کنج تنور و طشت طلا رفتی ، خونه ما نیومدی ای بابا حکایتی شده مویم ای بابا شکستگی ابرویم ای بابا ببین کبوده بازوی" "کجایی بابا ، شده نماز من شکسته کجایی بابا ، شده قیام من نشسته کجایی بابا بیا ببین تیمم به روی صورتت ، با دست بسته ؛ ای بابا حکایتی شده مویم ای بابا شکستگی ابرویم" «داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇 @Manavi_2
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
5.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💚💫الــــهــے🤲 💚💫در این شب عزیز 🤍💫بحرمت بی بی رقیه 💚💫سلام الله علیها 🤍💫بگیر دسـتے کــه 💚💫بسوے تو بلند است🙌 🤍💫مستجاب کن دعـای 💚💫کسےکه با دل شکسته💔 🤍💫تـــو را صــدا مـیـزنـد 💚💫آمـــیــــن یـــــا رَبَّ🤲 «داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇 @Manavi_2
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از داروخانه معنوی
از جُملہ د؏ــــآهـــــآیے ڪہ؛ ﴿شِیـــــخ جَعـــــفر مُجتهد؎﴾(رہ) مُڪرر توصّیہ مےڪَردند : خوٰاندن ﴿زیـــــآرت ٰال یٰاسیـــــن✿ ﴾ در نُہ⁹ روزهنگام بین الطُلو؏ـــــین بود ڪِہ آثـــــآر ؏ـَــــجیبے دَر پے دٰارد۔۔۔۔♡♡♡ @Manavi_2
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا