eitaa logo
داروخانه معنوی
8.9هزار دنبال‌کننده
11.7هزار عکس
6هزار ویدیو
238 فایل
کانال داروخانه معنوی مذهبی ؛ دعا؛ تشرفات و احکام لینک کانال در ایتا eitaa.com/Manavi_2 ارتباط با مدیر 👇 @Ya_zahra_5955 #کپی_حلال تبادل وتبلیغ @Ya_zahra_5955
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
12.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
! (ذخیره کنید هروقت دلتون گرفت ببینید ...) چند تا دهه هشتادی داریم🙂♥️ @Manavi_2
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
❤️ دکتر، چیزهایی را یاداشت کرد و به طرف مهیا، که دستانش در دست شهاب بودند؛ برگشت. ــ نگران نباشید! چیزی نیست! روبه شهاب گفت: ــ نگران نباش... همسرتون حالش خوبه. فقط یکم عصبی و البته خیلی نارحت شدن؛ و همین باعث شده که حالش بد بشه. گوشی پزشکی را روی گردنش گذاشت، وادامه داد. ــ مرخص میشند... البته باید استراحت کنند و اصلا ناراحت وعصبی نشند. براتون دارو مینویسم، حتما طبق ساعت مصرف کنید. نسخه را نوشت و به طرف شهاب گرفت. شهاب نسخه را گرفت. ــ خیلی ممنون آقای دکتر؛ لطف کردید. ــ خواهش میکنم. شماهم بیشتر مواظب خودت باش دخترم. مهیا لبخند خسته ای زد. ــ چشم! خیلی ممنون! دکتر، همراه پرستار از اتاق رفت. ــ خانومی؛ تا تو آماده بشی، من برم کارهای ترخیصت رو انجام بدم. مهیا، سری تکان داد. شهاب از اتاق بیرون رفت. شهاب، مشغول کارهای ترخیص بود؛ که با صدای سلام محسن برگشت. ــ سلام! شما اینجا چیکار میکنید؟! محسن با ابرو به مریم اشاره کرد. مریم، شاکی، گفت: ــ اینجور نگاهم نکنید. نمیتونستم تحمل کنم، بشینم تو خونه. بقیه رو تونستم آروم کنم و نگذارم بیان ییمارستان؛ اما خودم باید میومدم. شهاب سری تکان داد. ــ باشه! برو کمک کن مهیا آماده بشه. من الان کارای ترخیص رو تموم کنم، میام. مریم سری تکان داد و به سمت آسانسور رفت. شهاب، بعد از تمام کردن کارهای ترخیص؛ همراه محسن به سمت اتاق رفتند. ــ حالش خوبه؟! شهاب سری تکان داد. ــ بهتره... ــ در مورد سوریه رفتنت...؛ چیزی نگفت؟! ــ چیزی نگفت، ولی میدونم ذهنش مشغوله همین قضیه است. ــ می خوای چیکار کنی؟! باهاش حرف میزنی؟! ــ الان نمی تونم باهاش حرف بزنم. دکتر گفته عصبانیت و ناراحتی براش خوب نیست. ــ بسپارش به خدا... به اتاق رسیدند. شهاب در را زد، که با شنیدن صدای مریم وارد شدند. شهاب، با دیدن مهیا، که آماده کنار مریم ایستاده بود؛ به رویش لبخندی زد. محسن با مهیا، سالم واحوالپرسی کرد. ــ بریم بچه ها. شهاب دست مهیا را گرفت و از اتاق خارج شد. مهیا، سوار ماشین شد. شهاب در را بست. مریم به سمت شهاب آمد. ــ داداش، همه خونه احمد آقا جمع شدند. شهاب سری تکون داد. ــ باشه برید؛ ولی من اول میرم داروخونه، داروهای مهیا رو بگیرم. محسن گفت: _ میخوای بده ما میگیرم. ــ نه محسن جان ممنون. اونجا میبینمتون! شهاب سوار ماشین شد. بسم الله ای گفت و ماشین را روشن کرد. از بیمارستان خارج شدند، نگاهی به مهیا انداخت. ــ خوابت میاد؟! مهیا خسته سرش را تکان داد. ــ چقدر بهت گفتم بخواب! ــ نمی تونستم! نگاهش را به بیرون دوخت. شهاب، نگاهی به مهیا انداخت. متوجه آرام شدنش و کم حرف شدنش شده بود. کنار داروخانه ایستاد. ــ من میرم داروهات رو بگیرم. مهیا، بدون حرفی سرش را تکان داد.... ادامه دارد.. @Manavi_2 @Manavi_3 @Manavi_4
❤️ به خانه رسیدند. شهاب به مهیا کمک کرد که پیاده شود. مهیا بازوی شهاب را گرفت. هنوز سرگیجه داشت. شهاب، دکمه آیفون را فشار داد. در باز شد. همه به استقبالشان آمدند. شهین خانوم اسپند را چند بار دور سر مهیا، چرخاند و گونه اش را بوسید؛ و اشک هایش را پاک کرد. مهیا لبخند مهربانی، به رفتار مادرانه شهین خانوم زد. بعد از شهین خانوم، احمد آقا و مهلا خانم مهیا را درآغوش گرفتند. مهلا خانم، کلی در آغوش مهیا گریه کرد. که با اشاره شهاب به مادرش؛ شهین خانوم، مهلا خانم را از مهیا جدا کرد. محمد آقا، پدرانه بوسه ای به سر مهیا زد، و سلامت باشی گفت. همه به اتاق پذیرایی، رفتند. مهیا خیلی خسته بود و سرگیجه داشت. نگاه خسته اش را به چشمان سرخ شهاب، دوخت. شهاب، متوجه نگاه خسته مهیا شد. به او لبخندی زد و رو به جمع گفت: ــ با اجازتون مهیا بره تو اتاقش، استراحت کنه. اصلا نتونست بخوابه. احمد آقا لبخندی زد. ــ آره پسرم. تو هم برو استراحت کن. از دیشب نخوابیدی. شهاب لبخندی زد و سری تکان داد و به اتاق مهیا رفتند. مهلا خانم، سریع رختخوابی کنار تخت مهیا انداخت و از اتاق خارج شد. ــ من برم صورتم رو بشورم؛ تو هم لباسات رو عوض کن. از اتاق خارج شد. به سمت سرویس بهداشتی رفت. آبی به صورتش زد، تا کمی از خستگیش کم شود. صورتش را خشک کرد و به سمت آشپزخانه رفت. ــ مریم جان یه لیوان آب بده، باید مهیا داروشو بخوره. ــ چشم داداش! شهاب، به دیگ بزرگ آش نگاه کرد. مریم لیوان را به دستش داد، تشکری کرد و به طرف اتاق رفت. در را زد و وارد شد. مهیا روی تختش دراز کشیده بود. شهاب به سمتش رفت و روی تخت نشست. لیوان را به دستش داد و کیسه داروها را باز کرد و قرص ها را به سمتش گرفت. ــ داروهات رو بخور. مهیا آرام تشکری کرد و داروهایش را خورد. شهاب لیوان را از او گرفت و روی پاتختی گذاشت. ــ گشنت که نیست؟! مهیا نگاهی به ساعت؛ که ساعت ده صبح را نشان می داد؛ انداخت. ــ نه! شهاب، بلند شد. نگاهش به پنجره افتاد، با اخم به طرف پرده هایش رفت و پرده را کشید . ــ چراغ رو خاموش کنم؟! ــ نه... ــ چرا؟! ــ میترسم! ــ از چی؟! ــ بعد اون اتفاق، چراغ رو خاموش نمیکنم... میترسم... اخم های شهاب در هم جمع شد. با صدای مهیا به خودش آمد. ــ اگه نمیتونی بخوابی خاموشش کن، من میرم تو اتاق مامان بابام می خوابم. ــ لازم نیست. میخوابم. و روی رختخوابی که مهلا خانم پهن کرده بود، دراز کشید. خیلی خسته بود. نمی توانست به چیزی فکر کند. تا سرش را روی بالشت نرم گذاشت؛ چشمانش گرم شدند... ادامه دارد... @Manavi_2 @Manavi_3 @Manavi_4
⚠️شش ماه بعد از راه‌اندازی اغتشاشات در ايران - قرارداد با چین نهایی شده است. - عربستان با ایران تفاهم می کند. - دریاچه ارومیه نفسی تازه می‌کند. - شبكه اينترنشنال آواره شده است. - مشکل بزرگ آب شرب در بوشهر حل شد. - 15 قطار شيميايی در آمريكا واژگون شده. - بیمارستان بی نظیری در تهران افتتاح شد. - در عسلویه پالایشگاه بزرگی افتتاح می‌شود. - چين و هند به اتحاد ايران و روسيه پیوسته‌اند. - بی ثبات‌ترين دوران تاريخ اسراييل شروع شده. - شروط ايران و يمن توسط آل سعود پذیرفته شد. - در جنگ ارزی ، قیمت دلار از ۶۰ هزار تومان به حدود ۴۲ هزار تومان کاهش داده شد. - ناو جنگی و ده‌ها شناور جدید به سازمان رزم نیروی دریایی سپاه افزوده می‌شود و جنگنده‌های سوخو ۳۵ در راه هستند.
🛑 ‏از سرخط خبرها هم مشخصه که کجای تاریخ ایستادیم -از سرگیری روابط ایران و عربستان -خرید سوخو ۳۵ نهایی شد -روسیه تسلیحات غنیمتی ناتو رو به ایران میده -نتانیاهو با مجری نشیمنگاهی برنامه‌ی بفرمایید شام مصاحبه کرد دنیای عجیبی شده. همه نگاه ها سمت ماست. همه انگار منتظر خبری هستند. ما هم منتظریم... کار بیاید آقاجان همه منتظرند
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
11.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سلام به سه شنبه۱۴۰۱/۱۲/۲۳خوش آمدید🌸 سه شنبه تون قشنگ و گلباران 🌸🍃 پروردگارا ای مهربان 💗 ﺍﻣﺮﻭﺯ مشکل ﮔﺸﺎﯼ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﻢ ﺑﺎﺵ 🌼 ﻣﺴﯿﺮ ﺯﻧﺪﮔﯿﺸﺎﻥ را ﻫﻤﻮﺍﺭ ﮐﻦ، و ﺻﻨﺪﻭﻗﭽﻪ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﺷﺎﻥ 🌼 ﺭﺍ ﭘﺮﮐﻦ ﺍﺯ ﺧﻮﺑﯽ ﻭ ﺑﯽ ﻧﯿﺎﺯﺷﺎﻥ ﮐﻦ، ﺍﺯ ﻫﺮ ﻧﯿﺎﺯﯼ « آمین » 🌸🍃 @Manavi_2
📅 🗓 سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ 🗓 ۲۱ شعبان ۱۴۴۴ 🗓 14 مارس 2023 🌹 امروز متعلق است به: 🔸زین العابدین و سيد الساجدين حضرت علي بن الحسين عليهما السّلام 🔸باقر علم النبی حضرت محمد بن علی عليه السّلام 🔸رئيس مكتب شيعه حضرت جعفر بن محمد الصادق عليهما السّلام 📆 روزشمار: ▪️10 روز تا آغاز ماه مبارک رمضان ▪️19 روز تا رحلت ام المومنین حضرت خدیجه علیها السلام ▪️24 روز تا ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام ▪️27 روز تا اولین شب قدر ▪️28 روز تا ضربت خوردن امام علی علیه السلام ✅ یاری_رسیدن_از_امام_زمان ✅ هرمومني كه امري از امور دنيوي يا اخروي بر او دشوار گردد،به محل خلوتی که کسی نباشد رود،واين دعا را هفتاد مرتبه بخواند،ياري حضرت صاحب الزمان(عج)به او برسد: ✅ يا فارِسَ الحِجازِ أَدرِكني،يا أَبا صالِحَ المَهديَّ أَدرِكني،يا أباالقاسِمِ أَدرِكني أَدرِكني وَلا تَدَعني،فَإِنِّي عاجِزٌ ذَليلٌ ❇️ روز سه_شنبه 《100》 مرتبه : یا أَرْحَمَ الرَّاحِمِین "ای مهربان‌ترین مهربانان" ❇️ خواندن ذکر روز سه_شنبه باعث می‌شود که حاجت روا شوید این ذکر به نام علی بن الحسین علیه السلام و محمد بن علی علیه السلام و جعفر بن محمد علیه السلام می‌باشد بنابراین رعایت شده است در این روز امام خوانده شود. ❇️  (یا ) 《903》مرتبه بعد از نماز صبح موجب رسیدن_به_آرزوها می‌شود. ✅ برای حجامت و خون دادن روز خوبی است. ✅ برای اصلاح سر و صورت روز خوبی است‌. ⛔️ برای گرفتن ناخن روز خوبی نیست. ⛔️ برای ازدواج و خواستگاری روز خوبی نیست. ⛔️ برای زایمان روز خوبی نیست. ⛔️ برای برش و دوخت لباس روز خوبی نیست. ⛔️ برای مسافرت رفتن روز خوبی نیست‌‌‌‌‌. 🔹امروز روز متوسطی است. 🔹امروز برای شروع کارها روز متوسط است. 🔹دید وبازدید با دوستان و خویشاوندان خوب است. 🔹کسی که در این روز بیمار شود زود بهبود یابد. 🔸کسی که امروز گم شود، زود پیدا میشود. ان شاءالله. 🔸قرض دادن و قرض گرفتن از بعدازظهر بلامانع است. 🔸کشاورزی و باغبانی وآبیاری و خرید و فروش محصولات زراعی خوب است. 🔸خرید و فروش با متوسط است. 🔹میانجیگیری برای اصلاح ذات البین و رفع اختلافات دوستان و خویشاوندان خوب است. 🔹رسیدگی به ایتام  ونیازمندان و بیچارگان خوب است. 🔹صدقه دادن خوب است. 🔸امروز،سر تراشیدن، خوب است. 🔸رَک اَرقنوع یا به اصطلاح ماه ترکی، قوت روح، امروز در «کف پا» است. باید مراقب بود که امروز به آن آسیبی نرسد. 🔸 خواب در این شب درست نیست. 🔸مسیر رجال الغیب از میان غرب و شمال میباشد. بهتر است هنگام حرکت به سمت محل کار یا در مکانی که حاجتی دارید رو به این سمت نهاده و از ایشان یاری بطلبید. چون کسی در نزد شروع در شغلی و سفری روی خود را به طرف ایشان کند و همت از ایشان طلبد، بدین نهج (صورت): بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیم، اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا رِجالُ الغَیبِ. اَلسَّلامُ عَلَیکَ اَیَّتُهاَ الاَرواحُ المُقَدَّسَةِ. اَغیثُونی بِغَوثِهِ و اُنظُروُا اِلَیَّ بِنَظرَةٍ یا رُقَبا یا نُقَبا یا نُجَبا یا اَبدالَ یا اَوتادَ یا غَوث َیا قُطُب. و به هر زبانی که خواهد، مطلب خواهد و شروع در مدعا کند، البته به مقصود رسد. 🔹 اوقات_شرعی_به_افق_تهران 🔹 اذان صبح ۴:۵۶:۴۹ طلوع آفتاب ۶:۲۰:۰۳ 🔹 اذان ظهر ۱۲:۱۴:۰۸ غروب آفتاب ۱۸:۰۸:۴۶ 🔹 اذان مغرب ۱۸:۲۶:۵۰ نیمه شب شرعی ۲۳:۳۲:۴۸ 📿 زمان_استخاره: از ساعت ۹:۴۵ صبح تا ۱۱:۵۵ ظهر 📿 زمان_استخاره: بعد از ظهر ساعت ۱۶:۱۵ تا عشای آخر ⏰ ذات الکرسی عمود 22:48 🤲 دعا در زمان ذات الکرسی مستجاب است. 🗓 مخصوص روز سه_شنبه است‌‌. @Manavi_2
حضرت امام علیه السلام و امام علیه السلام و امام علیه السلام @Manavi_2