🔴 علائم حتمی ظهور کدامند؟
🌕 مطابق با روایات، نشانههای ظهور امام مهدی علیه السلام، به دو دسته حتمی و غیر حتمی تقسیم میشوند؛
🌕 نشانههای حتمی ظهور، نشانههایی هستند که قطعاً واقع خواهند شد و ارتباطی شدید با ظهور حضرت داشته و بسیار نزدیک ظهورند؛ این علائم از این قرارند:
❶ خروج سفيانی
❷ خروج يمانی
❸ صيحه آسمانی
❹ خسف بيداء
❺ كشته شدن نفس زكيّه
➖به اضافۀ اختلاف بنى عباس ثانی
➖آشکار شدن كف دستى از آسمان
➖طلوع خورشيد از مغرب
(تعبير نشانههای فوق به علائم حتميّه، از خود روايات اتّخاذ شده است.)
✅ برخی از این نشانههای حتمی که ذکر شد، قبل از ظهور واقع میشوند؛ بعضی بعد از ظهور و بعضی قبل از قیام حضرت و در آغاز انقلاب جهانی آن امام بزرگوار رخ میدهند.
@Manavi_2
🔴 وقوع صیحه آسمانی در شب جمعه... شب قدر... شب بیست و سوم ماه رمضان
🌕 ابو بصیر از امام باقر علیه السلام چنین روایت میکند:
منادى از آسمان به نام حضرت قائم علیه السلام ندا سر میدهد و از مشرق تا مغرب صدایش را میشنوند.. صدا، صداى جبرئیل روح الامین است و صدا در شب جمعه، بیست و سوم ماه رمضان خواهد بود... دربارۀ(حقّانیت محتوای ندا و الهی بودن) آن شک نکنید و گوش فرا دهید و اطاعت کنید!
عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ... ثُمَّ قَالَ يُنَادِي مُنَادٍ مِنَ اَلسَّمَاءِ بِاسْمِ اَلْقَائِمِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَيَسْمَعُ مَنْ بِالْمَشْرِقِ وَ مَنْ بِالْمَغْرِبِ... فَإِنَّ اَلصَّوْتَ اَلْأَوَّلَ هُوَ صَوْتُ جَبْرَئِيلَ اَلرُّوحِ اَلْأَمِينِ وَ قَالَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ اَلصَّوْتُ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ فِي لَيْلَةِ جُمُعَةٍ لَيْلَةِ ثَلاَثٍ وَ عِشْرِينَ فَلاَ تَشُكُّوا فِي ذَلِكَ وَ اِسْمَعُوا وَ أَطِيعُوا.
📗الغيبة(للنعمانی)،ب۱۶، ص۲۵۳
📗بحارالأنوار، ج ۵۲، ص ۲۳۰
📗إثبات الهداة، ج ۵، ص ۳۶۵
@Manavi_2
داروخانه معنوی
🔴 وقوع صیحه آسمانی در شب جمعه... شب قدر... شب بیست و سوم ماه رمضان 🌕 ابو بصیر از امام باقر علیه الس
دعا کنیم امشب همون شب وعده داده شده برای صیحه آسمانی باشه😭
امشب هم مثل دو شب قدر گذشته ختم سوره قدر داریم به علاوه ختم اللهم کن لولیک و دعای الهی عظم البلا
هر کس مایله شرکت کنه تعداد ذکرش را پی وی بنده ارسال کنه
داروخانه معنوی
بسم_رب_العشق #قسمت_صد_و_هشتاد_شش #جانمـ_مےرود #رمان فاطمه_امیرے به اطراف نگاه می اندازد تا شاید
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بسم_رب_العشق
#قسمت_صد_و_هشتاد_هفت
#جانمـ_مےرود
#رمان
فاطمه_امیرے
مهیا و شهین خانم از بیمارستان مرخص شده بودند،شهین خانم به برگشتن شهاب امیدوار بود و با هر بار صدای
تلفن یا آیفون به امید اینکه شهاب باشد به سمت آن پرواز می کند.
اما مهیا ،عجیب امیدش را از دست داده بود،واین گونه می پنداشت که آن ها همه باهم وارد منطقه شدند پس اگر آن
ها شهید شده بودند شهاب هم همراه آن ها بوده،شهاب آنقدرخوب و باایمان است، که ماندنی نیست ،وقتی یاد آن
بی قراری و شوق رفتن برای دفاع حرم حضرت زینب در چشمان شهاب می افتاد دیگر شکی بر اینکه شهاب ماندنی
نیست احساس نمی کرد.
کار هر روزش شده بود که به معراج شهدا برود و کنار شهدا، از نبود شهاب و از بدقولی آن ، گله کند و انقدر گریه می
کرد که دیگر نایی برا راه رفتن هم نداشت!!
در یکی از روز هایی که به معراج آمده بود ،آرش دوست شهاب را دیده بود که بعد از صحبت کوتاهی، گفته بود که
امروز به سوریه می رود و چون شهاب نیست او قرار بود عملیات را فرماندهی کند و آن لحظه مهیا یاد دختر ریز
نقشی که در یادواره دیده بود که خودش را نامزد آرش معرفی کرده بود،افتاد،باخود زمزمه کرد؛
ــ یعنی الان او در چه حالی بود؟یعنی ممکن بود که آرش هم برنگردد و حال دخترک مثل من شود ؟
**
از تاکسی پیاده شده و وارد کوچه شود خستگی وبا احساس ضعفی که داشت راه رفتن را برایش سخت کرده بود ،
همزمان که از کنار در خانه شهاب رد شد ،که در باز شد و محمد آقا از در بیرون آمد ،که با دیدن مهیا به سمتش
رفت و بانگرانی گفت:
ــ مهیا؛دخترم حالت خوبه؟رنگت چرا پریده؟؟
ــ سلام،چیزی نیست خوبم
ــ داری با خودت چیکار میکنی دخترم؟امیدتو از دست نده ،به خدا توکل کن
مهیا به محمد آقا خیره شد وچهره ی اورا در نظر گرفت،مگر ممکنه در یک هفته ادم آنقدر زود پیر شود ؟؟
لبخند تلخی بر روی لب هایش نشاند گفت:
ــ من خوبم
ــ شهین حالش خوب نیست؟خیلی بی تابی میکنه؟سراغتو خیلی میگیره،میخواد ببینتت
ــ نه نمیتونم ،من حالم خوب نیست نمیتونم ببینشون حالشونو بدتر میکنم
ــ اما ...
ــ لطفا ،من نمیتونم
و دیگر اجازه ای به محمد آقا نداد سریع خداحافظی کرد و وارد خانه شد
ادامه دارد...
@Manavi_2
@Manavi_3
@Manavi_4