مامانم برگشت گف ببین مریم
تو باید بلد باشی ک بتونی با شوخیَم ک شده حرفاتو بگی..؛
مغز من ک تمام شوخی هایه ادمایه اطرافمو از جلو چشام گذروند و یه لحظه حس کردم تمام جهان ازم متنفرن.
هدایت شده از ᴍʏ ᴛʜᴏᴜɢʜᴛꜱ
همه میپرسن امتحانمو چیکار کردم
اما هیچکس نمیپرسه اون با من چیکار کرد.