نمی دونم حس امروز عجیب بود
باورم نمیشد انگار...هی اون پیام ها با محتوای " بعد کنکور حتما باید همو ببینیم/ دلم تنگ شده برات/ پس کی تموم میشه ببینمت/ کاش پیش هم بودیم/ ببینمت برات پاستا درست میکنم و هزار یک حرف دیگه" از جلو چشام رد میشد و انگار نیاز داشتم هی بهم یادآوری بشه که بالاخره همه چی تموم شده، بالخره رسیده همون تایمی که دو ماه پیش با حسرت راجبش حرف میزدید بالاخره رسید.
کاش با اون دو نفر زودتر آشنا میشدم
کاش زودتر آبسسدشون میشدم و چیزای بیشتری رو سیو میکردم
کاش...
نمی دونم بگم کاش امشبم اون عکس و فیلم هارو نمیدیدم یا بگم حداقل بخش کوچیکی از قبلنو دیدم و بابتش خوشحال باشم
ولی فککنمواقعا بی خبری خوش خبری
من الان چجوری با غم و خوشحالیم همزمان! کنار بیام🚶♀
حالا این سری که من ناخونامو صورتی لایت گذاشتم تا الان هر چی پوشیدم آبی بوده:)
یعنی میزان هماهنگیم با خودم 100/100
Ma safe place`
هدفِ تیراندازی امروز بود
آخرین جمعه تابستون بود..بعد مدت ها خوش گذشت:)
چرا هیچ کس تاحالا از حجم زیاد آیین نامه حرفی نزده بود یا حداقل من ندیدم...🚶♀😂
الان یعنی من برم از یه راننده رندوم تو خیابون دو تا از این تابلو هارو بپرسم قراره درست بگه؟...بابا ولم کن چه خبره😭😂