یه جوری میگن ما سر سفرهی پدر مادر بزرگ شدیم انگار ما زیر کابینت خاله و داییمون بودیم.
یه سری عکس از دوران نوجونیم پیدا شده، دارم فکر میکنم خانوادم چقدر دوستم داشتن که منو نگه داشتن
سرما خوردگی فقط اونجاش که
تو یه بحث جدی داری اظهار نظر میکنی
یهو یه حباب از دماغت میزنه بیرون
نمیدونم چه کرمیه آدم همهش دلش میخواد رو اون پهلویی بخوابه که سیم شارژر نمیرسه