من اینجا رو زدم که دوستش داشته باشم
که حرفامو بزنم
که به بقیه کمک کنم
قرار نبود جایی که دوستش دارم دلیل اذیت شدن و ناراحتیم باشه. قرار نبود از جایی که برای دوستداشته شدن ساختمش بدم بیاد
من نه. شماها آجر آجر اینجا رو آوردید بالا. من کارهای نبودم. من اینجا و شما رو دوست داشتم.
قرار نبود بهم هر تهمتی بخوره. قرار نبود هر حرفی بشنوم. قرار به تحقیر و تمسخر و طعنه نبود. قرار رود اینجا خالی شم، نه پر.
هنوزم دوستتون دارم؛ اما همتونو نه
نمیدونم چیکار قراره بکنم. فقط میدونم اینجا رو اینجوری نمیخوام
یه چیز دیگه هم بگم
از هیچکدوم از حرفایی که زدم ذرهای پشیمون نیستم. شاید از اینجا انتظار زیادی داشتم که اینجوری شدم اما همچنان با افتخار حرفام هموناییه که بود