ولى در هر حال آن چیزى که در سرنوشت روحانیت واقعى نیست سازش و تسلیم شدن در برابر کفر و شرک است. که اگر بندبند استخوانهایمان را جدا سازند، اگر سرمان را بالاى دار برند، اگر زنده زنده در شعله هاى آتشمان بسوزانند، اگر زن و فرزندان و هستىمان را در جلوى دیدگانمان به اسارت و غارت برند هرگز اماننامه کفر و شرک را امضا نمى کنیم...
سید روحالله الموسوی الخمینی
پیام قطعنامه جنگ تحمیلی؛ ۲۷تیر۱۳۶۷
الان که ناراحتی ما رو میذارید کنار عصبانیت سلطنتطلبا یا اسرائیلیا
ما هم باید خوشحالی و اعلام پیروزیتونو بذاریم کنار خوشحالی کاخ سفید و اروپا از توافق
راضیاید؟
چاوشی چه قشنگ میگه که
عیبی نداره بذار بگن که
آوازه خون بود و واسه تو روضه خون شد…
تویی آن غرقه به خونی که بزرگ شهدایی
تو عزیز دل زهرا تو حسین خون خدایی
سرت از پیکر پاکت که لب تشنه بریده
بدنت را که به خاک سیه ای کشته کشیده
به لب آب روان کشته ی لب تشنه که دیده
چه بود جرم و گناهت که مرمل به دمایی؛