🎨 رنگها در اصطلاحات :
🟢 green boy بچه ننه
🟢 green eye حسود
🟢 green horn تازه کار
🟢 green finger باغبان خوب
🔵 blue mood ناراحت
🔵 blue moon به ندرت، مدت طولانی
🔵 blue nose آدم سختگیر
🔵 run like a blue مثل برق دویدن
🔴 red hot عصبانی
🔴 red flag علامت خطر، پرچم خطر
🔴 red cap باربر
🔴 red gold طلای خالص
⚫️ black and white چاپ و نشر
⚫️ black gold نفت
⚫️ black comedy سیاه بازی
🔵 blue book نشریه یا هر کتاب رسمی دولتی
#اصطلاحات با رنگها
10.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
Yalda is one of the most joyous occasions in the Persian calendar.
Yalda tells us that good always wins and evil will lose at the end no matter what.
Hope Yalda Night wipes out all the sorrows from your life and brings you all the joys.
Happy Yalda Night 🍉🍉
3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
Happy Mother's Day & Women's Day to all lovely mothers & all great ladies of the channel. I hope everything goes ok for you all. Long live. 🌼🌼
57.4K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#اصطلاح
💢Idiom
🔶That’s so lame! 😅😅
🔶خيلي ضايع است!
3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی فقط یه کلمه انگلیسی بلدی و با گفتنش کلی تشویق میشی 😂
🎄#گرامر
🌼 پیشوندهایی که نشان دهنده زمان و ترتیب هستند:
🌹 ١. پیشوند ex : به معنای سابق، پیشین، اولین، بوده و به همراه اسامی بکار میرود. مانند:
🌺 ex-president
🌸 رئیس جمهور سابق
🌺 ex-husband.
🌸 شوهر سابق
🌷 ٢. پیشوند fore : به معنای پیشین؛ قبلی است. به همراه فعل و اسم بکار میرود. مانند:
🌺 foretell
🌸 پیشگویی
🌺 forewarn
🌸 پیش اخطار
🌺 foreshadow
🌸 پیشنمایش
🌺 foreknowledge
🌸 پیش آگاهی
🌺 foretaste.
🌸 پیش طعم، پیش مزه
🌹 ٣. پیشوند post : به معنای پس از؛ بعد است. به همراه اسم و صفت بکار میرود. مانند:
🌺 post-war
🌸 پس از جنگ
🌺 post-election
🌸 پس از انتخابات
🌺 post-classical
🌸 بعد از کلاسیک
🌷 ٤. پیشوند pre : به معنای قبل از، پیش از، بوده و به همراه اسم و صفت بکار میرود. مانند:
🌺 prewar
🌸 قبل از جنگ
🌺 preschool
🌸 پیش دبستانی
🌺 premarital.
🌸 قبل از ازدواج
🌹 ٥. پیشوند re : به معنای دوباره است. به همراه فعل و اسم بکار میرود. مانند:
🌺 rebuild
🌸 دوباره ساختن، باز سازی کردن
🌺 reclaim
🌸 دوباره به دست آوردن
🌺 re-use
🌸 مجددا استفاده کردن، دوباره استفاده کردن
🌺 re-evaluate
🌸 دوباره ارزیابی کردن. دوباره برآورد کردن. دوباره سنجیدن، دوباره ارزشیابی کردن
🌺 re-analysis
🌸 تجزیه و تحلیل دوباره
🌺 renew
🌸 دوباره شروع کردن
💢Short Story
✴️The crazy artist
Frenhofer was the best artist in the world. Everyone loved him.The quality of his paintings was very high. He always used the best materials.
He made a big profit from his paintings.He had delicious meals with his rich neighbors. He taught art classes.
Life was good.Then his attitude changed. He stopped selling paintings and teaching. He tried a new method of painting. He stayed alone in his apartment all day.
He worked all day and all night, rarely eating. Soon Frenhofer became very thin.But he kept working on the same painting for many years. He worked as hard as he could.
Finally, he finished the painting. He was very happy and invited other artists to see it.“I want your professional opinion,” he said.He wanted them to judge it and compare it to other paintings.
Everyone was very excited as they went up the stairs to his apartment.Frenhofer was excited to show his painting, and the artists were excited to see it. “They’ll love it,” he thought. But they did not.
They were surprised by his painting. There was no white anywhere. Frenhofer filled the whole painting with lines and colors.There was no space for a normal picture. It was full of strange shapes. It looked bad to the other artists.
He used symbols, and they didn’t understand them. They thought it was terrible.“Why did you paint this strange picture?” someone asked.
They didn’t understand its beauty.But after some time, many people began to like his painting. People wrote articles about it in magazines.
They said it was his best work. They loved his strange symbols. They loved his strange colors.Frenhofer’s painting reminded everyone that just because something was new didn’t mean that it was bad.
He also helped them to realize that sometimes it takes people a little time to understand great things.
✴️هنرمند دیوانه
فرنهوفر بهترین هنرمند جهان بود. همه او را دوست داشتند. کیفیت نقاشی هایش بسیار بالا بود. او همیشه از بهترین مواد استفاده می کرد.
او از نقاشی هایش سود زیادی به دست می آورد. با همسایه های ثروتمندش غذاهای خوشمزه می خورد. در کلاس های هنری تدریس می کرد
زندگی خوب بود تا اینکه رفتار او عوض شد. از فروش نقاشی و تدریس دست کشید. او روش جدیدی را در نقاشی امتحان کرد.تمام روز را در آپارتمانش تنها می ماند.
تمام روز و شب کار می کرد و به ندرت غذا می خورد. به زودی فرنهوفر بسیار لاغر شد. اما او سال ها روی همان نقاشی کار کرد. تا جایی که می توانست زحمت کشید.
بالاخره نقاشی را تمام کرد. بسیار خوشحال شد و از هنرمندان دیگر دعوت کرد تا آن را ببینند. او گفت: "نظر حرفه ای شما را می خواهم." او می خواست آن را قضاوت کنند و آن را با نقاشی های دیگر مقایسه کنند.
همه وقتی از پلهها به آپارتمان او رفتند بسیار هیجانزده بودند. فرنهوفر برای نشان دادن نقاشیاش هیجانزده بود هنرمندان نیز از دیدن نقاشی او هیجانزده بودند. او فکر کرد: «آنها نقاشی را دوست خواهند داشت. اما اینطور نشد.
آنها از نقاشی او شگفت زده شدند. هیچ جای سفیدی نبود. فرنهوفر کل نقاشی را پر از خطوط و رنگ کرده بود. فضایی برای یک عکس معمولی وجود نداشت. پر از اشکال عجیب بود. به نظر دیگر هنرمندان نقاشی بدی بود.
او از نمادها استفاده می کرد و آنها متوجه آن نماد ها نمی شدند. آنها فکر می کردند نقاشی افتضاحی است. یک نفر پرسید: "چرا این تصویر عجیب را کشیدی؟"
آنها زیبایی آن را درک نکردند. اما پس از مدتی، بسیاری از مردم شروع به دوست داشتن نقاشی او کردند. مردم درباره آن در مجلات مقاله می نوشتند.
آنها گفتند این بهترین کار او بوده است. آنها عاشق نمادهای عجیب او بودند. عاشق رنگهای عجیب و غریب او بودند. نقاشی فرنهوفر به همه یادآوری میکرد که تازه بودن چیزی به این معنی نیست که آن بد است.
او همچنین به آنها کمک کرد تا متوجه شوند که گاهی اوقات درک چیزهای بزرگ برای مردم کمی زمان میبرند.