«لا اله» آن روز جز سودای «الا هو» نداشت
رویِ حق -بیتیغِ تو- بالای چشم، ابرو نداشت
ذوالفقارت آنگونه با سرعت به هر کس خورده است
مدتی مبهوت مانده تا بفهمد مرده است! :))
خشمِ تو از رعدِ «یا قهّار» و «یا جبّار» بود
بعد از آن بارانِ «یا ستّار» و «یا غفّار» بود
بعد از آن باران، عجب رنگینکمانی دیدهام
دیدهام نورِ تو را، از هر طرف چرخیدهام
باز هم حس میکنم حوض دلم دریا شدهاست
مثل این که «یا علی»هایم صد و ده تا شده است :)