eitaa logo
مِلهوف
515 دنبال‌کننده
182 عکس
97 ویدیو
0 فایل
گاهی با مخاطب، گاهی دلی‌ . •••••• دیگه انرژی لازم برای دوستی های بی معنی، تعاملات اجباری یا مکالمات غیر ضروری رو ندارم . •••••• مِلهوف یعنی اندوهگین و غمزده .
مشاهده در ایتا
دانلود
مِلهوف
میخوای بعدا به خاکم بوسه بزنی؟ خب الان که خودم هستم به روی من بوسه بزن😀 چو بر خاکم بخواهی بوسه دادن
چه خبر یار؟! شنیدم که گرفتار شدی دل سپردی‌و برای دگری یار شدی! بعد دل کندنت از من دلت آرام گرفت؟ خوب شد زندگی ات یا که بدهکار شدی؟ تو خودت خواستی از قصه‌ی من پَر بکشی! پس نگو کارِ خدا بوده و ناچار شدی.. من‌ که در حد پرستش به تو دلبسته شدم؛ من چه کردم که تو این گونه گرفتار شدی مرگِ دل نقطه‌ی آغاز فرو پاشی هاست حیف و صد حیف که تو دیر خبردار شدی.. @Melhoof
مِلهوف
انصاف‌ نباشد که‌ منِ‌ خسته‌ی‌ رنجور پروانه‌ی‌ او‌ باشم‌ و‌ او شمعِ‌ جماعت((((: •سعدی•
غنیمتی شِمُر ای شمع وصلِ پروانه! که این معامله تا صبح‌دم نخواهد ماند🤞🏻 •حافظ• @Melhoof
ترجیح میدم یا درست دوست داشته بشم یا تنها بمونم، چیزی بین این دوتا برام وجود نداره.👈👉 @Melhoof
هر وقت که بیخیال شدین، برمی‌گرده😒 @Melhoof
من میگم ناراحت نشدم ولی خودت که عقل داری! @Melhoof
تلخ🚶‍♂ @Melhoof
چه شده؟ ای دل دیوانه هوایش کردی؟ با دو چشمان پر از اشک صدایش کردی؟ مدتی بودکه غافل شده بودم ازعشق تو مرا باز گرفتار بلایش کردی؟ گفته بودم که دلش معدن بی معرفتی ست تو نشستی و دلت خوش به وفایش کردی؟ بستم آغوش به رویش که از اینجا برود سینه ام را تو چرا باز سرایش کردی؟ او به احساس تو می زد لگد واما تو سرمه چشم من از تربت پایش کردی؟ سعی کردم که فراموش کنم خاطره اش بین هر خاطره ام باز رهایش کردی به تو می گفتم از اول که خدا افسانه ست ساده دل! باز شکایت به خدایش کردی؟ بارها تجربه کردی که دعا بی اثر است باز هم بر سر سجاده دعایش کردی؟ رفته او با رقبا سرخوش و خندان لب و مست وای بر تو که خودت را به فدایش کردی((((: @Melhoof
در ظاهر روی پاهایم ایستاده‌ام، گاهی می‌خندم و گاهی گریه می‌کنم اما حقیقت این است که خسته هستم، می‌خواهم فرار کنم، می‌خواهم بروم و ناپدید شوم. فروغ فرخزاد👤 @Melhoof
مِلهوف
بیا دوتایی همو تکمیل کنیم؛ مثل چایی و قند، چیپس و ماست، بالشت و پتو، ماه و خورشید، خاک و گلدون، ابر
قدر اونیکه میگه: عیب نداره باهم درستش میکنیم رو بدون! هیچکس تو این دنیا دنبال درست کردن نیست، همه دنبال چیزهای حاضر و آماده‌ان و حوصله درست کردن رو ندارن. @Melhoof
به یه جا خیره شدی و یهو از خودت میپرسی داری خوب می‌شی یا به غم عادت می‌کنی؟ @Melhoof
برای آرزوهای محال خویش می‌گریم اگر اشکی نمانَد، در خیال خویش می‌گریم شب دل کندنت می‌پرسم آیا بازمی‌گردی؟ جوابت هرچه باشد، بر سوال خویش می‌گریم نمی‌دانم چرا اما به قدری دوستت دارم که از بیچارگی گاهی به حال خویش می‌گریم اگر جنگیده بودم، دستِ‌کم حسرت نمی‌خوردم ولی من بر شکست بی‌جدال خویش می‌گریم به گردم حلقه می‌بندند یاران و نمی‌دانند که من چون شمع هرشب بر زوالِ خویش می‌گریم نمی‌گریم برای عمر از کف رفته‌ام، اما به حال آرزوهای محال خویش می‌گریم @Melhoof