مِلهوف
من خیلی آدمِ ، وقتی پیام نمیده یعنی نمیخواد باهام حرف بزنهای هستم.👈👉 @Melhoof
خدایا مثلا یه دونه ازین ذوقا🚶♂
@Melhoof
مِلهوف
بیا دوتایی همو تکمیل کنیم؛ مثل چایی و قند، چیپس و ماست، بالشت و پتو، ماه و خورشید، خاک و گلدون، ابر
قدر اونیکه میگه: عیب نداره باهم
درستش میکنیم رو بدون!
هیچکس تو این دنیا دنبال درست
کردن نیست، همه دنبال چیزهای
حاضر و آمادهان و حوصله درست
کردن رو ندارن.
@Melhoof
برای آرزوهای محال خویش میگریم
اگر اشکی نمانَد، در خیال خویش میگریم
شب دل کندنت میپرسم آیا بازمیگردی؟
جوابت هرچه باشد، بر سوال خویش میگریم
نمیدانم چرا اما به قدری دوستت دارم
که از بیچارگی گاهی به حال خویش میگریم
اگر جنگیده بودم، دستِکم حسرت نمیخوردم
ولی من بر شکست بیجدال خویش میگریم
به گردم حلقه میبندند یاران و نمیدانند
که من چون شمع هرشب بر زوالِ خویش میگریم
نمیگریم برای عمر از کف رفتهام، اما
به حال آرزوهای محال خویش میگریم
@Melhoof
قدر سوزن گر پشیمان بود می بخشیدمش
در بغل حبسش نموده داغ می بوسیدمش
حیف در پاسخ به این عشق و وفای جاودان
جای مهر و آشتی با دیگران می دیدمش
باز هم با هر مکافاتی به پایش سوختم
با همه این ها ز دل معشوقه می نامیدمش
وقت رفتن گر کمی از مشکلاتش می سرود
جان خود تا روح و رگبا عشق می فهمیدمش
راستش دلتنگم و غرق خیالی دردناک
قدر سوزنگر پشیمان بود می بخشیدمش((:❤️🩹
@Melhoof
آمدی وقتی که دیگر بی نهایت دیر شد
آن جوانی که رهایش کرده بودی پیر شد
آفتاب انتظارت آنقدر تابید که
پهنه دریای عشقم عاقبت تبخیر شد
من همانم که پر از شور رسیدن بود؟ نه
از تمام زندگی چشم و دل من سیر شد
شور و شوق زندگی بعد از تو افتاد از سرم
روزهای جمعه نه، هر روز من دلگیر شد
بد شدی با من منم با کل دنیا بد شدم
بد شدن بعد از تو راحت مسری و واگیر شد
گریه میکردم نشد جوری که باید خوب دید
چهرهای تار و پریشان آخرین تصویر شد
دورهایت را زدی و بعد از آن برگشتهای؟
جا ندارد، قلب من با بیکسی تسخیر شد
با ببخشید و غلط کردم چه جبران میشود؟
عمر من رفت و غرورم له شد و تحقیر شد
خارج از وقتش که باشد عشق هم بیارزش است
نوش دارویی که آوردی تو بیتاثیر شد
حرف آخر، جانِ دل برگشتنت بیفایدهست
آمدی وقتی که دیگر بینهایت دیر شد(((:
@Melhoof