مِلهوف
بدونِ شرح . @Melhoof
و ناگهان، به یاد آنچه با تو گذرانده بودم، گریستم.❤️🩹
@Melhoof
بیوفایی پیش چشم این اهالی، خوب نیست
التماست میکنم! این بیخیالی خوب نیست
خندههای رفتنت در کوچهها ویرانگرند
گریههای ماندنم در این حوالی، خوب نیست
مادرم میگفت: "شاید یک غروبی آمدی"
انتظار سرنوشت احتمالی، خوب نیست
بی تو مشغول تمامِ خاطرات رفتهام
ای تمام هستیام، خوداشتغالی خوب نیست
کوزهای هستم که با دردِ ترک خوکردهام
جابهجاییهای این ظرف سفالی، خوب نیست
چون رمیدنهای آهو نازهایت جالب است
دشت چشمم را نکن حالی به حالی، خوب نیست
بعدازاین حال من و این کوچه و این باغ گل
از نبودت مثل این گلهای قالی، خوب نیست
@Melhoof
چشم که بر تو میکُنم، چشم حسود میکَنم
شکر خدا که باز شد، دیدهٔ بختِ روشنم
هرگزم این گمان نبُد، با تو که دوستی کنم
باورم این نمیشود، با تو نشسته کاین منم
دامن خیمه برفکن، دشمن و دوست گو ببین
کاین همه لطف میکند، دوست به رغم دشمنم
عالِم شهر گو مرا، وعظ مگو که نشنوم
پیر محله گو مرا، توبه مده که بشکنم
گر بزنی به خنجرم، کز پی او دگر مرو
نعرهٔ شوق میزنم، تا رمقیست در تنم
این نه نصیحتی بود، «کز غم دوست توبه کن»
سخت سیهدلی بوَد، آن که ز دوست برکنم
گر همه عمر بشکنم، عهد تو پس درست شد
کاین همه ذکر دوستی، لاف دروغ میزنم
پیشم از این سلامتی بود و دلی و دانشی
عشق تو آتشی بزد، پاک بسوخت خرمنم
شهری اگر به قصد من، جمع شوند و متفق
با همه تیغ برکشم، وز تو سپر بیفکنم
چند فشانی آستین، بر من و روزگار من
دست رها نمیکند، مِهر گرفته دامنم
گر به مراد من روی، ور نروی تو حاکمی
من به خلاف رای تو، گر نفسی زنم زنم
این همه نیش میخورد، سعدی و پیش میرود
خون برود در این میان، گر تو تویی و من منم
@Melhoof
734.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دلمراهیچکسماننداونخواهدبرد؛
خودشهممیداندمنکسی
راهماننداونمیخواهم😄❤️
@Melhoof
مِلهوف
بعدا از دلش در میارم بعدا😄: @Melhoof
بعدا؟
بعدا جوجو گوجی موجی مهربونه تبدیل میشه به «اوم» «اها» «اوکی» .
@Melhoof