هدایت شده از اطلاع رسانی گسترده حرفهای
🚨خانواده ی کرمانی خونگرم که اهل سفرن !
🤫😳😳😳😳😳😳😳😳😳
🤫 هیس!!!!!!!!!!
فقط # خانومااااااا بیان که دورهمی دوست دارن ... 👀💛👇👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/2094792962C54f070a0de
https://eitaa.com/joinchat/2094792962C54f070a0de
داستان # زندگی_واقعی که همه پیگیرشن👆
#تجربه😳
من منصوره هستم متولد ۶۷ تحصیلاتم کارشناسی ارشد برقه
قبل از به دنیا اومدن پسرم تو اداره برق کار می کردم و عصرها هم تو دانشگاه تدریس می کردم یک روز داشتم خونمو تمیز میکردم دیدم رو قرآن یک وجب خاک نشسته،مسیرِ زندگی من از همون لحظه تغییر کرد ...🥺
ادامه این داستان واقعی اینجا سنجاق شده 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/2094792962C54f070a0de
❌ قبل از سنگشکن و جراحی صبر کن!
پدرم از درد سنگ کلیه تا صبح به خودش میپیچید…
ادرارش بند اومده بود، از درد فریاد میزد 😣
دکترا گفتن «باید سنگشکن شه!» ⚠️
اما با یه داروی کاملاً گیاهی و قدیمی 70 ساله ، همهچی عوض شد 🌿
تو کمتر از یه هفته، سنگش پودر شد و راحت شد ☺️
قبل از اینکه بری سراغ جراحی یا سنگشکن حتما این کانال و رضایت بیمار هاشو ببین👇
https://eitaa.com/joinchat/3671785996Ce47a770af2
وارد خونم شد و قرار شد خدمتکار شخصی همسرم باشه تا بدهی پدرش رو صاف کنه. ریزه میزه بود و خیلی وقتا بابت اینکه مجبور شده توی این سن کم تقاص بیعرضگی پدرش رو پس بده دلم به حالش میسوخت و هواش رو داشتم تا اینکه متوجه شدم بیست و سه سالشه و از اون روز نگاهم بهش تغییر کرد. علاقهای به همسرم نداشتم و همیشه ازش گريزان بودم و همین بهانه هم برام کافی بود که روز تولد همسرم وقتی همه سرگرم جشن بودن وارد آشپزخونه شدم. با دیدنش احساس کردم جنونزده شدم؛ در عین سادگی با زیباییهاش مبهوتم میکرد... متعجب و منتظر به من نگاه میکرد که نزدیک رفتم و با گرفتن دستش حلقهای که توی دستم بود رو وارد انگشتش کردم و بیتوجه به جمعی که درحال دیدن ما بودن گفتم:
- تمام بدهی رو میبخشم ولی به شرطی که به پیشنهادم جواب مثبت بدی... با من ازدواج میکنی نیلماه؟
https://eitaa.com/joinchat/139068685Cd5aeff5e44