eitaa logo
آرشیو خاطرات.
18 دنبال‌کننده
1.7هزار عکس
129 ویدیو
7 فایل
عکاس نیستم و عکس هارا نه به خاطر زیباییشان، به خاطر احساساتی که در آن لحظه داشتم میگیرم و به اشتراک میگذارم.(خیلی جدی حالم از عکسایی که میگیرم به هم میخوره.)
مشاهده در ایتا
دانلود
السلام علیک یا اباعبدالله الحسین علیه السلام♥️
به طرز عجیبی دوباره آغاز اینجا
اینجا تقریبا میشه دفترچه ی خاطره و روایت های من، اگر دوست ندارید بمونید میتونید برید.
بذارید از مشهدی که هفته ی قبل رفتم شروع کنم.
تا رسیدیم مشهد به دلایلی جامون هنوز جور نبود و رفتیم طرف پارکینگ. اول مامان بابام رفتن و من کنار بچه ها موندم. یکم بعد خودم تنهایی رفتم از پله برقی که میومدم بالا، آسمون اینطوری پیدا بود.
کم کم رسید به بالا و وارد صحن شدم. دم طلوع آفتاب نسیم خنک خودم تنهایی.. فقط چند لحظه داشتم نفس عمیق میکشیدم. نفسی که درد و غم هم باهاش همراه بود.
میخواستم اینطور باشه.
همینطور زل زده بودم به آسمون و حرم.
دیدم انگار دلم کنده نمیشه از این حال و هوا به جای اینکه با عجله برم سمت حرم، چند لحظه نشستم کنار این گلا.. خیلی غم داشتم خیلی دلم میخواست بزنم زیر گریه ولی خب من آدمی نیستم که خیلی راحت گریه کنم. فقط نشستم و به خیره شدن به آسمون ادامه دادم.