دیدگاه شهید نصرالله درباره ارتباط اتفاقات اخیر منطقه با ظهور و آخرالزمان
🔹یکی از مسائلی که همواره در جریان اتفاقات مهم و بزرگ بینالمللی پیرامون آن سخن گفته میشود، علائم و نشانههای ظهور منجی عالم بشریت است. شهید حجت الاسلام و المسلمین سید حسن نصرالله در خصوص این مسئله در زمانهای گوناگون، سخن گفته بود.
🔹شهید نصرالله در یک نشست گفته بود: میگویند این خراسانی، این یمانی و این سفیانی است، این فلان حادثه است و این شخص فلانی است و این که شش ماه بعد یا نه ماه بعد چنین و چنان میشود، این بسیار خطرناک است.
👇
http://www.jahannews.com/news/908102
7.08M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴نگاه رهبری به مسئله ظهور و اظهارات منحرف کننده این روزها!
در مسجد فاطمیه دیدم آیت الله محمدتقی بهجت (ره) به طرف من میآید؛
چهرهاش برافروخته بود، اما آرام میآمد؛
به من که رسید، پرسید: «پول دارید؟»
سنگینی نگاهشان را حس میکردم؛ گیج و مبهوت بودم.
بیآنکه علت سؤالش را بدانم، گفتم: «بله دارم!»
سرزنشآمیز گفت: «پس نخ و سوزن بخرید تا من و شما دهانمان را بدوزیم.»
زبانم بند آمد!
دستوپایم را گم کردم و با خندهای تلخ، پرسیدم: «اصلاً نباید حرف بزنم؟ اینهمه دیدنی را نادیده بگیرم؟»
گفت: «اسرار را نباید بازگو کنید! بازگویی، برای خودت #عُجب و #خودبینی میآورد، و برای دیگران #ناباوری، #حسادت و احیاناً #دشمنی.»
📚این بهشت، آن بهشت،
ص٢۵؛ بر اساس خاطرۀ یکی از شاگردان آقا
😶 و البته گاهی باید گفت
مثل کتاب انسان در عرف عرفان از آیت الله حسنزاده یا روح مجرد آیتالله طهرانی ...
گاهی برای تقویت ایمان، تحریک، ترغیب، تشویق، تحذیر، انذار، ترساندن از جهنم و... باید گفت..
مکاشفات رو باید گفت
بویژه در این عصر ظلمانی و هجوم سبک زندگی مادی و کفرالود غرب و کلا تمدن الحادی غرب که در حد یک دین مادی ظاهر شده و برای همه ی حیات بشر برنامه دارند بر محور سود و لذت مادی و دنیوی...
کتمان یا آشکارسازی؟
خاطره ی مهم حجت الاسلام استاد محمدجواد رودگر ( محقق پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه قم) درباره ی علت تالیف کتاب انسان در عرف عرفان توسط آیتالله حسن زاده آملی
سال۷۶ یا ۷۷ با برخی از دوستان توفیق عزیمت به مشهد مقدس و زیارت ثامن الحجج(ع) یافته و قرار بود در همایش نکوداشت استاد علامه سیدجلال الدین آشتیانی شرکت کنیم که الحمدلله چنین شد و استفاده ها کرده و استاد جلال الدین آشتیانی را از نزدیک دیده و با او صحبت کردم. در این همایش موقع برگشت به مکان از قبل تعیین شده، داخل ماشینی که میهمانان را به آنجا می آورد، استاد دکترابراهیمی دینانی عزیز که استاد دوره کارشناسی ارشد و دکتری بنده در دانشگاه بوده و استاد راهنمای رساله دکتری ام نیز شده بود را زیارت کرده و داشتم می رفتم روی یکی از صندلی های عقب ماشین بنشینم که استاد فرمود فلانی بیا اینجا کنارم، کارت دارم، امتثال امر کرده و کنار استاد نشستم. عرض کردم امرتان چیه؟ فرمود شما که شیفته استاد خودت آقای حسن زاده آملی هستی، پرسشی از ایشان دارم و برام پاسخ بیارید! عرض کردم بفرمائید. فرمود چرا آقای حسن زاده اسرار هویدا می کنه و مانند استادش آقای طباطبایی کتوم نیست؟ چرا کشف و کراماتش را بیان کرده و نوشته و منتشر کرد؟(ناظر به کتاب “انسان در عرف عرفان” فرمود). چندبار تکرار کرد و عرض کردم اجازه هست خودم پاسخ دهم؟ فرمود نه، من از شما پاسخ نمی خواهم، از استادت آقای حسن زاده پاسخ بیار. عرض کردم چشم.
بازم تابستاتی محضر استاد( حسن زاده ) رسیدم و جریان همایش نکوداشت و پرسش آقای دکتر دینانی را ناظر به کتاب یاد شده مطرح کردم.
فرمود:
آقای دکتر دینانی عزیز راست گفت، درست گفت، خیلی خوب گفت!
اما به جناب ایشان بفرمائید که بنده چیزی را افشا نکرده و اسراری را آشکار نکردم، بنده نیز همان مشی و مشرب آقای طباطبایی را قبول دارم و بر آن مشرب هستم.
آن مقدار که در کتاب “انسان در عرفِ عرفان” نوشتم و گفتم #ساحل_پیمایی است و گفتم تا مردم بدانند عوالم دیگری هم هست، غیر از دنیا و عالمِ ماده، ملکوت و مثالی و بالاتری هم هست.
می خواستم به مردم #تذکر دهم که #حقایقی_پشت_پرده هست.
بنده کتابی با همین نام(انسان در عرف عرفان) نوشتم خیلی قطور و خیلی از #اسرار و #وقایع در آن مندرج است و وصیت کردم بعد از من منتشر کنند(یعنی کتاب منتشر شده فعلی قطره ای از آن دریاست، این ساحل پیمایی است و آن دریا)…
بعد از زمانی که توفیق دیدار استاد دکتر دینانی شامل حال شد، فرمایش علامه را به ایشان منتقل کردم و سکوت کرده و به فکر فرو رفت و هیچ نگفت.
منبع
( همراه با دیگر خاطراتی از آیتالله حسن زاده آملی ) :
https://iict.ac.ir/1402/08/fmanaviat-7/
🌸🌸🌸🌸🌸🌸